در فرهنگ اهلبیت (ع)، تشییع یک عالم شهید از ارزشمندترین جلوههای وفاداری به دین و تکریم اولیای الهی است. هرچند روایت مستقلی درباره ثواب ویژه تشییع «عالم شهید» وجود ندارد، اما با جمعبندی روایات شیعه روشن میشود که این عمل، فضیلت سه عبادت بزرگ را در خود جمع کرده است: ادای حق مؤمن، تکریم وارثان پیامبران و بزرگداشت شهیدان راه خدا. امام صادق (ع) تشییع کردن را از حقوق مسلم بر مسلم دانستهاند و در روایت دیگری، عالمان را «وارثان پیامبران» معرفی کردهاند. از این رو، حضور در تشییع پیکر عالم شهید، افزون بر بهرهمندی از ثواب تشییع مؤمن، تجلیل از علم الهی، تجدید عهد با فرهنگ جهاد و ایثار، زنده نگه داشتن راه عالمان مجاهد و تعظیم شعائر الهی است؛ عملی که هم موجب رشد معنوی فرد میشود و هم در حفظ هویت دینی و انتقال ارزشهای اسلام به نسلهای آینده نقش مهمی ایفا میکند. هر اندازه هم که جایگاه ایمانی، علمی و جهادی فرد بالاتر باشد، آثار تربیتی و اجتماعی این حضور نیز عمیقتر خواهد بود.
تشییع رهبر انقلاب، یک آیین مذهبی و عرفی صرف نبود که اگر اینگونه بود، اثر آن «غم و اندوه» بود. همانطور که در یادداشتهای قبلی گفته شد، شهادت این مرجع عالیقدر، بعثت یک ملت را به دنبال داشت. باعث بیداری و حرکت یک ملت و حتی جامعه مقاومت شد. اثرات اصلی این وداع ملی، انسجام داخلی بیسابقه، شکست استراتژیک دشمن در ایجاد فروپاشی و تبدیل شدنِ آرمانهای رهبر به رسالت زندگی مردم بود.
تشییع قائد امت، یک رویداد «ژئوپلیتیک و اجتماعی با ابعاد جهانی» بود که تأثیر آن در چهار سطح قابل بررسی است:
۱. سطح روانشناختی و اجتماعی (تکثیر قدرت و انسجام)
این تشییع ملی و منطقهای به عنوان یک «مغناطیس اجتماعی» عمل کرد. تفاوتهای میان گروهها را کنار زد و یک «عنصر مشترک» (هویت ملی یا مذهبی) ایجاد کرد. انسجام و اتحادی که باعث شد مردم از حالت پراکندگی خارج شده و به یک «امت واحد» تبدیل شوند.
این رویداد ملی، چون با مفهوم «بعثت» یک ملت همراه شد، از این رو اثر روانشناختی آن از یک احساس عاطفی «غم و اندوه» به «خشم و انگیزه برای تغییر و ایستادگی» تغییر کرد.
۲. سطح سیاسی و داخلی (انتقال قدرت و مشروعیت)
حجم انبوه جمعیت و همبستگی در تشییع امام شهید، پیامی روشن و مستقیم به دشمن و به برخی گروههای داخلی داشت؛ پیامی مبنی بر اینکه «این نظام و این آرمانها، تنها یک فرد نیستند بلکه در بدنه مردم ریشه دارند.»
این رویداد ملی، مقدمهای شد برای معرفی و تثبیت رهبر جدید (آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای)، یعنی قدرت و حاکمیت بر تداوم خطمشی قائد شهید استوار است. این کار باعث میشود که فرآیند انتقال قدرت، با یک «رکنیت اجتماعی» همراه شود که از لرزشِ سیاسی جلوگیری میکند.
۳. سطح ژئوپلیتیک و بینالمللی (پیام به قدرتهای جهانی)
در سطح جهانی، این بدرقه باشکوه، یک «پیام استراتژیک» برای قدرتهای جهانی به دنبال داشت:
تغییر معادلات قدرت: (مانند آمریکا یا رژیم صهیونیستی)، حجم و نوع این تشییع، میزان «ماندگاری» نظام اسلامی را به نمایش گذاشت. این آیین ملی باعث تقویت پیوندهای عاطفی و سیاسی با کشورهای متحد (مانند محور مقاومت) و در عین حال، ایجاد ترس یا بازنگری در سیاستهای کشورهای منطقه خواهد شد.
این وداع به مثابه یک همهپرسی مردمی جدید در مسیر مقاومت، عزت و استقلال بود؛ و از سوی دیگر پیامی را در جهان منتشر کرد مبنی بر اینکه ملت آگاه ایران قادر به شناسایی دشمن واقعی خود و در مسیر حقیقت و مقابله با پروژههای سلطه و بیعدالتی، ثابت قدمتر و مصممتر هستند.
۴. سطح نمادین و تاریخی (ساخت روایت تاریخی جدید)
این رویداد ملی، شخصیت رهبر شهید را از یک مقام سیاسی به یک «نماد تاریخی و اسطورهای» تبدیل کرد. این فرآیند سبب میشود که آموزهها و تصمیمات ایشان، برای نسلهای آینده به یک «دستورالعمل رفتاری» تبدیل شود.
سخن آخر آنکه؛ این تشییع ملی خونخواهی و قدرشناسی یک ملت از رهبری بود که همه عمر مجاهدت کرد و خطرات و توهینها را به جان خرید، اما ایران را در دنیا عزتمند کرد.