
در این میان، مدیریت و حفظ اشراف ایران بر تنگه هرمز اهمیت کانونی دارد. اگر در این جنگ تسلط و مدیریت ایران بر تنگه هرمز محقق نمیشد، بدون تردید سرنوشت جنگ به شکل دیگری رقم میخورد. درواقع یکی از مهمترین هنرمندیهای رهبر شهید آیتالله خامنهای و فرماندهان شهید نیروهای مسلح و همچنین فرماندهان کنونی، طراحی ساختاری دفاعی_تهاجمی بود که امکان تسلط ایران بر این گذرگاه راهبردی را فراهم کرده است؛ ساختاری که دشمن را از هرگونه اقدام مؤثر بازداشت و در نهایت به عقبنشینی و شکست او انجامید. این مسأله در کنار پشتوانه و حمایت مردمی یکی از عوامل کلیدی ناکامی دشمن محسوب میشود. همینطور ارتقای توان نظامی و حفظ حقوق هستهای بهعنوان دیگر عناصر کلیدی بازدارندگی، در مجموع ایران را به سطحی از قدرت ارتقا داده است که دشمن نتواند کشور را بهراحتی به جنگ تهدید کند. بهعبارت دیگر تاکید بر این خطوط قرمز این پیام را به دشمن منتقل میکنند که هرگونه حمله مجدد به ایران اقدامی غیرعقلانی است و با هزینههای تحملناپذیر برای دشمن همراه خواهد بود.
در کنار این موضوع خط قرمز دیگری که باید در مذاکرات لحاظ شود، پیوستگی جبهه مقاومت و متحدان منطقهای ایران است. یکی دیگر از دستاوردهای بسیار رهبر شهید و شهید حاج قاسم سلیمانی، شکلگیری جبهه مقاومت در سطح منطقه بود که در کنار ارتقای توان موشکی و پهپادی کشور باعث شد دشمنان ایران در موقعیتی ضعیفتر قرار بگیرند. فعالیت هماهنگ این جبهه از دریای سرخ گرفته تا عراق، یمن، مدیترانه و لبنان، در طول سالهای گذشته و از جمله در جنگ اخیر باعث شده آمریکا و متحدانش نتوانند تمام ظرفیتهای خود را صرف تمرکز بر ایران کنند و همواره ناچار به پراکندهسازی توان خود شدهاند. بهطور مشخص همین مسأله در جنگ اخیر موجب شد ضربات کمتری به ایران وارد شود، در حالی که هزینهها و خسارتهای طرف مقابل به شکلی غافلگیرکننده افزایش پیدا کند. اکنون نیز اگر قرار است آتشبس یا صلحی مستقر شود، باید این شامل همه جبهه مقاومت باشد و نباید تفکیکی میان حوزههای مقاومت قائل شد. نباید از یاد برد که گروهها و جریانهای مقاومت برای ایران تنها متحدان سیاسی نیستند بلکه دوستان صادقی هستند که برای ایران جانفشانی کردهاند. طبیعی است از منظر اخلاقی، شرعی و سیاسی ایران خود را موظف بداند در کنار چنین متحدانی بایستد. حتی اگر کسی به این ملاحظات اخلاقی اعتقادی نداشته باشد، از منظر راهبردی نیز نمیتوان انکار کرد که پیروزی ایران بدون وجود این محور مقاومت به این شکل ممکن نبود.
با وجود همه این مسائل، تجربه مذاکرات گذشته با آمریکا همچنان باعث تردید و بیاعتمادی است. از مذاکرات پیش از برجام تا جنگهای اخیر، همواره این نگاه درست در سطح رهبری وجود داشته که طرف آمریکایی در حال فریب ایران است. درستی این نگاه تقریبا بلافاصله بعد از امضای برجام روشن شد؛ جایی که با وجود اجرای تعهدات از سوی ایران، آمریکای دوره اوباما به تعهدات خود عمل نکرد؛ بنابراین طبیعی است امروز و از پس تجربیات جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان این ملاحظه وجود داشته باشد که در دولت فعلی آمریکا، مذاکرات جاری با هدف فریب یا خرید زمان دنبال میشود.
البته در وضعیت کنونی مدیریت مذاکرات در اختیار فردی قرار دارد که مواضع محکم و صریح و دقت نظر بسیار بالایی دارد و از سوی دیگر، تمام فرآیند مذاکرات همزمان تحت نظارت شورای عالی امنیت ملی و هدایت آیتالله سیدمجتبی خامنهای قرار دارد. افزون بر این، شرایط میدانی و نتایج جنگ اخیر نیز موقعیت دست برتر را به ایران داده بهگونهای که دشمن امروز بیش از هر زمان دیگری به بازگشایی تنگه هرمز نیازمند است و همین مسأله قدرت بازدارندگی و اهرم فشار ایران را افزایش داده.
هنوز مشخص نیست مذاکرات به توافق نهایی منجر خواهد شد یا خیر، اما آنچه در شرایط فعلی دیده میشود، یک ظرفیت بالقوه برای تحقق توافقی وجود دارد که در صورت وادار شدن طرف مقابل به اجرای واقعی آن از جمله پرداخت اموال سرقت شده کشور در مرحله اول میتواند به نفع ایران باشد. هرچند ایران به توافق دلخوش نکرده و کاملا آماده سرکوب شدید هر نوع نیروی مهاجم است.
معاون محیطزیست طبیعی خبر داد:
گفت و گوی اختصاصی جام جم آنلاین با حسن روشن
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛