در جهانی به وسعت حدود 6.6میلیارد انسان که تحت حاکمیت نزدیک به دویست دولت اداره می شود، طی یک سال ، رویدادها و وقایع بزرگ و ماندگار و تاثیرگذار کم نیست ؛
کد خبر: ۱۲۹۰۵۵
وقایع و رویدادهایی که یک کشور یا یک منطقه و یا صحنه بین الملل را به کنش یا واکنش وامی دارد.
سال 85نیز شاهد فراز و فرودهای زیادی بود. از جنگ 33روزه جنوب لبنان که به خلق حماسه حزب الله و رسوایی رژیم صهیونیستی منجر شد گرفته تا اعدام صدام ، پیروزی دموکرات ها در امریکا، قهرمانی ایتالیا در جام جهانی ، تحولات امریکای لاتین و آزمایش هسته ای کره شمالی در مسائل فرامرزی ، واز پیشرفت های هسته ای کشور گرفته تا انتخابات باشکوه شوراها و خبرگان در 24آذر، حضور ایران در جام جهانی ، ابلاغ بند (ج) اصل 44و فرار شهرام جزایری در داخل. اما در این میان ، موضوع هسته ای ایران ، هم در داخل کشور و هم در صحنه بین الملل تقریبا پرمناقشه ترین موضوع بود و حجم وسیعی از اخبار و گزارش ها را به خود اختصاص داد. در ماجرای هسته ای نیز بحث تعلیق همچنان محوری ترین درخواست غرب به رهبری امریکاست ؛ درخواستی که قاطعانه با مخالفت جمهوری اسلامی ایران روبه رو شده است.
چرایی مخالفت ایران با موضوع تعلیق ، محور اصلی این نوشتار است ، که برخی از مهمترین دلایل این مخالفت را در زیر مرور می کنیم:
1- مطابق قوانین و مقررات بین المللی ، دستیابی به انرژی هسته ای و استفاده صلح آمیز از آن ، نه تنها هیچ محدودیت و ممنوعیتی ندارد، بلکه آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان تنها نهاد فنی و حقوقی بین المللی و همچنین کشورهای صاحب این فناوری موظف است به کشورهای محروم از این فناوری کمک کند تا به آن دست یابند و از آن بهره برداری کنند. در این باره علاوه بر مقدمه ان. پی.تی ، ماده 4این معاهده بصراحت چنین می گوید: «هیچ یک از موارد این پیمان به نحوی تفسیر نخواهد شد که به حقوق غیرقابل انکار هر یک از اعضای این پیمان به منظور توسعه تحقیقات ، تولید و بهره برداری از انرژی هسته ای جهت اهداف صلح جویانه بدون هر نوع تبعیض و بر اساس مواد 1و 2این پیمان خللی وارد کند. همه اعضای این پیمان متعهد می شوند که تبادل هر چه وسیع تر تجهیزات ، مواد، دانش و اطلاعات فنی را جهت مصارف صلح جویانه انرژی هسته ای تسهیل نموده و حق شرکت در این مبادلات را دارند. اعضای این پیمان در صورت توانایی ، باید انفرادی یا به اتفاق سایر اعضا یا سازمان های بین المللی در توسعه بیشتر استفاده از انرژی هسته ای برای اهداف صلح جویانه ، مخصوصا در قلمرو اعضایی که فاقد سلاح هسته ای هستند و با توجه به نیازهای مناطق در حال توسعه جهان ، مشارکت کنند.بنا بر این درخواست تعلیق فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران ، درخواستی غیرقانونی است ؛ حتی اگر شورای امنیت آن را درخواست کند!
2- جمهوری اسلامی ایران برای اعتمادسازی و اثبات حسن نیت خود در توافقنامه های سعدآباد، بروکسل و پاریس ، حدود دو و نیم سال و بتدریج همه فعالیت های مرتبط با موضوع هسته ای ، حتی تحقیقات را به حالت تعلیق درآورد و طرف اروپایی برخلاف تعهداتش ، نه تنها موضوع را از دستور کار شورای حکام خارج نکرد، بلکه با صدور قطعنامه های سیاسی و در نهایت ارجاع پرونده به شورای امنیت ، ثابت کرد هیچ حسن نیتی برای حل مسالمت آمیز و منطقی موضوع ندارد و صرفا در مسیر پایمال کردن حقوق ملت ایران گام برمی دارد. با توجه به این سابقه ، پرسشی مطرح است که چه تضمینی وجود دارد که در صورت تعلیق مجدد از سوی ایران ، طرف غربی مشی گذشته خود را تکرار نکند.
3- تعلیق برای رسیدن به چه چیز؛ پرسش مهم دیگری است که در پذیرفتن یا نپذیرفتن آن تاثیر اساسی دارد. به عبارت دیگر، ایران فعالیت های هسته ای قانونی خود را در برابر چه چیزی تعلیق کند؛ اگر بسته پیشنهادی پر از خالی سه کشور اروپایی و امریکا، به ازای تعلیق است که موضوع ایران در قبال آن روشن است و آن بسته با این بستن هیچ تناسبی ندارد! و اگر پیشنهاد جدیدی مطرح است ، باید قبل از تعلیق روشن شود.
4- به نظر می رسد اصرار غیرقانونی غربی ها به تعلیق فعالیت های قانونی ایران یک نوع تحکم است تا اولا برتری موضع خود و عقب نشینی جمهوری اسلامی ایران را ثابت و در بوق و کرنا کنند؛ ثانیا در مذاکرات دست برتر را داشته باشند؛ و ثالثا برای جنجال آفرینی ، در صورت رفع تعلیق مجدد از سوی ایران ، مستمسکی داشته باشند. به عبارت دیگر، اگر ایران به این درخواست غیرقانونی تن دهد و در قبال آن نتواند امتیاز با ارزشی بگیرد که حتما چنین خواهد بود علاوه بر خسارت های دوران تعلیق ، هم اعتبار مقاومتش را از دست داده است ، و هم برای رفع تعلیق مجدد، هزینه ای بمراتب سنگین تر از عدم پذیرش تعلیق را باید بپردازد، و مصداق خوردن فحش و پیاز و دادن پول توامان خواهد بود.
5- پذیرش تعلیق بی منطق ، گام اول پیشروی حریف و آغاز عقب نشینی های بعدی است. بدون تردید طرف غربی پس از تعلیق ، خواسته هایی را مطرح خواهد کرد که از دو حال خارج نیست : یا ما باید بپذیریم که تن دادن به همه آن چیزی است که آنها می خواهند، و یا مقاومت می کنیم ، که دوباره آغاز راه است.
6- و بالاخره این که استقلال به عنوان اولین و یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی که عزت کشور در گرو آن است ، فلسفه دیگر مقاومت ایران در برابر فشارهای غرب است. درواقع توفیق ایران در موضوع هسته ای ، تنها دستاوردش فناوری هسته ای و انرژی ناشی از آن که در سیمهای برق جریان پیدا می کند و یا در آزمایشگاه های پزشکی و کشاورزی و...به درمان بیماران و بهبود وضعیت کشاورزی می انجامد، نیست ؛ بلکه این مقاومت علاوه بر دستاوردهای فنی و اقتصادی - که در جای خود بس ارزشمند است - حفظ استقلال و کیان ملت ایران را با خود همراه دارد، که محصول آن نه در رشته های برق ، که درشریان های حیات بخش مردم جاری خواهد شد و عزت و غرور و سربلندی را به همراه خواهد داشت. و البته دستاوردهای بزرگ هزینه هایی نیز به همراه دارد، اما هزینه های آن بمراتب کمتر از نقض استقلال و حاکمیت و شکستن غرور، همت و امید ملتی به بزرگی ایرانی مسلمان است و قضاوت در این باره به قیمتی بستگی دارد که برای استقلال و عزت کشور و مردم آن تعیین می کنیم. بنا بر این تدبیر و دوراندیشی که برخی مدام آن را توصیه می کنند، حکم می کند که مسوولان ، مردم و سیاستمداران و نخبگان همچنان بر موضع منطقی ، قانونی و اصولی خود راسخ و محکم بایستند و تسلیم بی تدبیری های ناشی از ترس ، بدفهمی یا خوشبینی به دشمن تحت عنوان تدبیر نشوند.