این کتاب رمانی است که در کلامی کوتاه میتوان آن را رمان عشق به انسان و سرزمین دانست. رمانی که به بهانه عشق به سرزمین خجند و بخارا و به بهانه مردمانی که به خاطر این عشق کشته شدهاند، نوشته شده است. این رمان که نویسنده آن را بهترین داستان زندگی خود بیان کرده از دریچه قلم یکی از نویسندگان چیرهدست شوروی سابق و تاجیکستان امروز تالیف شده و روایتی از زوال انسان و زندگی او در جریان جنگهای منجر به استقلال تاجیکستان و تشکیل جمهوری در این کشور است. روایتی که نویسنده اذعان میکند در صورت منحل نشدن کشور اتحاد جماهیر شوروی و آغاز نشدن جنگهای استقلالطلبانه در تاجیکستان طی آن فرجام بسیاری از انسانها به جای تلخی و سیاهی امروز این رمان، فرجامی سپید و سرشار از شادی داشت.