تابستان داغ و فصل سفرهای گرم خانوادگی
مامان میگه: «خیلی خوب میشد اگه مامانم اینارو هم باهامون میبردیم سفر، آخه طفلکیها خیلی تنهان.» بابا اما با شنیدن این جمله اخمهاش درهم میره و زیرچشمی نگاهی به مامان میندازه و میگه: «باز ما تصمیم گرفتیم خانوادگی جایی بریم، شروع کردی! اصلا چرا مامان من همراهمون نیاد، مگه تو مسافرت قبلی مامان تو نیومد.» همین جمله، آتش به پا میکند من حوصله مادر و خواهرترو ندارم ها... فکر کردی من عاشق اون داداشتم و اینگونه است که یا مسافرتی سر گرفته نمیشه یا پیش درآمدش قهر و بگومگو و دلخوری است.
کد خبر: ۵۸۵۷۶۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۵/۱۴