واژه ها چه حقیرند در برابر ادای احترام به مقام شامخ و جلیل بزرگ مردی چون امیر كبیر زمانم ،سردار سازندگی وطنم ...از زمانی كه در تاریخ خواندم امیر بزرگی چون امیر كبیر را كشتند همیشه حسرت و آه بزرگی در دل و بر زبان داشتم تا زمانی كه با مرد بزرگی چون ایت الله اشنا شدم دلخوش بودم او هست ولی دیگر او نیست و چه سخت است باور رفتن او....بغض سنگینی گلویم را می فشارد و گویا به اندازه تمام بغض هایی كه از ......... دوستش داشتم و خواهم داشت و همیشه برایش دعا خواهم كرد من او را از نزدیك ندیدم و این حسرتی خواهد بود در دلم تا ابد .رفتنش در روز شهادت امیر كبیر نشانه ای است و مهر تاییدی بر اینكه او هم امیر كبیر زمان بود.....كاش این یك خواب باشد و كاش خوابی باشد با تعبیری از جنس خواب كسی كه با افكار پریشان سر بر بالین نهاده است..كاش یكی پیدا شود ما را تسكین دهد قلبم می خواهد از سینه بیرون آید ...آه آه آه