حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نگاهی به فعالیتهای این کشور در عرصه داخلی و خارجی نشان میدهد که عمده تروریستهای منطقهای و جهانی اصالت یا وابستگی سعودی دارند یا تحت تاثیر گرایشهای وهابی قرار گرفتهاند.
دکتر جلیل رحیمی جهانآبادی، استاد روابط بینالملل دانشگاه و مسئول کمیته بینالملل کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس دهم معتقد است که عربستان سعودی ایدئولوژی سلفیگری و رادیکالیسم اسلامی را به عنوان یک ابزار سیاست خارجی در اختیار دارد تا بتواند با پول هنگفت نفتی در کشورهای فقیر مسلمان نفوذ کند تا چهره خشنی از اسلام به نمایش بگذارد. وی در گفتوگو با جام سیاست دراین زمینه به سوالاتمان پاسخ داده که میخوانید.
با توجه به سابقه پیوند آلسعود با وهابیت، بهعنوان اولین سوال میخواهم بدانم ایدئولوژی وهابیت چگونه توانسته است ابزار تروریسممحوری برای عربستان شود؟
عربستان سعودی در منطقه خاورمیانه در یک و نیم قرن اخیر منافعش با مسائل بینالمللی و منافع قدرتهای بزرگ پیوندخورده است. به دو دلیل: یکی بحث پیدایش نفت، که به عربستان سعودی برای دوام، قوام و بقای این کشور کمک کرد و دوم خطر گسترش کمونیسم در منطقه. هر دوی این دلایل باعث شد که غرب سرمایهگذاری ویژهای روی عربستان باز کند و این کشور با استفاده از پوشش دوستی با غرب بتواند سلفیگری و تفکر مربوط به اسلام رادیکال را در منطقه تبلیغ و از این طریق نفوذ سیاسی و نفوذ معنوی خود را در منطقه گسترش دهد. عربستان مثل هر کشور دیگری چند ابزار در سیاست خارجی خود دارد، اولی پول هنگفت نفت، دوم روابط ویژه و مثبت با غرب و دیگری مرکزیت مکه و مدینه و حرمین شریفین و امتیاز وجود این سرزمینهای مقدس در خاک عربستان است. عربستان سعودی ایدئولوژی سلفیگری و رادیکالیسم اسلامی را به عنوان یک ابزار سیاست خارجی همیشه در اختیار داشته و میدانید که کشورهای اسلامی از طریق نفوذ اسلامگرایی رادیکال آسیبپذیر هستند، چون خیلی از این کشورها یا فقیرند یا با نابرابریهای سیاسی و مذهبی دست و پنجه نرم میکنند که بر این مبنا آموزههای اسلام رادیکال برای خیلی از این طبقات فرودست اجتماعی جذابیت دارد و عربستان سعودی با بهرهبرداری از این مباحث و کمک پولی و حمایت غربیها، جاذبههای اسلام رادیکال و نفوذ خود را در منطقه گسترش داده است. در حوادث اخیر در سوریه، مصر، یمن، بحرین و عراق بخشی از نفوذ عربستان سعودی از طریق گروههای رادیکال اسلامی یا به قول غربیها اسلام نظامیگرا افزایش یافته و شما میتوانید این گروهها را با اسامی مختلف، در افغانستان با نام طالبان یا القاعده و در سوریه و عراق با نام داعش ملاحظه کنید که عربستان در یک و نیم قرن اخیر به عنوان بخشی از ابزار سیاست خارجی خود از آن بهره برده است.
چگونه میشود ایده آقای ظریف درباره وحدت جهان اسلام در مقابل وهابیگری را محقق کرد؟ آیا چنین اتحادی اصولا امکانپذیر است؟
واقعیت این است که اسلام رادیکال در حال حاضر هم جهان اسلام و هم به امنیت و صلح جهانی در حال آسیب رساندن است. منتها اسلام رادیکالی که در منطقه خاورمیانه تبلیغ میشود دو طرف ماجراست؛ یعنی دو بازیگر عمده دارد. بخشی گروههای رادیکال شیعه هستند که این گروههای رادیکال شیعه در عراق، لبنان و خیلی از کشورها با دامن زدن به تعصبات شیعه، با اقدامات و جبههگیری علیه اهل سنت، به تاسیس شبکههای تلویزیونی شیعه دست زدهاند که به فرموده رهبر معظم انقلاب تبلیغ شیعه انگلیسی را انجام میدهند و حتی موضعگیریهایی علیه ایران، سیاست خارجی کشور و رهبر معظم انقلاب دارند. اینها یک طرف آتش این معرکه هستند و طرف دیگر هم نیروهای رادیکال سنی یا نیروهای خلفی اهل سنت هستند که عمدتا از طرف عربستان سعودی تغذیه میشوند و غربیها یا آمریکاییها ممکن است پشت پرده اطلاعاتی و مالی این ماجرا باشندکه این دو لبه قیچی اسلام رادیکال شیعه و اسلام رادیکال اهل سنت در خاورمیانه در حال ایجاد فضای ناامنی، جنگ، ترور و خشونت است. البته بر اساس هشدار رهبر معظم انقلاب که سیاست خارجی ایران هم بر همین پایه بر تقریر و همدلی و وحدت تبلیغ میکند به صراحت آمده است که شیعه انگلیسی و سنی آمریکایی، در حال آسیب زدن به منافع جهان اسلام است. واقعیت این است که نقش کلیدی ایران زمانی میتواند در این اتفاق خود را نشان دهد که به عنوان اسلام تقریب، وحدت و اسلام همگرا و اسلامی که منافع کلان جهان اسلام را میبیند و با غرب و منافع غرب سر سازگاری ندارد، وارد عمل شود. خطر اسلام رادیکال و اسلام سلفی یا تفکرات خطرناک شیعیان افراطی که تحت شیعه انگلیسی رهبر معظم انقلاب از آن یاد کردند، میتواند به منافع جهان، صلح جهانی، امنیت جهانی و هم منافع کشورهای اسلامی در منطقه، آسیب بزند که نمونه آن هم اکنون در سوریه، یمن و خیلی از مناطق قابل رویت است.
موضع جامعه اهل سنت ایران نسبت به آموزههای وهابی چیست؟ چرا اهل سنت ایران گرایشی به وهابیت ندارد؟
اهل سنت ایران در طول تاریخ از زمانی که اسلام در زمان خلیفه دوم وارد ایران شد تا به امروز، همیشه نقش پیشرو در جهان اسلام در علم، آگاهی، پیشرفت و دانش داشته و ایرانیها نقش اساسی در پیشرفت و شکوفایی اسلام ایفا کردند. اگر به گذشته اهل سنت ایران نگاه کنید، میبینید که اهل سنت چهرههای برجستهای را به ایران و اسلام هدیه کردند. اهل سنت ایران دو ویژگی مثبت دارند: اولا در کشوری زندگی میکنند که فرهنگ اهل بیت در آنجا هست وآشنایی بهتر، بیشتر و عمیقتری با آموزههای اهل بیت پیدا کردهاند. در ثانی اهل سنت ایران به لحاظ تفکر میانهای و اعتدالی که در طول تاریخ داشته، هیچ زمان آسیبپذیر در مقابل افراطیگرایی نبوده است. عمده نیروهای افراطگرا یا ریشه در بخشهای مسلماننشین شبهقاره هند، پاکستان، افغانستان یا در کشورهای عربی دارند و هیچ گروه بنیادگرای تندرویی را در 14 قرن گذشته نمیتوانید پیدا کنید که در اهل سنت ایران ریشه داشته یا از آنها توانسته باشند یارگیری یا با تفکرات آنها بتوانند ارتزاق فکری کنند که این تاریخ سند افتخار اهل سنت ایران است. اهل سنت ایران امروز دوشادوش برادران شیعه، هموطنان خود در حفاظت از امنیت کشور و در تبلیغ اعتدال و میانهروی جهان اسلام پیشگام است و هم اکنون در فعالیت سازمان تقریب مذاهب اسلامی، کنفرانس وحدت و همه فعالیتهایی که نظام جمهوری اسلامی ایران برای وحدت و همدلی مسلمانان هزینه میکند، اهل سنت دوشادوش برادران شیعه خود فعال بوده و تلاش میکند.
به عنوان آخرین سوال، با توجه به اجلاس گروزنی فکر میکنید جایگاه وهابیت در آینده جهان اسلام چطور رقم خواهد خورد؟
معتقدم که مساله وهابیت و خلفیگری در جهان اسلام برخلاف آنچه که در حال تبلیغ است و گفته میشود، رو به افول است. دلیل آن هم عقلانیت، دانش، آگاهی و دموکراسی در حال رشد در کل جهان و کل جهان اسلام است. مشکل اساسی جهان اسلام که باید سریعتر حل شود، یکی مساله فقر و نابرابری اقتصادی و دوم مساله عدم یا فقدان دموکراسی و تبعیض در کشورهای اسلامی است. اگر این دو مشکل حل شود، فکر میکنیم زمینههای نفوذ سلفیگری و گرایشات تند وهابیت از بین خواهد رفت و اسلام اعتدالی و به قول رئیسجمهور اسلام رحمانی میتواند در منطقه جنبههای مثبت خود را نشان دهد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....