سرمربی خارجی ملوان اهدافش را عوض کرد

همرنگ شدن تدریجی «ملوان اسکوکیچ» با سایرین

دراگان اسکوکیچ که قرار بود مدلی از فوتبال اروپا را به انزلی بیاورد، بعد از گذشت فقط پنج هفته از فصل جاری لیگ برتر ایران به کسب نتیجه با هر وسیله و هر راهی چشم دوخته است و هرچند در انزلی نامحبوب نیست، اما کاملا متفاوت با آدم بدو ورودش به این شهر نشان می‌دهد.
کد خبر: ۵۹۱۰۰۱

بیلان او تا اینجای کار شاید آنقدرها هم بد نبوده باشد و اگر یک امتیاز کمتر از نتایج حاصله جلوی نام ملوان نوشته شده، به سبب مجازات یک امتیازی اعمال شده توسط کمیته انضباطی فدراسیون در ارتباط با شعارهای ناپسند برخی هواداران این تیم روی سکوهاست.

مهم‌تر از همه اینها حرف‌هایی است که سرمربی کروات ملوان در این روزها می‌زند که با اظهارات قبل از فصل وی بسیار فرق دارد. اگر او پیشتر از مدل‌های اروپایی دلخواهش حرف می‌زد، حالا و پس از همرنگ شدن تدریجی‌اش با فضای حاکم بر لیگ ایرانی می‌گوید باید پرتلاش بود، به هر شکل و روشی امتیاز جمع کرد، به رافخایی و سایرین اعتماد کرد و البته به وی و تیمش مهلت داد. حرف‌هایی که سایر مربیان شاغل در لیگ هم نظایر آن را می‌زنند و به سبب کثرت حضورشان در این مسابقات و این‌که فهمیده‌اند در لیگ فرسایشی ما الگوهای اروپایی قابل اجرا نیست، باید فقط جانب ایمنی و مطمئن‌ترین نتایج را گرفت و حتی‌المقدور ریسک نکرد.

اسکوکیچ که چهل و پنج ساله است و از مکتبی کاملا متفاوت می‌آید در این سه ماه این را هم فهمیده است که فوتبال ایران و لیگ ما از او چیزهایی متفاوت با آنچه وی مهم می‌پنداشت، می‌خواهد و تا آن چیزها را فراهم نکند، ماندنی نخواهد بود و تا او ماندنی نباشد، طبعا تلاش برای اجرای موارد دلخواهش هم در ملوان امکانپذیر نخواهد بود. آیا انزلی پذیرفته است برای اولین بار در تاریخ حیات ملوان با یک مربی خارجی به میدان آید؟

برای پاسخ به این پرسش هنوز زود است و فقط نتایج حاصله در هفته‌های بعدی و رسیدن به نیم‌فصل پاسخ این پرسش را خواهد داد. ملوان سال پیش باوجود یک لشکرکشی گسترده و جمع‌آوری شمار قابل توجهی از نفرات سابقش دشواری‌های فراوانی را تجربه کرد و به سختی در لیگ ابقاء شد و سرمربی بومی‌اش دائم با مدیران باشگاه اصطکاک داشت و در نهایت فقط به رتبه سیزدهم لیگ رسید.

چنان تیمی امسال نظایر پژمان نوری، مهرداد اولادی و جواد شیرزاد را از دست داده و با این که مازیار زارع و جلال رافخایی را حفظ کرده و امیرحسین فشنگچی و حسن اشجاری را آورده، اما آشکارا اهدافی متفاوت دارد. شکست سیاست بازگشت به ستاره‌های سابق و آمدن یک تفکر شرق اروپایی و سپس کشیده شدن این تفکر به اندیشه بقاء به هر قیمتی بعد از ناملایمات هفته‌های اول لیگ، تیمی را به جای گذاشته که دیگر نه صد درصد گیلانی و صاحب بوی انزلی است و البته نه نشانگر روش‌های اروپایی که اسکوکیچ می‌خواست به ارمغان بیاورد. بالارفتن نسبی تعداد مهره‌های غیرگیلانی در انزلی نیز کمک کرده تا ملوان به‌رغم داشتن گزینه‌های بیشتر، فاقد مهر و نشان مشخصی در بازی‌اش باشد و مثل داماش، دیگر نماینده گیلان عمل کند؛ تیم‌هایی که فقط می‌خواهند در لیگ بمانند و ضررهایی چند میلیاردی را موجب نشوند. بعد از آمدن اسکوکیچ روی این نکته که وی اولین سرمربی خارجی تاریخ حیات ملوان است، مانور زیادی داده شد، اما لابد او نیز متوجه شده است که شاخص‌ترین مربیان سال‌های اخیر ملوان باوجود کوچ اخیر پورغلامی به تبریز و رابطه نامساعد احمدزاده با صادق درودگر، مدیرعامل باشگاه برای گرفتن جای او آماده‌اند و باید بی‌خیال اهداف اروپایی بود و فوتبال مدرن را از خاطر برد و برای هر امتیاز جنگید.

ملوان هنوز به این‌که پدیده فصل گذشته لیگ (سعید عزت‌اللهی جوان) را رو کرد به خود می‌بالد، اما وی نیز پسر نادر عزت‌اللهی یادگار ایام طلایی قوی سپید انزلی است. دورانی که ملوان با نیروهایی تقریبا صد درصد بومی به میدان می‌آمد، مالکانش از تهران نیامده بودند و یک سرمربی خارجی جذب نشده بود. حالا ملوان به کلی متفاوت با گذشته است و هرچند برای تعیین تکلیف آن باید فعلا صبر کرد، اما از حالا به وضوح می‌توان دید سرمربی خارجی ملوان اهدافش را عوض کرده و لیگ را جوری می‌بیند که باید دید.

محصول این نگرش تیمی است که شاید برای ابقاء در لیگ مثل فصل پیش مشکل داشته باشد، اما آن‌گونه عمل نمی‌کند که سرمربی‌اش ابتدا می‌‌خواست و عادت کردن به اسلوب‌ها و مشکلات لیگ آن را مثل سایر تیم‌های لیگ کرده است، تیم‌هایی که سرهای بدون درد را دستمال نمی‌بندند!

وصال روحانی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها