عرصه نیروی کار زنان در کشور ، به متغیرهایی مثل میزان سواد و تحصیلات آنها، موضوع تاهل ، تعداد فرزندان و دوره های زندگی زنان بستگی دارد. میزان فعالیت اقتصادی زنان با تحصیلات عالی حدود 4 برابر زنان دارای تحصیلات متوسط و 13 برابر زنان بی سواد است. علاوه بر این ، ازدواج ، بویژه فرزندآوری موجب دست از کار کشیدن بسیاری از زنان می شود. طبق آمار،فعالیت اقتصادی زنان غیرمتاهل بیشتر از 2 برابر زنان متاهل است.
اشتغال زنان به دوره های زندگی آنان و تحول نقش ها و مسوولیت های خانوادگی آنها نیز ارتباط دارد. با توجه به تمام این عوامل ، زنانی که از موقعیت های شغلی کمتری برخوردارند، می توانند با توجه به حیطه علاقه و توانایی شان ، در فضای خانه به شغلی دلخواه بپردازند.
سعیده رسولی ، 31 ساله است و بعد از این که فرزند اولش 3 ساله شد ، تصمیم گرفت یک دوره کوتاه آموزش تایپ کامپیوتری را بگذراند و از همان زمان ، با خرید یک دستگاه کامپیوتر قسطی ، کار در خانه را شروع کرد. «از طریق یک شرکت تایپ کامپیوتری ، سفارش کار می گیرم. پایان نامه های تحصیلی ، پروژه های تحقیقاتی و از اینجور کارها. کار باصرفه ای است. درست است که پرزحمت و خسته کننده است ، اما کار تعریف شده ای است. زمان آن دست خودم است و می توانم هر وقت بی حوصله ام یا کارهای خانه ام زیاد است ،کار تایپ را موکول به وقت دیگری کنم.» سعیده باوجود 2 بچه و کارهای زیادی که می تواند تمام وقت یک زن خانه دار را بگیرد، کار تایپ با کامپیوتر را جدی می گیرد، طوری که خودش را موظف می کند روزی 5ساعت کار کند و به طور متوسط بین 8-10 هزار تومان درآمد داشته باشد: «درآمد من بخش قابل توجهی از درآمد خانواده است و می توانیم برای رفع قسمتی از مشکلات اقتصادی خانواده ، روی آن حساب کنیم. علاوه بر این ها، داشتن درآمد برای زن ، یکجور حس استقلال و توانمندی به او می دهد که حتی باعث می شود ، برای کارهای روزمره اش ، برنامه ریزی بهتری داشته باشد و کمتر از سایر زنان ، درگیر مسائل جزئی و ناراحتی های عصبی و روانی بشود. وقتی کار می کنم روحیه شادتری دارم و بهتر می توانم به سایر کارهایم برسم.»
زنان نیمی از جمعیت کشورند که براساس آمارهای رسمی تنها 11 درصد نیروی کار را تشکیل می دهند. طبق برآوردهای انجام شده دسترسی زنان به منابع اقتصادی اعم از سرمایه مادی ، فرصتهای اشتغال و سرمایه فرهنگی به صورت تخصص و مهارت حرفه ای اندک است و بهره مندی آنها از دستمزد و مزایا، فرصتهای ارتقای شغلی و قدرت تصمیم گیری در اقتصاد بسیار نابرابر است. اشتغال زنان به صورت غیررسمی ، بخصوص در منازل ، به دلیل بیمه نبودن می تواند یکی از دلایل پایین بودن آمار اشتغال زنان باشد ، حال آن که درصد زیادی از نیروی کار زنان به صورت غیررسمی مشغول کارند و سهم قابل توجهی در اقتصاد و بخصوص اقتصاد خانواده دارند.
چه زنان توانایی که می توانند با برنامه ریزی صحیح به تعریف کاری مشخص و تعریف شده بپردازند و ضمن جهت دهی صحیح به استعدادها و توانایی هایشان ، بهره اقتصادی هم ببرند و چه بسیارترند زنانی که بسیاری از توانایی هایشان را لابلای بقچه های روزمرگی می پیچند و از یاد می برند که دستهایشان می تواند چه تاثیرات شگرفی بر روحشان ، جامعه شان و جهان اطرافشان بگذارد.
زنانی ، فراتر از روزمرگی
نه فقط خودش که تعداد زیادی از نیروی کار مستعد را به شغلی گماشته است. به او می گویند «کارآفرین» و این کلمه به عقیده بسیاری یعنی «آدم اثربخش» و این انسان های تاثیرگذار ، آنهایی هستند که در چارچوب و مرزها و قاعده های همیشگی زندگی ، برای خودشان و دیگران کار مشخصی تعریف کرده اند که آنها را از جایگاه همیشگی شان یک قدم فراتر می برد. و زنان کارآفرین کسانی نیستند جز انسان هایی که از وقتهای استراحت و خوابشان می زنند و با یک برنامه ریزی درست ، هدفی معین را دنبال می کنند. زنانی که کار را از خانه هایشان آغاز می کنند و با تدبیر، از هرچه عادت است ، فاصله می گیرند.
یک بار دیگر اگر سرنوشت زنان کارآفرین را مرور کنیم ، به لحظه های تصمیم و اراده می رسیم ، به لحظه های برنامه ریزی و سختکوشی ، تا آنجا که کار از چارچوب ها فراتر می رود و می رسد به فضای بزرگتری به اسم جامعه.