پشت در سفارت یک صف طولانی از آدمهایی است که به هر دلیلی خواهان سفر به آن سوی مرزها هستند و بیشترشان را دختر و پسرهای جوان تشکیل می دهند.
کد خبر: ۳۷۸۷۸
«اینجا قبول شدن در دانشگاه خیلی سخت است. آدم به جای این که یک سال از عمرش را صرف خواندن کتابهایی بکند که هیچ مطلب مفیدی ندارد و اعصاب خودش و اطرافیانش را خرد کند و کلاس کنکور برود و آخر هم قبول نشود، بهتر است از اول این همه انرژی و سرمایه را جایی به کار ببرد که مفید باشد.»
«م» دنباله حرف دوستش را می گیرد و می گوید: «مثلا دانشگاه هم رفتی. وقتی کاری نیست انجام بدهی چه فایده ای دارد؛
جز بیکاری چه چیزی به دست می آوری؛»
اما شاید مساله ای که باعث تبلیغ تحصیل در خارج از کشور شده آگهی هایی است که در روزنامه ها به چشم می خورد و از متقاضیان درخواست می کنند با پرداختن مبلغی پول ، بقیه کارها را به دست مسوولان موسسه بسپارند.
این موسسات چقدر در برابر مشتریان مسوول هستند؛ مسوول یکی از موسسات اعزام دانشجو به خارج از کشور می گوید: تعداد مراجعه کنندگان دختر و پسر به آن موسسه تقریبا مساوی است و اغلب بین 20 - 35 سال دارند».
او خرج تحصیل در کشورهای اروپایی را بسیار گران تر از کشورهای آسیایی می داند و می گوید: «به همین علت کسانی که خواهان سفر به اروپا هستند بسیار کمتر از کسانی هستند که خواهان سفر به کشورهای آسیایی و همسایه هستند.»
آقای حمیدی به مراجعه کنندگان توصیه می کند که حتما از سابقه موسسه اطلاعاتی کسب کنند؛ زیرا متاسفانه افرادی هستند که از اعتماد مردم سوء استفاده می کنند و پس از گرفتن وجه نقد مفقودالاثر می شوند.
واقعیت این است همه افرادی که قصد رفتن به خارج را دارند در همان مراحل ابتدایی کار هم موفق نمی شوند؛ کسانی که در طول مسیر سر از بن بست هایی درآورده اند و به آنچه که هدفشان بوده ، نرسیده اند.
نگرانی در چشمانش موج می زند. بغضش را قورت می دهد و می گوید: «برای ادامه تحصیل در خارج به یکی از آگهی ها مراجعه کردم. گفتند اول باید 500 هزار تومان بدهیم. با کلی قرض و قوله این مبلغ را جور کردم.
پس از گذشت یک ماه وقتی دیدم خبری نشد به موسسه رفتم ؛ اما با افرادی روبه رو شدم که همه مثل خودم بودند. هیچ کس نبود که پاسخ بدهد.
این طور که مراجعه کنندگان می گویند پلیس هم دنبال این گروه کلاهبردار است. شما بگویید حالا ما چی کار کنیم ؛»
با حمید به وسیله یکی از دوستان آشنا می شوم که می گوید همه سرمایه اش را از دست داده. هر چی داشته فروخته تا بتواند به آن طرف مرز برود و حالا پس از گذشت یک سال با دست خالی و شرمندگی بسیار برگشته است.
«برای این که خرج تحصیل را بپردازم مجبور شدم در یک رستوران کار کنم. روزی ده ، دوازده ساعت کار می کردم و در مقابل ، حقوق ناچیزی می گرفتم که فقط خرج خورد و خوراکم بود.
آخر درس را رها کردم ، اما به خانواده ام نگفتم. طاقت نیاوردم ، نه می توانستم این همه تحقیر را تحمل کنم. نه دوری از خانواده را.
غرورم را زیر پا گذاشتم و برگشتم ؛ اما با شرمندگی زیاد در مقابل خانواده ام و دستی خالی تر از موقع رفتنم.»
محمدحسین در دانشگاه ترکیه درس می خواند. خودش می گوید: «اینجا قبول نشدم ، رفتم ترکیه. اول خیلی سخت بود. به خاطر دوری از خانواده و ناآشنایی به زبان ، اما الان با شرایط کنار آمده ام.
حالا درسم تمام شده می خواهم به ایران برگردم. اما گفتند به رشته تحصیلی من نیازی نیست و اگر هم بخواهم ادامه بدهم باید به دانشگاه غیرانتفاعی بروم.»
به نظر دکتر شهروز، استاد جامعه شناسی ، یکی از مهمترین دلایلی که باعث مهاجرت به خارج برای ادامه تحصیل می شود، عدم وجود آینده شغلی مشخص در کشور است : «بیکاری مساله ای است که در بیشتر کشورها وجود دارد، اما نسبت آن متفاوت است.
ما افراد بااستعدادی داریم که باید زمینه بروز استعدادهایشان را در کشور خودمان فراهم کنیم. متاسفانه از میان 98 کشور جهان ما رتبه چهارم را در فرار مغزها داریم و این مساله بسیار قابل تاملی است که باید چاره ای برایش اندیشید.»
از دیدگاه روان شناسی یکی از علتهای مهاجرت به خارج برای ادامه تحصیل رسیدن به هدف است. دکتر طباطبایی می گوید: « هر جوانی اهدافی دارد که یکی از این اهداف ادامه تحصیل است.
جوان وقتی متوجه می شود در کشور خودش موانعی سر راه هدفش قرار دارد دست به انتخاب راههایی می زند که در مقابلش قرار گرفته و یکی از این راهها سفر است.
از علتهای عمده سفر به خارج وجود نداشتن واژه ای به نام کنکور در کشورهای دیگر است و علت دیگر تبلیغات و تصوری است که از طریق وسایل ارتباط جمعی در ذهن شکل می گیرد.
فرد علاقه دارد این تصورات را از نزدیک ببیند؛ اما بیشتر افرادی که مهاجرت می کنند موفق نمی شوند. عده ای هستند که با بن بست روبه رو و دچار سرخوردگی می شوند.
این سرخوردگی ناشی از عدم موفقیت و واکنش به موضوعاتی است که در اطراف فرد قرار گرفته است. دوری از خانواده و کشور، غریب بودن ، عدم تطابق واقعیت با تصور فرد، مشکلات مالی ، عدم پیشرفت در تحصیل و...»
تصور جوانها از سرزمین آرزوها تا واقعیتی که وجود دارد، سرخوردگی در روبه رویی با واقعیت ، بحران ها و معضلاتی که پس از تحصیل و بازگشت به وطن گریبانگیرشان می شود، دوگانگی ها، بی هویتی ها و...
همه و همه مشکلاتی است که رویای تحصیل در خارج از کشور را گاه به یک کابوس مبدل می کند. شناخت بهتر و دقیق تر از محیط مورد نظر، توجه به تفاوت های فرهنگی ، مطالعه درباره بازار کار رشته تحصیلی مورد نظر در کشور می تواند چشم اندازهای دور و نزدیک تحصیل خارج از کشور را به شکل واقع بینانه تری پیش چشم علاقه مندان ترسیم کند.