حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد
خلاص از قفس وعد و وعیدت کرد
سیاه بود و سیاهی هر آنچه میدیدی
تو را سپرد به آیینه، روسپیدت کرد
یزید مشتری جان روشن تو نبود
حسین آمد و با جذبهای خریدت کرد
چه گفت با تو در آن لحظههای تشنه عشق
کدام زمزمه سیراب از امیدت کرد؟
به دست و پای تو بار چه قفلها که نبود
حسین آمد و سرشار از کلیدت کرد
نه پیشوند و نه پسوند، حر حرّی تو
حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد
ضیائیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم
گفتوگوی جام جم با مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران