با دکتر غلامرضا نخعی‌زاده ، استاد دانشگاه کالسروهه و مدیر ارشد سابق بنز

رقابت ، تنها راه پیشرفت صنعت خودروسازی ایران

رویای خودرو دار شدن در بهترین شکلش داشتن یک محصول از کمپانی بنز است چرا که این نام بی‌شک معتبرترین نام در دنیای خودروسازی است که همین مساله همنشینی و گفتگو با یکی از مدیران ارشد این شرکت بزرگ خودروسازی را جذاب و دلنشین می‌سازد، ‌بویژه اگر این مدیر ارشد خود یک ایرانی موفق باشد.
کد خبر: ۲۶۲۳۷۶

بنز به عنوان سرآمد دقت و کیفیت در دنیای خودروسازان نام خود را مدیون استفاده از تجربیات و خواست مشتری است که آن نیز به مدد پردازش اطلاعاتی است که از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کند.

غلامرضا نخعی‌زاده دارای مدرک دکتری اقتصاد از دانشگاه کالسروهه آلمان و مدیر اسبق داده کاوی در بخش تحقیق و توسعه شرکت بنز آلمان که هم اکنون نیز در دانشگاه کالسروهه مشغول تدریس است، به عنوان حلقه واسط دانشگاه و غول خودروسازی آلمان و جهان مشغول به کار بوده است.

وی هر سال چند مرتبه به دعوت دانشگاه‌ها و برخی مراکز تحقیقاتی به ایران می‌آید و در این سفر با وجود برنامه سنگین کاری دعوت ما را پذیرفت و به سوالات ما با همان لهجه شیرین مشهدی که به رغم 20 سال دوری از کشور تغییر نکرده است پاسخ ‌هایی گفت که در ادامه می‌خوانید.

با یک سوال خیلی ساده که شاید سوال عموم مردم باشد شروع ‌کنیم. وقتی ما شخصی مانند آقای دکتر نخعی‌زاده را داریم، چرا صنایع خودروسازی ما نمی‌توانند از چنین شخصیتی استفاده کنند؟

من هم این سوال را بارها از خودم پرسیده‌ام. یکی دوبار با این دوستان تماس داشتم. یک بار در ایران‌خودرو بودم یک بار هم در ایساکو. در قسمت آموزش آنجا برخی را دعوت کردند و صحبت‌هایی برایشان داشتیم اما اتفاقی نیفتاد و یک دفعه دیگر هم در سایپا بودم. آنجا با قسمت نیروی انسانی صحبتی داشتیم. آن هم نتیجه‌ای به آن شکل نداشت و با یکی از مسوولان کشوری هم ملاقاتی داشتم که می‌خواستند تجربیات خودم به عنوان فصل مشترک بنز و دانشگاه را به اینجا منتقل کنم که درآخر گفتند صنایع ما به آن حد نرسیده که بتوانیم از شما استفاده کنیم. در مدت 18 سال فعالیت من در آن شرکت تقریبا 28 رساله دکترا و بیشتر از صد رساله فوق لیسانس را که تعامل دانشگاه و صنعت را نشان می‌داد راهنمایی کردم و این مدل خیلی خوبی است که برای هر دو طرف سود داشت یعنی هم دانشجو در محیط کاربردی مقاله می‌نوشت و هم شرکت به جای آن که کارمند جدید استخدام کند و هزینه بالای آموزش آنها را بدهد، می‌توانست بسیار گزینشی بهترین نیروها را انتخاب کند.

چه تعداد پرسنل در بخش تحقیق و توسعه بنز فعالیت می‌کنند؟

در آنجا حدود 2 هزار نفر کار تحقیق می‌کنند و این غیر از تعداد کسانی است که کار توسعه می‌کنند.

شما در شرکت دایملر مسوولیتی داشتید که صنایع خودروسازی ایران بشدت از این ناحیه دچار ضعف هستند. با وجود چنین سابقه‌ای، چرا تجارب شما به صنایع خودروسازی ایران منتقل نمی‌شود. آیا شما نمی‌خواهید یا صنایع؟

شاید به این خاطر است که احتیاجی نمی‌بینند و شاید نیاز برای آنها روشن نشده و علت این‌که این نیاز روشن نشده، شاید نبود یک بازار رقابتی باشد. در آلمان 30 کیلومتر آن‌طرف‌تر از شرکتی مثل بنز، پورشه حضور دارد. 120 کیلومتر به سمت شرق اگر حرکت کنیم، شرکت آ او دی هست. یک مقدار برویم به سمت شمال شرکت فولکس واگن هست. ژاپنی‌ها با وجود این‌که خیلی دور هستند، اما با ماشین لکسوس آنجا حضور دارند و همین رقابت باعث می‌شود هرروز فکر کنند، هر روز روش‌های جدیدی بوجود بیاورند، هر روز بررسی می‌کنند که دنیای علمی به کجا می‌رود و از کارهایی که در دانشگاه‌ها می‌شود چه بهره‌ای می‌توان برد و این نیاز در اثر وجود رقابت مدام وجود دارد. زمانی کارمندان قدیمی به ما می‌گفتند یادش بخیر بنز تنها بود و ما ماشین نمی‌فروختیم. آن زمان ماشین تقسیم می‌کردیم، مردم صف می‌کشیدند تا شاید زمانی یک بنز گیرشان بیاید. با این‌که من شناخت کافی از ایران ندارم، اما هم اکنون اینجا هم می‌توان گفت چنین وضعیتی هست. اگر سیستم رقابتی باشد، ممکن است هیچ کدام از کارخانه‌ها نتوانند خودشان را روی پا نگه دارند چون این در آلمان شرقی سابق هم اتفاق افتاد که آنجا مشتری برای این‌که یک خودرو به او بدهند 10 سال صبر می‌کرد. بعد باید بنزین و روغن را مخلوط می‌کرد تا این خودرو حرکت کند اما وقتی که دیوارها فرو ریخت، رقابت باعث شد مشتری‌ها به چیزهای دیگری دسترسی پیدا کنند. شما دیگر یکی از این خودروها را نمی‌بینید و امروز یا توی موزه‌ها هستند یا جوان‌هایی که عاشق چیزهای قدیمی باشند آنها را هنوز دارند.

البته در ایران هم طی سال‌های اخیر مساله تقسیم خودرو میان متقاضیان تقریبا به فراموشی سپرده شده و افزایش تولید خودروی داخلی باعث شده که اینها هم به نوعی دنبال مشتری بروند. با این حال خودروسازان ما در بخش تحقیقات عملکرد بسیار ضعیفی دارند و ضروری است این بخش در صنایع خودروسازی ما بشدت تقویت شود. برای غنی کردن این بخش هم کسانی که سال‌ها در این حوزه کار کرده و تجربه دارند باید به کمک بیایند.

من صد درصد موافقم. در تایید حرف شما ناچارم بگویم موسسات دیگری مثل بانک‌ها خیلی بیشتر به فکر استفاده از تجربه‌ای که امثال بنده داریم افتاده‌اند تا شرکت‌های خودرو‌سازی؛ با وجود این‌که من از یک شرکت خودروسازی می‌آیم. منتها همان طور که می‌دانید صنعت خودروسازی یک صنعت بسیار پیچیده است و تخصص‌های زیادی در آنجا وجود دارد و امروزه یک کارخانه خودروسازی دیگر تنها نیست. یعنی زمانی بود که فقط خودرو می‌فروختند، بعد هم برخی قطعات یدکی تولید می‌کردند. اما دیدند از 10 نفری که خودرو خریداری می‌کنند 8 نفر قسطی خرید می‌کنند و به قولی خودرو را لیزینگ می‌کنند و کامیون‌ها را نیز چون اغلب شرکت‌ها خریداری می‌کنند و همه قسطی خرید می‌کنند پس فکر کردند وقتی خودرو و قطعات یدکی می‌فروشند چرا پول نفروشند. هر کدام آمدند یک بانک تاسیس کردند، فولکس واگن بانک و بی‌.ام.و بانک نمونه این بانک‌ها هستند. یک زمانی ما با کرایسلر شریک بودیم که اسمش بود دایملر  کرایسلر بانک، اپل بانک، آ- او- دی بانک. این قسمت مالی الان بیشترین سود را به کارخانه می‌رساند. بعضی وقت‌ها آنجا شوخی می‌کردند و می‌گفتند ما بقیه کارها را تعطیل کنیم و فقط بانک را داشته باشیم. منتها اعتبار این بانک به این خاطر بود که محصول درجه یک با کیفیت بالا پشت سرش بود و آن محصول طرفدار داشت. خریدار داشت که می‌آمدند آنجا یک سری وام از بانک دایملر می‌گرفتند و به قول خارجی‌ها کراس سلینگ انجام می‌دادند.

شرکت‌های دیگر دنیا چطور؟ آنها هم دنبال تاسیس بانک رفتند یا فقط آلمانی‌ها این کار را می‌کنند؟

نه در آمریکا هم هست و اصلا اول آنها بودند که به فکر این بانک‌ها افتادند. مثل جی ام بانک. در اروپا هم به تدریج بعد از آنها به وجود آمد.

یکی از علامت سوال‌های مهمی که در ذهن خیلی‌ها وجود دارد، این است که چطور شرکت‌های خارجی هر سال چند مدل محصول جدید عرضه می‌کنند اما ما در ایران هر چند سال یک مدل آن هم با کلی حاشیه ارائه می‌کنیم. هر چند علت اصلی همان تحقیقات است اما ساختار آنها چطور است که این کار را انجام می‌دهند ولی شرکت خودروسازی ما نه؟

البته در گذشته در ماشین‌های لوکس و کلاس بالا هم خیلی طول می‌کشید تا یک مدل عوض کنند. بعضی وقت‌ها 10 سال طول می‌کشید. اما موضوعی که شما اشاره کردید، کاملا درست است. یعنی دو عامل رقابت و دانش باعث عرضه پی‌در‌پی محصولات جدید به بازار می‌شود و بر اساس تحقیقاتی که انجام می‌دهند دانش به روزی است که می‌توانند کسب کنند. اما عامل اصلی که این فشار را به وجود آورده رقابت است. وقتی فشار زیاد می‌شود، شرکت‌های خودروسازی سعی می‌کنند در مدت کوتاه‌تری مدل جدید وارد بازار کنند.

بحث رقابت کاملا درست است، اما خود این رقابت منجر به ایجاد برخی ساختارها می‌شود و شرکت‌ها را مجبور می‌کند تغییر و تحولاتی داشته باشند. این تحولات چیست؟

این مسلما بهینه کردن برخی از فرآیندهای تولید است. بهینه کردن مدیریت زنجیره‌ای تامین، بهینه کردن و کم کردن نیروی انسانی است و استخدام نیروی انسانی ماهرتر برای کارهایی که مهارت بیشتری نیاز دارد و در درازمدت تحقیقات جدید و سرمایه‌گذاری بیشتر روی توسعه که اینها همه تاثیر دارد.

البته یک شرکت خودروسازی را نباید ایزوله ببینید. برخی شرکت‌ها هستند که مواد اولیه را تامین می‌کنند مثل شرکت بوش آلمان که عامل خیلی مهمی در توسعه صنعت خودروسازی است و بخشی از هزینه‌های تحقیق و توسعه را آنها به عهده می‌گیرند. من چند وقت پیش به یکی از کارخانه‌های بنز که ماشین‌های نسبتا کوچک تولید می‌کند رفتم و ‌دیدم کسانی که قطعات یدکی را به اینها می‌دهند با بعضی از پل‌هایی که ساختند و روی آن قطارها رفت و آمد می‌کنند ریل درست کردند که دستگاه‌ها می‌توانند خودشان را روی ریل حرکت بدهند و قطعات را به مرکز اصلی تولید می‌رسانند و این کار شاید 5 یا 6 دقیقه طول نمی‌کشد. این ایده هم اول در ژاپن مطرح شد که تمام کسانی که قطعات یدکی را تامین می‌کنند آمدند و در اطراف همان محل تولید متمرکز شدند. خیلی از تمهیدات وجود دارد که دست به دست هم می‌دهد و زمان تولید را کوتاه می‌کند.

شرکت بنز از بحران مالی اخیر چقدر خسارت دید؟

دقیقا اطلاع ندارم، ولی فکر می‌کنم سود امسال بین 3 تا 4 میلیارد کمتر از سال قبل بود که همه آن هم به خاطر این بحران نبود یک مقدار به خاطر این بود که از کرایسلر جدا شد. یعنی آن‌ را از دست داد و این هم تاثیر گذاشت.

پس به مرز ورشکستگی و ضرر نرسیدند؟

نخیر. من همیشه گفته‌ام به قول مشهدی‌ها اینها این‌قدر پی در تنشان جمع شده است که اگر قرار باشد یک زمانی لاغر شوند و بمیرند، باید خیلی سال قحطی بشود.

آیا دایملر حاضر به سرمایه‌گذاری در ایران هست؟

تا جایی که من اطلاع دارم دایملر واحدی داشت به نام مرسدس ایران که اوایل یک کارمند بیشتر نداشت ولی شنیدم که کم‌کم توافقاتی شده و قرار شد که E - class ‌در ایران تولید شود ولی نمی‌دانم به مرحله عمل رسید یا خیر، اما در این شکی نیست چه شرکت بنز چه شرکت بی.‌ام.و. و یا شرکت بی.اس.اف که کارهای شیمیایی می‌کند، اگر قرار باشد اینجا سرمایه‌گذاری کنند سیاست کل بر کار آنها تاثیر دارد. یعنی در حقیقت آن شاخص‌هایی که توسط سیاست‌های کلی تعیین می‌شود بر کار اینها تاثیر دارد. چون سرمایه‌گذار دو چیز می‌خواهد یکی سود، و دیگری امنیت. این دوتا اگر فراهم باشد، هرجایی که باشد برایش تفاوتی نمی‌کند. منتها ظاهرا این دوتا به هر دلیلی اینجا فراهم نیست.

البته این طور هم نیست. بازار ایران برای سرمایه‌گذاران خارجی بازار سودآوری است.

بستگی دارد که در چه حوزه‌ای فعالیت کنید. یک زمانی قبل از انقلاب من در شرکت ذوب‌آهن کار می‌کردم. یک آشنای هندی داشتیم که حسابدار خبره‌ای بود. او می‌گفت در این کارخانه ذوب آهنی که دارید، از بالا طلا می‌ریزید و از پایین آهن درمی‌آورید. یعنی چیزی در نمی‌آید و ضررده است. البته در بازدیدی که من از عسلویه داشتم، خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفتم یعنی کارهایی که واقعا شده بود در این 10 سال خیلی جالب بود. منتها من همین سوال شما را از خودم کردم که اگر این تشکیلات واقعا اینجا سود‌ده باشد باید سرمایه‌گذاران اینجا صف کشیده باشند.

نبود یک بازار رقابتی باعث شده صنایع خودروسازی ایران استفاده از تجارب و انجام کارهای تحقیقاتی را جدی نگیرند

اینجا بحث دیگری مطرح است. یعنی به نظر ما بازار خودروی ایران پرسود است. شما اگر نگاه کنید، می‌بینید پژوی فرانسه خیلی از بازار ایران استفاده کرد و اگر شرکتی مثل بنز اقدام به تولید خودروی نسبتا ارزان‌قیمت در ایران می‌کرد، می‌توانست در بازار ایران جایی برای خودش باز کند.

مسلما وقتی جمعیت ما و درآمد نفت ما و بازار مصرف ما را با 4 میلیون در فلان شیخ‌نشین یا چند میلیونی که در عربستان هستند مقایسه می‌کنید، قطعا شرایط ما برای سرمایه‌گذاران خارجی بسیار مطلوب‌تر است؛ بازاری است که در آن برای هر جنسی تقاضا فراوان وجود دارد.

آقای دکتر! شما در زمینه دیتا ماینینگ هم صاحب تخصص هستید. به نظر شما وسعت داده‌کاوی از کجا تا کجاست؟

داده‌کاوی یک فرآیند است. هدف این فرآیند این است که وقتی شما اعداد خیلی زیادی دارید برخی اطلاعات و دانشی که در این اعداد نهفته است را با بعضی الگوریتم و متدها این دانش را پیدا کرده و از این دانش برای حل مسائل مختلف استفاده کنید. از این فرآیند در شرکت‌های خودروسازی هم می‌شود استفاده کرد. در موسسات بانکی و بیمه هم می‌توان استفاده کرد. در کشاورزی هم می‌شود استفاده کرد. هر جا اعداد زیادی داشته باشیم که یک سری ساختار در این اعداد وجود داشته باشد می‌شود از این علم استفاده کرد. مثل آمار است که شما آمار کشاورزی دارید، آمار اقتصادی دارید، آمار بهداشتی دارید و می‌خواهید تجزیه و تحلیل شود.

الان در کشور کاری در این زمینه داریم که قابل ذکر باشد؟

یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های داده‌کاوی که در حال حاضر در سطح کشور در حال اجراست، پروژه داده‌کاوی مرکز سامانه مدیریت شهری تهران هست. این پروژه توسط اداره کل تحقیق و توسعه شهرداری تهران مورد حمایت قرار گرفته و در موسسه کارآمدسازان توسط یک تیم اجرایی که خودم سرپرستی آن را به عهده دارم در حال اجراست. از بخش‌های مختلف این پروژه نیز می‌توان به طراحی انباره داده سامانه 137 و استقرار سیستم‌های هوش تجاری و داده‌کاوی هم اشاره کرد.

اصلی‌ترین فایده داده‌کاوی برای یک سازمان چیست؟

ما یک سری اعداد داریم که قبلا جمع کرده‌ایم و خیلی از اینها به خاطر کار دیگری جمع شده اما اینها سرمایه‌های شرکت است که باید پالایش شود و به شکل استاندارد دربیاید. ما با این علم می‌توانیم مدیریت کیفیت، مدیریت رابطه با مشتری، مدیریت ریسک و مانند اینها را بهتر انجام بدهیم و نمونه‌هایی را که در بین کارها وجود دارد تفکیک کنیم. برای نمونه این را می‌گویم که همیشه از هر 45 هزار کامیون تولیدی ما یکی دچار اشکال بود. پس باید این اشکال را شناسایی می‌کردیم. باید می‌دیدیم این کامیون معیوب در دبی یعنی در پیست‌هایی که مملو از نمک هست حرکت می‌کرده یا در شمال سوئد به عنوان ماشین برف‌روب مورد استفاده قرار می‌گرفته است؟ یا برای کارهای ساختمانی در ژاپن استفاده می‌شده یا جاهای دیگر؟ این اطلاعات در زمانی که ماشین گارانتی دارد چون به تعمیرگاه مرکزی مراجعه می‌کنند از همه جای دنیا جمع می‌شود و ما می‌توانیم آنها را پالایش کنیم. شرکت کرایسلر هم که مدتی با آنها شریک بودیم یک زیرساخت دیگر داشتند و می‌توانستند نوشته‌ای که بیشتر مربوط می‌شد به گزارش‌های تعمیراتی را هر روز به مرکز منتقل کنند و آنجا گنجینه خیلی خوبی برای مسائل مربوط به مدیریت کیفیت بود.

ارتباط هوش مصنوعی در دیتامانینگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هوش مصنوعی در طول حیات 50 ساله خودش به واسطه قسمتی که نامش یادگیری ماشین هست، یک سری الگوریتم‌هایی ارائه کرده که کارهای مربوط به داده کاوی مثل طبقه بندی، پیش بینی یا خوشه بندی و همان کارهایی که برخی از الگوریتم‌های آماری که ماشین هم می‌تواند انجام بدهد را به ماشین سپرده است. من خودم اولین بار حدود 20 سال پیش که به شرکت بنز رفتم با هوش مصنوعی آشنا شدم. از قبل هم من نمی‌دانستم موضوع چیست و اطلاعی نداشتم و بیشتر روی کاربرد اقتصاد و آمار کار می‌کردم. وقتی متوجه شدم شرکت بنز یک موسسه تحقیقاتی ویژه این مساله ایجاد کرده، کمی مطالعه کردم و دیدم کارهایی که آنجا می‌کنند شباهت زیادی دارد به الگوریتم‌های آماری. اولین پروژه که پروژه بزرگی بود و مدیریتش را به عهده داشتم یک پروژه اروپایی بود که 50 درصد از بودجه آن را اتحادیه اروپا پرداخت می‌کرد و موضوع پروژه این بود که وقتی می‌خواهیم کیفیت خودرو‌ها را ببریم، باید ببینیم کدام متد کارآمدتراست. ما 3 سال روی این پروژه کار کردیم و نتایج آن هم کتاب خیلی خوبی شد که در دسترس علاقه‌مندان این قسمت قرار گرفت و خیلی زود فروخته شد اما دیگر تجدید چاپ نشد.

آینده داده‌کاوی راچطور می‌بینید؟

فکر می‌کنم حجم اعدادی که تولید می‌شود، خیلی بیشتر خواهد شد و این در مورد متون و نوشتار هم همینطور است. با وجود وب سایت‌ها، بلاگ‌ها و کتاب‌های الکترونیک که بوجود می‌آید حجم اینها خیلی بیشتر خواهد شد. ما در آینده به پردازش اطلاعات بیشتر احتیاج خواهیم داشت و فکر می‌کنم برخی الگوریتم‌هایی به وجود می‌آید که بتواند با حجم خیلی بیشتری از اعداد سریع‌تر کار کند و با وجودی که ما رایانه‌های خیلی بزرگ داریم، اعداد رشدشان زیاد هست ولی روی این موضوع خیلی الان کار می‌شود که کاری کنیم حجم خیلی زیادتری از اعداد را در زمان کمتری پردازش کنیم. الان کاربران انتظاری از سیستم دارند که به آن انتظار گوگلی می‌گویند؛ یعنی می‌خواهند دستوری که به سیستم داده می‌شود در کسری از ثانیه انجام بشود اما این برای کار داده کاوی فعلا ممکن نیست و ما یک سری الگوریتم‌هایی داشتیم که 2 هفته طول کشید تا اطلاعات را پردازش کند.

کاربرد داده کاوی در کشف تخلفات مالی و اعتباری

تخلفات را اصطلاحا (Out Layer) می‌نامیم که در آمار به آن نقطه عطف یا دورافتاده هم گفته می‌شود. همیشه در جامعه افرادی وجود دارند که حالت نرمال و معمولی ندارند وقتی هم تراکنش‌های بانک را در نظر می‌گیریم و اعداد مربوط به مشتری‌ها را بررسی می‌کنیم، ممکن است آن کسی که تقلب می‌کند یک مبلغ خیلی زیادی را برداشت یا از جای دیگری پولشویی بکند و به شکلی این پول را وارد سیستم بانکی بکند. این یک نقطه عطف را ایجاد می‌کند که با کمک آمار و هوش مصنوعی داده کاوی می‌توان اینها را با روش‌های پیچیده‌ای شناسایی کرد. برای مثال به یک نمونه اشاره می‌کنم: در حالت عادی مثلا آقای ایکس که مشتری این بانک هست بین یک تا 10 میلیون پول واریز و دریافت می‌کرده، اما حالا این یک دفعه شده است صد میلیون، در اینجا با روش‌های داده کاوی این نقاط پرتر را می‌توانند شناسایی کنند. در حالت کلی ما می‌توانیم نه تنها یک مشتری بلکه میلیون‌ها مشتری را زیر نظر داشته باشیم و رصد کنیم ببینیم که تراکنش‌های مالی اینها از حالت عادی خارج شده است یا نه. در حقیقت به صورت سیستمی که یک سیستم هشداردهنده زودرس هست به ما می‌گوید که مواظب باشید که فلان فرد یا مجموعه از حالت بازده‌ای که تا حالا بوده خارج شده است. یا در استفاده از کارت‌های اعتباری یا کارت‌های تلفن هم این مساله نمودهای فراوانی دارد. مثلا شخصی الان از آلمان تلفن می‌زند و 5 دقیقه بعد از استرالیا تماس می‌گیرد. خوب این معلوم است که کارت هک شده است، یعنی ما اگر سیستمی داشته باشیم که از نظر جغرافیایی تلفن‌ها را کنترل کند، یک دفعه نقطه پرت به وجود می‌آید و کلا سیستم‌هایی که تخلفات و کارهای نادرست را بررسی می‌کند هدفش این هست که این نقاط را خیلی زود بشناسد و تخلفات را شناسایی کند.

من به تمام محققان و کارشناسان توصیه می‌کنم که هیچگاه از تحقیق ناامید نشوند.

بالاخره تحقیق زحمت دارد. کار کردن زحمت دارد. داده کاوی هم اکنون در ابتدای مسیر خود قرار دارد و اگر منتظر انجام شدن خود به خود کارها شویم هیچ کاری شروع نمی‌شود و هیچ کاری هم به نتیجه نمی‌رسد. حتی به نیمه نهایی نمی‌رسد چه برسد این‌که نهایی هم بشود. به وزارت علوم توصیه ام این است که یک مقداری فکر کند روی همین روندهایی که به انتخاب دانشجو منجر می‌شود. در دوره فوق لیسانس داوطلب زیاد است ولی دانشجوها بخش زیادی از وقتشان بیهوده تلف می‌شود که می‌توانند این وقت را بگذارند برای مسائل دیگر چون بعضی وقت‌ها هست که رساله فوق‌لیسانس و حتی دکتری دانشجو را غیر از خود استاد راهنما و خود دانشجو کسی نمی‌خواند. ما باید ببینیم این مقاله‌ای که در ISI به ثبت رسیده یا مثلا برگه‌ای که به یک کنفرانس بخصوصی رفته چه تاثیری دارد. من در یک بانکی بودم در بیرجند و برای این‌که پولی را حواله کنم به یک حساب، 3 تا فرم باید پر می‌کردم اما در آلمان این کار یکی دو دقیقه هم طول نمی‌کشید. یک مقداری اگر فکر کنیم یکسری از این فرایندها را چه در مرحله فوق لیسانس چه دکترا می‌توانیم یک مقداری راحت‌تر کنیم. یکسری بهینه‌سازی‌ها انجام دهیم. در اینجا باز هم من فکر می‌کنم که مساله اصلی این است که بودجه‌ای که برای آموزش اختصاص پیدا می‌کند و بودجه‌ای که برای تحقیقات اختصاص پیدا می‌کند چه در صنعت و چه در دانشگاه بسیار ناچیز است. تحقیق و توسعه پایه و اساس زندگی هر ملتی هست که در این دنیای رقابتی بتواند پیشرفت کند در استعداد بچه‌های ما یا ملت ما هیچ شکی نیست. بچه‌های ما در محیط‌های مناسب که قرار گرفتند، توانستند تاثیرگذار باشند. نمونه‌هایش هم فراوان است. منتها ما باید سعی کنیم این محیط را همین جا در دراز مدت به وجود بیاوریم. نمونه‌هایی هم وجود دارد که در همسایگی ماست. فراموش نکنیم که مساله اصلی توجه بیشتر به آموزش پایه و اساسی زندگی هر ملتی است. به تحقیقات پایه و اساسی برای پیشبرد فناوری‌ها در هر کشوری باید توجه شود.

حمید اسدی / سعید نوری آزاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها