پیروانی و عنصری به نام زمان

ادامه افراط و تفریط در فوتبال ایران

با این که در صلاحیت غلامحسین پیروانی برای سرمربیگری تیم ملی امید فوتبال ایران تردیدی وجود ندارد و او در 8 سال اخیر ضمن هدایت تیم مقاومت سپاسی همواره جوانان تازه و سزاواری را به فوتبال معرفی کرده و پیشینه کار مربیگری او و تربیت جوانان بیش از 20 سال را در بر می‌گیرد به نظر می‌رسد یک عامل مهم در انتخاب وی، هماهنگی او با علی دایی بوده است و بهتر بگوییم فدراسیون فوتبال کسی را برگزیده که مطمئن باشد، یک‌تنه و بدون قبول داشتن این و آن کار نمی‌کند و در آینده روبه‌روی تیم ملی بزرگسالان و مربی آن نخواهد ایستاد. اگر این فرضیه را بپذیریم، پیروانی مردی است که به خاطر غیرمنتظره بودن انتصابش به این سمت قدر آن را نیک می‌داند و بنابراین در راه حفظ آن ضوابط فدراسیون را که اولین آن حرکت زیر سایه تیم ملی بزرگسالان و رعایت حال دایی است، مراعات و اجرا خواهد کرد.
کد خبر: ۲۳۱۱۵۸

حتی اگر این مورد را فقط یک فرض ثابت نشده و یک گمان نسبی بدانیم (هرچند مهدی تاج بر این‌که هماهنگی یادشده از عوامل اصلی گزینش پیروانی بوده، تاکید و به این مساله اعتراف می‌کند) مجبوریم چند نکته مهم را یادآور شویم؛ یکی زمان انتصاب سرمربی تیم ملی امید است که هرچند به خاطر زود بودن، فرصت بیشتری را در اختیار او می‌گذارد، اما به نظر می‌رسد که ماجرای افراط و تفریط در فوتبال ما یک بار دیگر رعایت و اجرا شده است و اگر در گذشته از این طرف پشت‌بام به زمین می‌افتادیم، این بار داریم از آن طرف به پایین پرت می‌شویم. تا بازی‌های آسیایی گوانگ‌‌جو که تیم ملی امید ایران باید در آن شرکت کند، 20 ماه و تا المپیک لندن که ایران قصد رسیدن به آن را دارد، 28 ماه تا مرحله مقدماتی و 3 سال و نیم تا مرحله نهایی مانده و معلوم نیست آیا تیم <امید> اصلا این همه مدت و تا به این اندازه برنامه و فعالیت دارد که مربی‌اش باید حالا و در این فاصله بعید تا آن رقابت‌ها گزینش شود؟ آیا تصور نمی‌شود که این انتخاب بیش از حد زودهنگام مقداری قدم‌ها را کند و دل‌ها را سرد می‌کند و چون فعالیت عاجلی در پیش نیست، مربی امید نیز وقت قابل توجهی را به بطالت خواهد گذراند؟ اهمیت و شدت این قضیه به حدی است که حتی خود شاغلام با حقیقت‌جویی همیشگی‌اش بعد از انتصاب فوق گفت که هرچند به جزئیات توافق سران باشگاه مقاومت و مدیران فدراسیون پایبند است، ارجح آن است که به دلیل عدم امکان تشکیل تیم امید در حال حاضر و شدت و حدت داشتن مسابقات لیگ، فعلا هیچ دعوتی صورت نپذیرد و او هم تا پایان فصل در باشگاهش بماند. برادر او امیرحسین پیروانی از این هم فراتر رفت و بصراحت گفت که از برادرش اجازه گرفته است تا پایان لیگ در سایپا بماند و فقط در آن تاریخ به تیم امید کوچ کند.

ملاحظه حال دیگران

فلسفه وجودی هر انتصابی این است که یک مربی بتواند نیروهایش را فراخواند و در یک دوران خاص با آنها کار کند، اما به نظر می‌رسد این مشخصه و شرایط آن برای غلام پیروانی و تیم امید بدرستی مشخص نیست. او باید تا پایان خرداد 88 هم ملاحظه باشگاه‌ها را بکند و هم ملاحظه تیم ملی بزرگسالان را تا طی این مدت هم تکلیف لیگ روشن شده باشد و هم فرجام تیم ملی در مقدماتی جام‌جهانی 2010 آفریقای جنوبی.

بنابراین تاکید بر معرفی مربی‌ای که تا آن زمان امکان کار گسترده روی نفرات تیمش را ندارد و باید بیشتر ناظر حوادث باشد، نامعلوم می‌نماید.

در خوشبینانه‌ترین حالت نیز برگزاری فقط دو سه جلسه تمرین برای  امیدها تا خرداد 88 متصور خواهد بود و بنابراین می‌شد دست نگه داشت و از تابستان یا از ابتدای پاییز سال آینده، مربیان امید را تعیین کرد تا آنها در 6 تا 9 ماه باقیمانده تا بازی‌های ‌آسیایی گوانگ‌جو اقدامات خود را به شکل منسجم و نزدیک‌تر به هدف صورت دهند و سپس به سوی المپیک دورخیز کنند. در آن صورت کارها نیز با وقفه کمتری انجام می‌شد، زیرا اینک این بیم وجود دارد که به دلیل فاصله زیاد تا گوانگ‌جو هر تعداد اردوهای دو سه روزه و تمرینات گروهی هم گذاشته شود، اثر آن چنان ماندگار نباشد که تا 20 ماه بعد هم فراهم‌آورنده هماهنگی در اردوی ملی باشد.

بدیهی است هر قدر بین این اردوها فاصله بیفتد، حلقه‌های زنجیره ارتباط بین آنها تضعیف و سست‌تر شود و پیروانی هم به این نتیجه برسد که کار اصلی و نهایی‌اش را در همان زمانی انجام بدهد که برشمردیم. این چیزی حدود آبان 88 تا پایان تابستان 89 است تا به این وسیله بازی‌های آسیایی 2010 را هم در بر بگیرد. جالب‌تر این که مسابقات فوتبال بازی‌های ورزشی کشورهای اسلامی نیز در حول و حوش همان تاریخ و قدری زودتر صورت می‌پذیرد و اگر بنا بر شرکت دادن تیم امید در آن رقابت‌ها به جای تیم ملی بزرگسالان باشد (که امیدواریم چنین باشد)‌ بهترین زمان برای شروع اقدامات باز نه ابتدای زمستان 1387، بلکه اواخر بهار و اوایل تابستان 88 می‌بود.

وارد بحث دستیاران پیروانی نمی‌شویم، زیرا اولا برادر او برای این مهم گزینه بسیار خوب و تحصیلکرده‌ای است و ثانیا تا زمانی که جمع دستیاران در کنار یکدیگر امتحان پس نداده باشند، هرگونه اظهارنظری در این خصوص زود خواهد بود اما بد نیست غلام پیروانی و فدراسیون در این خصوص که چرا 33 سال (و بهتر بگوییم 29 سال)‌ است به المپیک‌ها راه نیافته‌ایم، تحقیق و مطالعه مفصلی کنند، زیرا کمبود وقت در عین این که اصلی‌ترین و تاثیرگذارترین عنصر بوده اما تنها فاکتور نبوده است. در این ارتباط حتی حسن حبیبی، ایوانکوویچ و مایلی‌کهن نیز نتوانسته‌اند تیم امید را راهی المپیک‌ها کنند، اما اگر فقط زمان و قلت آن شرط بود، تیم امید نباید در دو دوره اخیر بازی‌های آسیایی نیز حائز رتبه‌های اول و سوم می‌شد. بواقع آن رتبه‌ها به ما می‌گوید که ظرفیت و توان ذاتی فوتبال ما، عنصر زمان را بی‌اثر کرده و اگر درباره المپیک‌ها چنین نکرده، موضوع را باید در نکاتی دیگر جستجو کرد.

پیروانی با الزامی دانستن همکاری تمامی نهادها برای پایان دادن به عدم صعود تیم فوتبال ایران به المپیک‌ها از 1980 به بعد (در 1980 همانند 1976 صعود کردیم اما به سبب تحریم المپیک مسکو، به میل خود به آنجا نرفتیم)‌ از تمامی جناح‌ها و افراد طلب کمک کرده است. اما تجربه مربیگری قبلی او در تیم ملی جوانان لابد به او می‌گوید که باشگاه‌ها در بسیاری از اوقات سر سازگاری ندارند و حاضر نیستند به قیمت واگذاری نفرات منتخب خود به اردوی ملی به موقعیتشان در جدول لیگ لطمه وارد شود. معدودی از نفرات امید عضو تیم ملی بزرگسالان هم هستند و چه کسی می‌تواند در زمان دیدارهای آن تیم، این نفرات را از علی دایی بگیرد؟!

تعامل حقیقی

بیش از این که موارد فوق اسباب یاس باشد، ذکر این نکته ضروری است که غلام پیروانی قدم در عرصه‌ای دشوار نهاده و این تصور که دلیل ناکامی‌های قبلی تیم امید فقط شروع دیرهنگامش بوده، می‌تواند چاه دیگری فراروی او باشد.

حال آن که برانکو فقط با سه چهار ماه کار جسته و گریخته تیم امید ایران را قهرمان بازی‌های آسیایی 2002 بوسان کرد. ریشه‌یابی مشکلات، تعامل واقعی بین باشگاه‌ها و تیم امید، برخلاف چیزی که اخیرا میان باشگاه‌ها و تیم ملی بزرگسالان وجود داشته است می‌تواند از حجم مشکلات بکاهد و یاور پیروانی باشد. او مربی بسیار خوبی است، اما تجربه او در سطح بین‌المللی اندک است و این نیز عاملی است که باید درباره آن تدابیری اندیشیده شود.
بواقع فدراسیون به خیال خود چنان در شناسایی مربی جدید تیم امید عجله داشته که برخی شاخصه‌ها از یادش رفته و در زمانی همچنان از زبان افشارزاده، دبیرکل کمیته ملی المپیک می‌شنویم که آوردن یک کمک‌مربی و تمرین‌دهنده خارجی برای تیم امید الزامی است که هیچ مربی برجسته‌ای حاضر نمی‌شود فقط برای ایفای نقش‌های سوم و چهارم به تیم امید ما بیاید. بواقع اگر قرار باشد یک مربی معمولی خارجی بیاید، استفاده از مربیان داخلی چون با مسائل موجود آشناترند، ارجح خواهد بود.

مجموعه این تضادها این ترس و احتمال را به وجود آورده که 3 سال بعد در صورت ناکامی در مقدماتی المپیک لندن گفته شود که چون بیش از حد زود شروع کردیم و بدن‌ها سرد و ذهن‌ها رها شد شکست خوردیم!

وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها