در تازهترین پرده از این سناریوی سیاه، کاخ سفید کارزاری سنگین برای انسداد شریانهای هوایی و غیرنظامی ایران بهراه انداخته و با صدور بخشنامه و تعیین ضربالاجل، کشورهایی را که به هواپیماهای مسافربری ایرانی خدمات ناوبری، سوخترسانی و اجازه نشست و برخاست میدهند، به تحریمهای ثانویه تهدید کرده است. در کمال ناباوری و تأسف، تعدادی از پایتختهای همسایه در اقدامی ننگین، در این توطئه غیرانسانی علیه پروازهای غیرنظامی ایران با واشنگتن همصدا شدند و باندهای پروازی و خدمات فرودگاهی خود را به روی ناوگان ایرانی بستند. این سرسپردگی سریع اما بدون هزینه نماند و اولتیماتوم بیسابقه عالیترین مراجع امنیتی و تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران را به همراه داشت؛ به نحوی که سردار محسن رضایی، دبیر شورایعالی امنیتملی و محمد مخبر، دستیار و مشاور رهبر انقلاب در اینخصوص با صریحترین ادبیات هشدارهای لازم را به کشورهای منطقه صادر کردند. هشداری صریح که نشان داد تهران برای دفاع از حق تنفس ملت خود، قواعد بازی را دگرگون ساخته و با قاطعیت هزینه این رفتار خائنانه را از امنیت آسمان و فرودگاههای همین کشورهای منطقه وصول خواهد کرد.
همزمان با این تجاوز آشکار در عرصه ترانزیتی و اقتصادی، جبهه ضدایرانی در حوزه دریایی و ژئوپلیتیک نیز به تکاپو افتاده است. حرکات نمایشی، شتابزده و سراسر تضاد امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه در حاشیه هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد مبنی بر تلاش مذبوحانه برای تشکیل یک «ائتلاف چندملیتی بهاصطلاح مستقل» جهت مداخله در خلیجفارس و مهار تنگه هرمز، باردیگر عمق ورشکستگی راهبردی کاخ الیزه و نفاق سیستماتیک غرب را عیان ساخت. پاریس که هنوز داغ انزوای مفتضحانه و شکست طرح مشابه خود در ماههای گذشته را بر پیشانی دارد، باردیگر با رفتاری روانپریشانه، توهم «پلیس خلیجفارس بودن» را نشخوار میکند؛ اقدامی که نهتنها مصداق نقض آشکار حقوق بینالملل و تجاوز به قلمروی امنیتی ایران در شاهراه حیاتی هرمز است بلکه نشان میدهد هیأت حاکمه فرانسه هنوز از تجارب خفتبار گذشته و بهویژه شکست سنگین در جنگ ۴۰روزه اخیر آمریکا علیه ایران، کمترین درسی نگرفته است.
در بطن همان جنگ تحمیلی ۴۰روزه، الیزه در وضعیتی رقتبار دستوپا میزد؛ در حالی که مقامات فرانسوی در عرصه عمومی ژست بیطرفی میگرفتند و همزمان ناوگان دریایی خود را سراسیمه به سمت آبهای دریای سرخ روانه میکردند تا چتر نجات ماشین جنگی پنتاگون باشند، پشت پرده ماجرا سراسر التماس و کرنش بود. پاریس از کانالهای محرمانه با دستپاچگی به تهران پیغام میفرستاد و با عقبنشینی آشکار از تمام لفاظیهای غربیاش، عاجزانه خواستار همکاری و دریافت مجوز عبور امن نفتکشهای فرانسوی از تیررس نیروی دریایی سپاه بود. این سیاست دوگانه و مشمئزکننده اروپاییها دقیقا همان دامی است که مارک روته، دبیرکل ناتو در حاشیه همین اجلاس مجمع عمومی ملل متحد ناخواسته پرده از روی آن انداخت. روته با اعترافی صریح تأکید کرد که کشورهای اروپایی در جریان جنگ نظامی آمریکا با ایران، نهتنها تماشاچی نبودند بلکه در پشتیبانی لجستیکی و هماهنگی عملیاتی با ارتش متجاوز آمریکا نقشی کاملا فعال ایفا کردند. با این حال، تاکنون ایران با همراهی همهجانبه متحدان راهبردی خود همچون روسیه و چین، موفق شده نمایشهای سیاسی کشورهایی همچون فرانسه، بحرین و آمریکا را که درپی تصویب پیشنویس ضدایرانی در شورای امنیت بودند، در بنبست وتو تحقیر کند و نشان دهد ایران به هیچ عنوان در انزوای سیاسی قرار نمیگیرد.
پرواز یا برای همه یا برای هیچکس
سیگنالهای تکاندهندهای که طی روزهای اخیر از ارکان امنیتی و اتاقهای تصمیمگیری تهران به خارج مخابره شد، از ظهور فوری و قاطع یک دکترین بازدارندگی نوین و آفندی در حوزه هوانوردی حکایت دارد؛ راهبردی که نه بر انفعال بلکه بر اقدام مستقیم، تنبیهی و موازنه قوا استوار است. محسن رضایی، دبیر شورایعالی امنیت ملی در هشداری صریح، بدون لکنت و رعبآور به پایتختهای خاطی منطقه اعلام کرد: «اگر پروازهای ایران را ممنوع کنید و با آمریکا همکاری کنید، فرودگاههای شما نیز هیچ پروازی نخواهد داشت؛ اگر با آمریکا بایستید ما بیتفاوت نخواهیم ایستاد و تماشایتان نخواهیم کرد.» این هشدار صریح، بهمنزله پایان دوران تفکیک میان «تحریمکننده اصلی» و «مجری منطقهای تحریم» بود و نشان داد تهران دیگر مرزی میان متجاوز کاخ سفید و دنبالهروهای منطقهایاش قائل نیست.
این معادله بازدارنده بلافاصله با موضع محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبر معظم انقلاب اسلامی، ادامه پیدا کرد. وی با اعلام رسمی دکترین جدید تهران تأکید کرد: «همسویی با آمریکا در اجرای سیاستهای خصمانه در خاطر ملت ایران ماندگار خواهد بود، هرچند راهبرد ما در این مورد مشخص است: پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است، یا برای هیچکس. اگر ایران امکان پرواز و دریافت خدمات فرودگاهی نداشته باشد، هیچ کشوری در منطقه هم این امکان را نخواهد داشت.» این موضع صریح، ترجمان عملی اصل استراتژیک «امنیت دستهجمعی و تقسیمناپذیر» است.
پیامی که از تهران صادر شده مبهم نیست؛ شما نمیتوانید در برجهای مالی منطقه با پول و پروازهای بینالمللی مانور توسعه بدهید و در خفا، دالانهای هوایی و خدمات فنی را به روی مسافران ایرانی ببندید. برای تهران، آسمان خاورمیانه یا عرصه انتفاع همگانی و آزاد است، یا تبدیل به کانون ناامنی و فلج کامل خواهد شد. چنآنکه در تحلیلهای نظامی مراکز مطالعاتی جهان نیز مورد اذعان قرار گرفته، جمهوری اسلامی ایران برای تحقق این بازدارندگی و اجرای دکترین «آسمان سوخته» نیازی به لشکرکشی کلاسیک ندارد. توانمندیهای پیشرفته جنگ الکترونیک ایران، قابلیتهای گسترده در اخلال جیپیاس و ناوبری ماهوارهای و سامانههای سایبری ویرانگر به گونهای سازمان یافته است که میتواند دالانهای هوایی منطقه را ظرف چند ساعت به پرریسکترین و ممنوعهترین مناطق پروازی جهان تبدیل کند؛ وضعیتی که با صدور هشدارهای بینالمللی هوانوردی و تعلیق بیمههای هوانوردی، ترافیک هوایی فرودگاههای مدعی منطقه را به صفر مطلق خواهد رساند.
نقاب حسن همجواری فروریخت
در شرایطی که پاسخهای قاطع ایران ابعاد اجرایی به خود میگیرد، آنچه بیش از خباثت اتاقهای فکر واشنگتن تنفر و انزجار ایجاد میکند، خیانت آشکار، وادادگی حقیرانه و رفتارهای منافقانه چند پایتخت پیرامونی است. پایتختهایی نظیر بغداد، آنکارا، ابوظبی، مسقط، باکو و عشقآباد با سرعتی باورنکردنی در برابر این فرمان غیرقانونی سر تعظیم فرود آوردند، درهای فرودگاههای خود را به روی شهروندان ایرانی بستند و به ابزار دست تحریمهای ضدحقوقبشری آمریکا بدل شدند. این سقوط اخلاقی، نقاب چند دههای «حسن همجواری»، «برادری اسلامی» و «همکاریهای اقتصادی منطقهای» را از چهره این حکومتها کنار زد و ماهیت کاسبکارانه و بزدلانه آنها را برملا ساخت.
این انحطاط راهبردی در شرایطی رخ میدهد که به نظر میرسد سران این کشورها به نوعی زوال عقل و نسیان تاریخی مبتلا شدهاند. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، گویی حافظه خود را کاملا از دست داده است؛ او احتمالا فراموش کرده که در جولای ۲۰۱۶ و در آن شب دهشتناک کودتای نظامی که هواپیماهای اف-۱۶ بر فراز آنکارا و استانبول در حال بمباران پارلمان و کاخ ریاستجمهوری بودند و متحدان غربیاش در واشنگتن و مقر ناتو با سکوتی معنادار منتظر دریافت خبر مرگ سیاسی یا فیزیکی او بودند، این جمهوری اسلامی ایران بود که شجاعانه وارد میدان شد. در آن ساعتهای نفسگیر، هشدارهای امنیتی و رصد اطلاعاتی دقیق سپاه پاسداران و تماسهای مکرر و بیوقفه مقامات ارشد ایران، دولت ترکیه را سرپا نگه داشت و شخص اردوغان را از سقوط حتمی نجات داد.
پرده دیگر این تراژدی در عراق رقم خورده است؛ سرزمینی که اگر حماسهآفرینیهای رزمندگان ایران و نیرو مقاومت عراقی و مجاهدتهای بیدریغ سرداران شهید ایرانی نبود، اکنون ساختاری به نام دولت مستقر در بغداد وجود نداشت. روزهایی که عناصر وحشی و تا دندان مسلح داعش در عرض چند هفته ثلث خاک عراق را بلعیدند، موصل سقوط کرد و تروریستها به فاصلهای اندک از کاخ نخستوزیری و فرودگاه بینالمللی بغداد رسیده بودند. در آن روزهای پر از وحشت که ائتلاف فرمایشی آمریکا حتی حاضر به ارسال یک فشنگ به ارتش در حال فروپاشی عراق نشد، درهای انبارهای تسلیحاتی ایران باز شد و فرماندهان رشید این مرز و بوم سینه خود را در برابر هجوم تکفیریها سپر کردند تا حاکمیت ملی عراق حفظ شود. اینکه امروز کارگزاران همان کشور تحت نامههای اداری یک کارمند ردهپایین در وزارت خزانهداری آمریکا، پروازهای ایرانایر و ماهان را در فرودگاههای نجف و بغداد متوقف میکنند، نمادی از خیانت دیپلماتیک است.
اکنون نوبت ایران است. جمهوری اسلامی ایران پای این معادله ایستاده است: «امنیت و پرواز یا برای همه، یا برای هیچکس».