«امین رجبزاده» از آن دست خبرنگاران پیشکسوت است که غبارِ سالها کار در واحد خبر صداوسیما، از چهرهاش نرفته، بلکه به تجربهای گرانبها در کولهبارش تبدیل شده است. او که فعالیت خود را از سال ۱۳۶۶ و در بحبوحه جنگ تحمیلی در مرکز صدا و سیمای بوشهرآغاز کرده و بارها با میکروفن و دوربین به دل میدان خطر زده است .
آغازی با طعم آتش
وقتی از رجبزاده درباره شروع کارش میپرسیم، ذهنش بلافاصله به سال ۶۶ پرتاب میشود؛ به روزهایی که جزیره خارگ زیر سنگینترین بمبارانها بود. او در حالی که از آن دوران یاد میکند، میگوید: فعالیت حرفهای من با جنگ تحمیلی گره خورده بود. هر روز باید از مسیر دریایی، خودم را به خارگ میرساندم تا گزارشهای خبری را مخابره کنم. آن روزها خبرنگاری، نه صرفاً اطلاعرسانی، که ثبت لحظهبهلحظه ایثار بود.
او که سابقه حضور در ۳ جنگ تحمیلی را در کارنامه دارد، این تجربهها را بزرگترین افتخار حرفهای خود میداند؛ افتخاری که حاصلِ حضور در خط مقدم روایتگری است.
گرهگشایی دوربین از محرومیت چاه مبارک
رجبزاده معتقد است که جوهره اصلی خبرنگاری، پیگیری مطالبات مردم است و به عقیده او، شیرینترین لحظات برای یک خبرنگار، زمانی رقم میخورد که پیگیریهایش به نتیجه میرسد. او برای اثبات این ادعا، گریزی به سال ۱۳۷۸ میزند؛ خاطرهای که هنوز هم پس از سالها، برق رضایت را در چشمانش مینشاند.
ماجرا از یک مدرسه دخترانه در منطقه «چاهمبارک» عسلویه شروع شد؛ مدرسهای که مشکلاتش امین رجبزاده را بر آن داشت تا دوربین بهدست، گزارشی تهیه کند که از اخبار سراسری پخش شد. این گزارش، تلنگری به وضعیت زیرساختی آن منطقه بود، اما برای رجبزاده هزینههایی هم داشت: گزارش که پخش شد، یکی از مسئولان ارشد وقت استان بوشهر بهشدت از طرح این موضوع رنجید و از من شکایت کرد. قرار بود ۱۲ اردیبهشتماه به دستگاهی مربوطه بروم تا پاسخ بدهم که چرا دولت را زیر سوال بردهام.
اما گویی تقدیر، مسیر دیگری را برای این خبرنگارِ دغدغهمند ترسیم کرده بود. درست در همان روز که قرار بود رجبزاده بابت گزارش مدرسه «توبیخ» شود، دیدار فرهنگیان سراسر کشور با رهبر معظم انقلاب برگزار شد. رجبزاده با هیجانی خاص ادامه میدهد: نخستین جملهای که رهبر شهید انقلاب در آن دیدار مطرح کردند، وضعیت مدرسه چاهمبارک بود و ایشان بهشدت پیگیر چرایی عدم رسیدگی به این مناطق محروم شدند. بلافاصله پس از آن، شخصی که علیه من شکایت کرده بود، شکایت خود را پس گرفت و با دستور مستقیم ایشان، اعتبارات لازم برای ساخت مدرسه جدید تخصیص یافت. امروز آن واحد آموزشی، زیباترین مدرسه در چاهمبارک است. این، شیرینترین خاطره دوران کاری من است؛ تجربهای که نشان داد رسانه اگر در مسیر درست باشد، میتواند تغییر ایجاد کند.
تلخیهای بیسرانجام و آرزوی پیروزی نهایی
رجبزاده اگرچه از شیرینیهای نتیجهبخش کارش میگوید، اما بیپرده از تلخیها هم سخن به میان میآورد: تلخترین لحظه برای هر خبرنگار دغدغهمندی این است که طرحهای مورد پیگیریاش، به سرانجام نرسد. امیدوارم با تکمیل طرحهای آبرسانی که این روزها پیگیر آن هستیم، این تلخیها به شیرینی خدمت به مردم تبدیل شود.
وقتی از او درباره «بهترین و مهمترین خبری» که دوست دارد مخابره کند میپرسیم، پاسخ او کوتاه اما عمیق است؛ پاسخی که ریشه در سالهای فعالیت او در مناطق جنگی دارد: در این شرایط مهم و حساس کنونی، بزرگترین آرزوی من مخابره خبر پیروزی نهایی جمهوری اسلامی ایران در تقابل با جنگ تحمیلی آمریکا علیه کشورمان است.
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد