روایتی از ارادتِ متفکرانه و حماسی رهبرِ شهید به حضرت سیدالشهدا (ع) و هندسه رسانه‌ای اربعین

او که عاشورا را زندگی کرد و اربعین را زودتر از ما رسید

مهدی توکلیان
ما مردم، او را فقط در قامت یک رهبر و استراتژیست ندیدیم؛ او را مردی دیدیم که با نام حسین (ع) نفس می‌کشید، با منطق عاشورا می‌اندیشید و در مسیر کربلا، جغرافیای سعادت انسان را جست‌و‌جو می‌کرد.
کد خبر: ۱۵۶۱۷۳۸
نویسنده مهدی توکلیان - عکاس، روزنامه‌نگار و پژوهشگر رسانه
برای او، محرم تنها آمدن برگی از تقویم نبود؛ محرم، فصلِ بیداری ملی، زمانِ بازگشتِ دل‌ها به حقیقت و طنینِ دوباره «هیهات منّا الذلّة» در دالان‌های تاریخ بود. او باور داشت که عاشورا قله‌ای است که تمام دامنه‌های حیات طیبه امام را روشن می‌سازد؛ اما حسین (ع) را نباید تنها در ظهر عاشورا محصور کرد. حسین (ع)، حقیقتی پیوسته و زنده است که از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا، با خطبه‌ها، روشنگری‌ها، امر به معروف و بیدار کردن وجدان‌های خفته، راهِ فردا را تصویر می‌کند.

«وَأَعِدّوا…»؛ اربعین، هندسه قدرت در جبهه مقاومت

رهبر شهید، پیاده‌روی اربعین را صرفا یک مناسک مذهبی معمولی نمی‌دید؛ او این اجتماع عظیم میلیونی را از مصادیق درخشان و عینی آیه شریفه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة» می‌دانست. در تحلیل او، حرکت خروشان مردم به سمت کربلا — این اوج افتخار، فداکاری و شهادت — تجلی اقتدار جبهه مقاومت اسلامی و قوّت حقیقت در دنیای مادی امروز است. اربعین، نمایشی بی‌نظیر از اقتدار نرم امت اسلامی است؛ جایی که آزادگان عالم از سراسر جهان گرد هم می‌آیند تا درس آزادگی و ایستادگی را در مکتب سیدالشهدا (ع) مرور کنند.

امتداد طوفان زینبی؛ رسانه بی‌همتا در عصر ظلمات تبلیغاتی

یکی از ژرف‌ترین تحلیل‌های رسانه‌ای او، ریشه‌یابی تاریخی اربعین بود. او تأکید داشت که نخستین اربعین، «رسانه پرقدرت عاشورا» بود. در ۴۰ روزی که ظلمات محض حاکمیت بنی‌امیه و سفیانی‌ها بر جامعه سایه افکنده بود، فریاد رسا و منطق استوار حضرت زینب کبری (س) و حضرت سجاد (ع) در کوفه و شام، طوفانی برپا کرد که اختناق سنگین دوران را شکافت، ماجرای توابین را رقم زد، مدینه و شام را منقلب ساخت و در نهایت رژیم سفیانی را فروپاشاند.

او بر این باور بود که امروز نیز در دنیای پیچیده، پرهیاهو و آکنده از امپراتوری‌های تبلیغاتی غرب، پیاده‌روی اربعین یک «رسانه بی‌همتا و فریادی رسا» است. هیچ رسانه‌ای در جهان توان رقابت با این حرکت میلیونی و فراملی را ندارد؛ حرکتی که منطق حق را به رخ دنیای مادی می‌کشد و پیام آزادگی را به گوش جهانیان می‌رساند.

«در دنیای پیچیده پرتبلیغات و پرهیاهویی که بر بشریت حاکم است، این حرکت اربعین، یک فریاد رسا و یک رسانه بی‌همتا است.»

معمار ایمان؛ روضه برای رشد، اشک برای معرفت

او برای شعر، نوحه و هنر ستایشگری رسالتی عقیدتی و تمدن‌ساز قائل بود. در مکتب او، مداحی فقط برانگیختن عاطفه نبود؛ بلکه «معماری ایمان» بود. می‌گفت هر شعری شایستگی خواندن ندارد و هر آهنگی به مقصد نمی‌رسد؛ معیار آن است که لفظ، معنا و آهنگ، در پیوندی هم‌افزا، بر ایمان و معرفت مخاطب بیفزایند.
او می‌خواست: صدا و آهنگ عزاداری، صدای رشد و آگاهی باشد؛ اشک، پنجره‌ای به سوی دیدن و دریافت حقیقت باشد؛ سینه‌زنی، ضربان قلبی باشد که با عدالت، حق‌طلبی و آزادگی تنظیم شده است.

روضه در نگاه او، مدرسه اتصال بود؛ اتصالی که انسان را از غفلت بیرون می‌آورد، عاطفه را به خرد پیوند می‌زند و محبت را به مسئولیت اجتماعی و دینی می‌رساند.

سرریز عمر و کرامت خاک؛ پاداش زیارت در ترازوی اهل‌بیت (ع)

رهبر شهید همواره با تبیین روایات نورانی اهل‌بیت (ع)، زائران مشایه را به قدردانستن این موهبت بزرگ الهی فرا می‌خواند. او با استناد به حدیث شریف امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) یادآور می‌شد که خداوند در برابر شهادت بی‌نظیر حسین (ع)، پاداشی ماندگار به او و زائرانش عطا کرده است: «الْإِمَامَةَ فِی ذُرِّیتِهِ: تداوم خورشیدِ امامت در نسلِ پاک او؛ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ: درمان و شفا در خاکِ آستانش؛ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ: استجابتِ قطعی دعا در کنار ضریح مطهرش؛ لا تُعَدُّ أَیامُ زَائِرِیهِ مِنْ أَعْمَارِهِمْ: حساب نشدنِ روز‌های رفت‌وبازگشتِ زائران از میزانِ عمرِ مقدرشده (سرریزِ عمر و برکتِ فیض الهی).» او یادآور می‌شد که اگر پاداش زائر و تربت او چنین با عظمت است، مقام خود حسین (ع) ناپیداست؛ مقامی که طبق کلام معصوم، الحاق کامل به پیامبر اکرم (ص) در عالی‌ترین درجه بهشت است.

«الحسین یجمعنا»؛ درختی که ریشه در آسمان دارد

از محوری‌ترین نگاه‌های او به حماسه اربعین، کارکرد آن در ایجاد وحدت امتی و فراملی بود. او اربعین را تجلی عینی شعار درخشان «الحسین یجمعنا» می‌دید؛ نقطه‌ای که شیعه و سنی، عرب و فارس، ترک و کرد، و حتی پیروان سایر ادیان را در یک مسیر واحد گرد هم می‌آورد.

او هشدار می‌داد که دشمنان در طول ۴۰ سال گذشته با تمام ابزار‌ها و پول‌های خود به دنبال ایجاد تفرقه میان ملل مسلمان — به‌ویژه دو ملت ایران و عراق — بوده‌اند؛ اما پیوند دل‌ها به محبت حسین (ع)، این توطئه‌ها را خنثی کرده است.

«ما و مردم عراق، دو ملت متصل به یکدیگر هستیم؛ تنهای ما، دل‌های ما و جان‌های ما با ایمان به خدا و محبّت به حسین‌بن‌علی (ع) به هم پیوند خورده‌اند. این همان کلمه طیبه‌ای است که «أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِی السَّماء».»

عبرت‌های تاریخ و نمازِ ظهرِ عاشورا؛ از معرفت تا مسئولیت

او عاشورا را تنها برای گریستن نمی‌خواست، برای اندیشیدن و عبرت‌آموزی می‌خواست. پرسشِ بنیادینِ او از تاریخ این بود: چگونه جامعه‌ای که پیامبر (ص) در آن حسین (ع) را بر دوش می‌گرفت، پس از نیم‌قرن به جایی رسید که فرزندِ رسول خدا را در کربلا به خاک و خون کشید؟

پاسخِ او روشن بود: سکوت، دنیاطلبی، ترس، و ترجیحِ آسایشِ فردی بر اقامه‌ی حق؛ و هشدار می‌داد که اگر نخبگان و مردم در بزنگاه‌ها برای حفظ شغل، مقام و ثروت سکوت کنند، تاریخ تکرار خواهد شد. از همین رو، او اقامه‌ی نمازِ جماعتِ ظهرِ عاشورا در میانه‌ی عزاداری‌ها را خلاصه‌ی مکتبِ حسینی می‌دانست؛ چرا که کربلا میدانِ نماز بود و عزاداری واقعی هرگز از نماز، اخلاق و مسئولیت‌پذیری جدا نیست.

نخستین زائر؛ او که در راه نماند و به مقصد رسید

امسال، اربعین در حالی برگزار شد که داغی سنگین بر دلِ مشتاقان نشسته است؛ اربعین آمد و او در میانِ ما نیست. در میان پرچم‌های برافراشته‌ی مسیر، جای خالی او به چشم می‌خورد و صدای گرمش که از عظمتِ این راه می‌گفت، طنین‌انداز است. بر تصویرِ راه، آن بیتِ پرمعنا هنوز می‌درخشد:
هزاران گام در راه است و دل مشتاق و من حیران
که ره، چون می‌توانم یافتن سوی درون من هم

این بیت، تنها وصفِ زائرانِ پیاده نیست؛ وصفِ دلِ او نیز بود. دلی که سال‌ها در هوای حسین (ع) تپید و اربعین را میعادگاهِ جان‌های بیدار دانست. امسال او در میانِ ما نیست، اما از همیشه حاضرتر است. او دیگر در حسرتِ راه نمانده و از قافله جا نمانده است؛ او خود، نخستین زائرِ اربعینی این آستان شد. پیش‌تر از این کاروان، سبک‌بارتر از راه‌پویان، و نزدیک‌تر از ما به آغوشِ معشوق.

او رفت، اما راه بر زمین نماند

او رفت، اما در امتدادِ همین جاده جاری است؛ در پرچم‌ها، در اشک‌ها، در روضه‌ها و در آن شور و نوری که هر سال با نامِ حسین علیه السلام از نو در جهان برپا می‌شود. او به ما آموخت که زندگی اگر حسینی نباشد، تهی از معناست و اربعین اگر به بیداری، بصیرت و تعمیقِ معرفت نرسد، تنها پیمودنِ جاده‌هاست.

کرامت بر جاده عشق؛ موکب، زبانِ بی‌واژه‌ی محبت

اگر اربعین بزرگ‌ترین رسانه عاشوراست، موکب‌داران عراقی را باید راویان خاموش این رسانه دانست؛ مردمانی که نه با شعار، که با عمل، محبت اهل‌بیت علیهم‌السلام را ترجمه می‌کنند. رهبر شهید، بار‌ها با قدردانی از ملت عراق، علما، مراجع، مسئولان و به‌ویژه موکب‌داران، این میزبانی را حادثه‌ای بی‌نظیر در تاریخ توصیف کرد؛ میزبانی‌ای که در آن کرامت انسانی به زیباترین شکل متجلی می‌شود. او با شگفتی از مردمی سخن گفت که از سر عشق به امام حسین (ع)، پای زائر را می‌شویند، خستگی او را با دستان خود می‌زدایند، غذایش را فراهم می‌کنند و خانه و دلشان را بی‌چشمداشت به روی او می‌گشایند.
او این رفتار را نه صرفاً مهمان‌نوازی، بلکه جلوه‌ای از «کرامت اسلامی و کرامت عربی» می‌دانست؛ نعمتی الهی که خداوند به مردم عراق عطا کرده است. به تعبیر زیبای متنبی که در این دیدار یادآوری کرد: «اذا أنت أکرمت الکریم ملکته» و حقیقتاً دل میلیون‌ها زائر، با همین کرامت، اسیر محبت مردم عراق شد.

آیت عظمای الهی؛ اربعین و وعده نصرت امت

رهبر شهید، اربعین را صرفاً یک اجتماع میلیونی نمی‌دانست؛ آن را «آیت عظمای الهی» می‌خواند؛ نشانه‌ای آشکار از اراده خداوند برای نصرت امت اسلامی. در روزگاری که قدرت‌های جهانی با ابزار‌های رسانه‌ای، اقتصادی، امنیتی و نظامی در پی تفرقه میان ملت‌های مسلمان‌اند، ناگهان میلیون‌ها انسان، بی‌دعوت رسمی و بی‌سازوکار حکومتی، تنها با نیروی عشق، از ده‌ها کشور جهان به سوی کربلا روانه می‌شوند. او این حقیقت را پاسخی الهی به پروژه‌های یأس و تفرقه می‌دانست؛ گواهی بر این‌که هنوز خون حسین (ع)، پس از چهارده قرن، در رگ‌های تاریخ می‌جوشد و عاشورا همچنان قدرت آفرین است.

از نجف تا آینده؛ اربعین و هندسه تمدن اسلامی

در نگاه او، مقصد اربعین تنها کربلا نبود؛ افق آن، تمدن نوین اسلامی بود. او تأکید می‌کرد که این اجتماع عظیم باید هر سال پربارتر، عمیق‌تر و معرفت‌محورتر شود و اهل اندیشه، فرهنگ و رسانه وظیفه دارند برای ارتقای محتوای آن برنامه‌ریزی کنند. اربعین، در این نگاه، بزرگ‌ترین فرصت برای پیوند ظرفیت‌های ملت‌های مسلمان است؛ عراق، ایران و دیگر کشور‌های منطقه اگر دست در دست هم بگذارند، می‌توانند تصویری واقعی از عزت امت اسلامی را به جهان عرضه کنند. از همین رو، راهپیمایی اربعین را «وسیله‌ای گویا برای تحقق تمدن اسلامی نوین» می‌دانست.

رزمایش عشق؛ معمایی که غرب نتوانست بخواند

رهبر شهید، اربعین را «رزمایش عظیم و شگفتی‌ساز» می‌نامید؛ پدیده‌ای که رسانه‌های غربی سال‌ها با «توطئه سکوت» از کنار آن گذشتند و هنگامی که دیگر نتوانستند آن را نادیده بگیرند، به تحلیل‌های خصمانه و نادرست روی آوردند. پرسش او ساده، اما بنیادین بود: کدام قدرت سیاسی می‌تواند میلیون‌ها انسان را، از ده‌ها کشور، بدون اجبار، صد‌ها کیلومتر به حرکت درآورد؟
پاسخ او نیز روشن بود:نه دولت‌ها؛ نه رسانه‌ها؛ نه سرمایه. تنها عشق، ایمان و جوشش خون شهیدان چنین قدرتی می‌آفریند. او معتقد بود دشمنان شاید بتوانند این حرکت را تماشا کنند، اما هرگز قادر به فهم حقیقت آن نخواهند بود.

خشت اول؛ آنان که راه را با خون گشودند

رهبر شهید، عظمت امروز اربعین را امتداد ایثار نسل‌هایی می‌دانست که در سخت‌ترین دوران‌ها، برای زیارت امام حسین علیه السلام جان خود را فدا کردند. روزی حکومت‌های عباسی قصد محو نام و نشان مزار سیدالشهداء علیه السلام را داشتند، اما عاشقان، با وجود تهدید به قطع دست، قطع پا و شهادت، از زیارت دست نکشیدند.

به تعبیر او، همان مجاهدان گمنام، خشت نخست این راه را گذاشتند؛ راهی که امروز به اجتماع میلیونی اربعین رسیده و دل‌های مردم از ایران، عراق، ترکیه، اروپا، آمریکا و دیگر نقاط جهان را به سوی کربلا می‌کشاند.

امروز اربعین تنها یک راهپیمایی نیست؛ دانشگاه معرفت، رسانه حقیقت، زبان مشترک ملت‌ها، نمایشگاه کرامت انسانی و تمرین بزرگ تمدن‌سازی اسلامی است. این همان نگاهی بود که رهبر شهید به اربعین داشت؛ نگاهی که در آن اشک، آگاهی می‌آفریند؛ محبت، وحدت می‌سازد؛ زیارت، جامعه می‌پرورد؛ و جاده نجف تا کربلا، از یک مسیر جغرافیایی، به شاهراه آینده امت اسلامی تبدیل می‌شود.

پروردگارا!
ما را در شمارِ یاران و پیروانِ واقعی حسین و زینب (علیهما السلام) قرار ده؛ حیات و مماتِ ما را حسینی گردان؛ و روحِ بلندِ این رهبرِ شهید را با شهدای کربلا محشور فرما.
او رفت تا نخستین زائر باشد؛ و ما می‌رویم تا پرچمِ او، راهِ او و امتدادِ رسانه‌ی حسینی او را تا افقِ ظهور بر دوش کشیم…
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها