جمشید حمیدی- کارشناس والیبال
شکست برابر اسلوونی، نهتنها غافلگیرکننده نبود، بلکه با توجه به ساختار حرفهای و برنامهریزیشده این تیم، تا حد زیادی قابل پیشبینی به نظر میرسید. اسلوونی با در اختیار داشتن ستارههایی نظیر روک موزیچ و کوزمینیک و همچنین جایگاه مناسب در جدول رقابتها، نشان داده است که یک تیم صرفاً متکی به استعداد نیست، بلکه محصول یک نظام دقیق و هدفمند در والیبال حرفهای است.
این کشور کوچک اروپایی با جمعیتی حدود دو میلیون نفر توانسته با بهرهگیری از دانش مربیان تراز اول ایتالیایی همچون جیانی و در ادامه فابیو سولی، زیرساختی منسجم و کارآمد ایجاد کند. افزون بر این، حضور مستمر بازیکنانش در لیگهای معتبر به رشد فنی و ذهنی آنها کمک شایانی کرده است.
در مقابل هرچند تیم ملی ایران در مجموع نمایش نسبتاً قابل قبولی ارائه داد، اما در سطح رقابتهای بینالمللی «نمایش خوب» فاقد ارزش امتیازی است و تنها نتیجه نهایی ملاک قضاوت قرار میگیرد. تکرار این الگوی ناکامی نشان میدهد که مشکل صرفاً فنی نیست بلکه ریشه در ضعفهای ساختاری، ذهنی و آموزشی دارد.
والیبال مدرن، ورزشی مبتنی بر کار گروهی، انضباط تاکتیکی و هوش جمعی است، اما به نظر میرسد برخی بازیکنان ما همچنان در چارچوبی فردمحور عمل میکنند و این مسئله در لحظات حساس به زیان تیم تمام میشود. ادامه این روند بدون بازنگری جدی در شیوههای استعدادیابی، آموزش و پرورش بازیکن، نمیتواند به بهبود نتایج منجر شود.
ضروری است که برای نسلهای پایه الگوهای موفق جهانی بهصورت هدفمند معرفی و تحلیل شوند. بازیکنانی مانند موزیچ باید نهتنها مورد تحسین بلکه بهعنوان نمونههای آموزشی دقیق بارها مورد بررسی قرار گیرند تا فرآیند الگوسازی بهدرستی شکل گیرد. در کنار آن نظام آموزشی والیبال کشور باید از هیجانات مقطعی و فضای رسانهای فاصله بگیرد و بر تربیت اصولی، بلندمدت و مبتنی بر استانداردهای حرفهای تمرکز کند.
بیتوجهی به این الزامات تنها به تکرار شکستها خواهد انجامید چرا که همانگونه که در ضربالمثل قدیمی آمده است: «در آبانبار شلوغ، کوزه زیاد میشکند.»