مرغ سحر

کد خبر: ۱۵۵۸۵۴۰
نویسنده علی اعظم خسروی 

خوش به حال تو که با خیل  شهیدان رفتی 
از پی عزت این مُلک سلیمان رفتی
مِثل  و امثال تو و بیعت با کفر هرگز 
ای که سرمست ز پیمانه ی ایمان رفتی 
جامه ی عزت و مردی است چه زیبنده ی تو
با وقار و شرف و سبک دلیران رفتی 
پیر این میکده و تشنه ی صهبای وصال
مستِ  دل دادگیِ  پیر جماران رفتی 
محو در ذاتِ  خدادادِ حسین بن علی 
تشنه ی عشق و چو سالار شهیدان رفتی 
 در دلت بود که قربانی مکتب باشی 
عهد نشکسته چه زیبا سرِ پیمان رفتی
رفتی و بر لبت آوازه ی ای ایران است 
جان به قربان تو، قربانیِ قرآن رفتی 
تو به حق مطلع خورشید ولایت بودی 
ای که با عهد به  این شمسِ درخشان رفتی 
واژه ی «خامنه ای» رمز عبور از تنگه 
همچو  کشتی که به دریای خروشان رفتی
«قاسم »آن روز غزل واره ی هجرِ تو نوشت 
که تو چون مرغ سحر در دل طوفان رفتی

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها