خشاب کلمه فراتر از خشاب اسلحه

احتمالا این سوال برای بسیاری پیش آمده که دعای ما چه تاثیری در روند جنگ دارد؟ این انفعال نیست که در برابر سلاح‌های کشنده آنها به دعا متوسل شویم؟ در کجای تاریخ، کلمات زورشان به فلزات رسیده است؟
کد خبر: ۱۵۵۷۳۴۳
نویسنده محمدحسین پسیان - پژوهشگر و مدرس دانشگاه صداوسیما
تکنولوژی پدیده باارزشی است اما در این مقاله مختصر تلاش می‌کنیم خاستگاه قدرتی متفاوت را بررسی کنیم. قدرت امروز غرب حاصل محاسبه و ریاضیات است؛ کمی‌سازی طبیعت و جهان و باید پذیرفت که این روش تحول بزرگی در نگاه انسان به حقیقت حاصل کرده است. قبل از این تحول، حقیقت در دست کلمات بود, کلمات کتاب مقدس انجیل که ترجمه لاتینی از اصل آرامی آن است که در دسترس ما نیست یا کلمات عبری تورات یا عربی قرآن. این سه زبان عبری، آرامی و عربی هر سه از خانواده زبان‌های سامی هستند و مومنین تصور می‌کنند حقیقت و جهان نسبتی ناگسستنی با آنها دارند. 

در جهان قدیم حقیقت همچون زبان درک می‌شد و هرچه به عقب‌تر برگردیم این قضیه شدت بیشتری پیدا می‌کند. اگر آن‌قدر به عقب برگردیم که به دوره‌های اسطوره‌ای برسیم، به پیوند زبان و جهان یا کلمه و واقعیت پی می‌بریم چراکه اصولا اسطوره از جنس کلام و در عین حال خود جهان است. این برتری بی‌چون و چرای کلمه اولین بار با فیثاغورث دستخوش تغییر می‌شود و اعداد پا به عرصه تفسیر حقیقت می‌گذارند. فلسفه مولود همین کمی‌سازی جهان است هرچند هنوز ساحت غیب و فراطبیعی نزد فلاسفه باستان از میان نرفته بود و لااقل نزد گرایش‌های افلاطونی، اعداد همچون هویت‌های مقدسی در جهان‌های متعالی‌تر حضور و تاثیر داشتند اما برای جهان جدید که از رنسانس به این سو پایه‌ریزی شد، طبیعت اصل است و هرچه بیرون از آن از درجه اهمیت ساقط می‌شود. گالیله در قرن پانزدهم اعلام کرد که خداوند دو زبان دارد. یکی لاتین کتاب مقدس و دیگری ریاضی که زبان طبیعت است. گالیله آگاهانه ریاضیات را در کنار لاتین انجیلی قرار داد تا موازنه کلمه و عدد را تغییر دهد. همین کار را به نحو دیگری اسپینوزا در نقد الهیات وحیانی و به کرسی نشاندن نوعی الهیات عقلی و هندسی انجام داد. از آن روزگار به‌مرور کلمه به حاشیه رفت و این برتری عدد و محاسبات ریاضی بود که سرنوشت فهم ما از جهان را مشخص می‌کرد. نتیجه چنین نگاهی را همه ما می‌بینیم و با آن زندگی می‌کنیم. بیشتر رشته‌های فنی و حتی علوم انسانی که از روش‌های کمی بهره می‌برند حاصل چنین رویکردی هستند و تکنولوژی میوه آن است. 
اما آیا پیشروی ریاضیات و اعداد به معنی شکست کلمه است؟ تاریخ اندیشه جواب مثبتی به این سوال نمی‌دهد، در قرن بیستم با رجوع دوباره به زبان، کلمات به عرصه فهم ما از حقیقت بازگشتند. هرچند این رجوع یکدست نبوده و گرایش‌های گوناگون به اشکال گوناگون به زبان رجوع کردند اما قرن بیستم به ما نشان داد چیزی در زبان وجود دارد که قابل حذف یا فروکاست به ریاضیات نیست. ضمن این‌که پیشتر شوپنهاور و نیچه و فروید مسیری را کوبیده بودند که نشان می‌داد عقل و تلویحا اعداد در تصرف حقیقت، مطلق‌العنان نیستند و اراده هم در کنار عقل بازیگر زمین واقعیت و حقیقت است. از قضا کلمات در حالت‌های غیرمنطقی مانند شعر و خطابه نسبتی با همین اراده دارند و گویا از اراده نشأت گرفته‌اند. زبان دیگر نه فقط چون ابزاری میانجی برای فهم ما از جهان به‌کار می‌رود بلکه در به‌وجود آمدن حقیقت مدخلیت دارد. این انقلاب ویتگنشتاینی در فلسفه و اندیشه بود. از این نقطه تا آنچه کسانی چون هایدگر از فهم‌شان نسبت به زبان به‌عنوان «خانه وجود» یا گادامر به‌عنوان «وجود قابل فهم برای ما» می‌پنداشتند فاصله زیاد است اما نکته اینجاست که همه آنها انگار به دوران اسطوره‌ای نزدیک می‌شوند. انگار کلمات و جهان دوباره به‌هم پیوند می‌خورند. ما در حال بازگشت به نقطه‌ای هستیم که از آن شروع کرده‌ایم، اقوام کهن تصور می‌کردند که جهان با کلمات الهی خلق شده است. 

آفرینش از طریق کلمات مدلی است که قرآن هم آن را تایید می‌کند، ذهن ریاضی امکان دارد این دست آیات را به شکلی تمثیلی و استعاره‌ای بفهمد اما می‌توان آنها را کاملا واقعی درک کرد. قرآن به‌عنوان کلام‌الله نه گزارشی از جهان که خود جهان است. مثلا در سوره روم، پیروزی رومیان پیش‌بینی می‌شود و سپس جهان به همین سمت می‌رود. وحی کلام نازل شده و دعا کلام بالارونده است. کلمات خدا بیشترین سهم را در تشکیل جهان دارند اما کلمات انسانی نیز بی‌تاثیر نیستند. ما با کلمات اراده خود را بر جهان تحمیل می‌کنیم و از خلال این اراده جهان را شکل می‌دهیم. از طرفی با دعا از خداوند درخواست می‌کنیم اراده او را هم‌جهت با اراده خود قرار دهیم؛ و اگر در تشخیص اراده الهی درست گام برداریم کلمات‌مان جهان را زیر و زبر خواهند کرد. کلمات را دست کم نگیریم. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها