تحلیل استراتژیک:
از "ناموس زمین" تا سراب حقوق بشر؛ واکاوی هژمونی غرب در آینه نظریه کارل اشمیت
در سپهر اندیشه سیاسی معاصر، هیچ مفهومی به اندازه تعریف کارل اشمیت از «امر سیاسی» (The Political) چالشبرانگیز و در عین حال روشنگر نیست. اشمیت در اثر کلاسیک خود، سیاست را نه در صندوقهای رای و نه در بوروکراسیهای پارلمانی، بلکه در لحظهای میبیند که «قانون» در برابر «اراده حاکم» عقبنشینی میکند. از منظر او، سیاست در غایت خود، چیزی نیست جز «تصمیمگیری فرد حاکم در وضعیت استثنایی». این لحظه، بزنگاهی است که در آن حاکم با تعلیق قوانین عادی، مرزی قاطع در بطن آشوب ترسیم میکند تا قلمرو حاکمیت را تثبیت کرده و تمایز بنیادین میان «دوست» و «دشمن» را آشکار سازد. بدون این تمایز، سیاست به مدیریت اداری تنزل مییابد و حاکمیت ملی، معنای وجودی خود را از دست میدهد.