حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دکتر خرمشاد به همه گروههای سیاسی توصیه میکند در سال آینده و دیگر مقاطع و رقابتهای سیاسی، از تندروی پرهیز کرده و بدانند هنجارشکنی به ضرر همه گروههای سیاسی و مردم و کشور است. مشروح این گفتوگو را میخوانید:
در انتخابات اخیر شاهد حضور گسترده مردم پای صندوقهای رأی بودیم. با توجه به این حضور و روند برگزاری انتخابات در دورههای اخیر، رشد و توسعه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
اندازهگیری رشد و توسعه سیاسی، شاخصهایی دارد. سادهترین تعریف توسعه سیاسی، مترادف است با دموکراسی و هرچه کشوری به قواعد مردمسالارانه، نزدیکتر باشد به لحاظ سیاسی، توسعهیافتهتر ارزیابی میشود و در یکی از مهمترین شاخصهای اندازهگیری دموکراسی هم، بحث انتخابات است.
با توجه به انتخاباتی که در 7 اسفند برگزار شد، کشورمان از نظر گسترش مردمسالاری در چه جایگاهی قرار دارد؟
آنچه در انتخابات اخیر اتفاق افتاد از چند جهت جالب توجه بود که یکی از آنها رشد فزاینده روند مردمسالاری در کشور بود. البته برآیند همه دورههای انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران، روندی صعودی و رو به پیشرفت در پیمودن مسیر به سمت دموکراسی را نشان میدهد. اما متاسفانه در سال 88 به دلیل خروج بعضی از نامزدهایی که رأی نیاورده بودند از حدود دموکراتیک و حدود اخلاق رقابت سیاسی، فرآیند سیاسی انتخابات به سلسله منازعات خیابانی منجر شد و روند دموکراسی کشور صدمه دید. یکی از موارد منفی که برای شورشهای بعد از انتخابات در کنار همه نکات منفی دیگر مطرح بوده، این است که یک روند رو به صعود دموکراسی در ایران را به یکباره منفجر کردند و آن را دچار مشکل ساختند. صرفنظر از آن اتفاقات، اتفاقاتی که در دو انتخابات اخیر، یعنی انتخابات ریاست جمهوری 92 و انتخابات پارلمانی 94 افتاد، نشان داد که روند رشد سیاسی، روندی نهادینه شده و رو به صعود داشته است. در انتخابات اخیر به لحاظ انتخابکنندگان، ارزش آرا برابر و حق رای، عمومی بود و مردم آزادانه رأی دادند و یقینا همانی که به صندوق ریخته بودند، بیرون آمد و شبیه به همه دورههای انتخاباتی بود که در گذشته در جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاده بود. در سلامت انتخابات همین بس که اینبار هم مثل سال 84 و 76 شاهد شگفتیها و غافلگیریهایی بودیم. در سال 76 نامزدی پیروز شد که شاید قبل از آن کمتر تحلیلگری میتوانست پیروزی او را پیشبینی کند. درسال 84 هم نامزدی پیروز شد که کمتر کسی پیشبینی میکرد و اینها نشان میدهد انتخابات سالم است و همان آرایی که مردم به صندوق میریزند از صندوق خارج میشود. در انتخابات پارلمانی اخیر نیز همینطور بود و شاید خیلیها تصور نمیکردند در تهران بر خلاف همه ادوار انتخابات مجلس، یک فهرست انتخاباتی بتواند تمام کرسیها را بگیرد و فهرست بعدی دقیقا از شماره 31 شروع شود. در بخش انتخابشوندگان هم همینطور است و با وجود فراز و فرودهایی که برخی گروههای سیاسی در بحث تائید صلاحیتها داشتند همه گروههای سیاسی احساس کردند کسانی را دارند که آنها را نمایندگی کنند و آن افراد را انتخاب کرده، تبلیغ کردند و در فهرست خودشان قرار دادند و مردم هم در جاهایی به فهرست و در جاهایی به افرادی که از سوی گروههای مختلف معرفی شده بودند، رأی دادند.
عملکرد گروههای سیاسی در انتخابات اخیر نشان میدهد که آنها نیز به نوعی پختهتر از گذشته عمل کردهاند. آیا این شاخص نیز در افزایش جایگاه کشور از لحاظ رشد سیاسی تاثیرگذار است؟
بله. اتفاقا یکی از نکات قابل تامل در انتخابات اخیر، این بود که یک گروه سیاسی که سال 88 با استراتژی اشتباهی که در پیش گرفته بود از گردونه بازی و رقابت سیاسی کنار رفته بود با عبور از گذشته و آوردن چهرههای جدید و متعادل تلاش کرد قهری را که با صندوقهای رأی کرده بود، جبران کند و پا به عرصه رقابت سالم سیاسی بگذارد و نتیجه آن را هم گرفت و توانست در فضای به دور از هیجان و کف و سوت و تندروی، در یک فضای رقابتی سالم، یک رقیب کهنهکار و قدر را در شهر بزرگی مثل تهران با شکست مواجه کند و خودش پیروزی را بهدست بیاورد و در سطح کشور هم توانست خودش را ترمیم کند و با چهرههای جدید و جوانی که به عرصه سیاست آورد، آینده خود را برای سالهای آینده تضمین کرد.
فکر میکنید سال آینده چه اولویتهایی باید رعایت شود تا موانع احتمالی در مسیر بالندگی سیاسی و روند رو به توسعه دموکراسی در کشور، زودتر مرتفع شود؟
برآیند مجموعه اتفاقاتی که در سال94 افتاد، در روند توسعه سیاسی و دموکراسی بسیار مثبت محسوب میشود و برای سال آینده به نظر میرسد همانطور که در انتخابات اخیر دیدیم، این روند ادامه پیدا کند به این مفهوم که گروههای سیاسی از تندرویها پرهیز کنند و در واقع هیچ گروه سیاسی، استراتژی خودش را بر حذف گروه رقیب قرار ندهد. دلیل آن هم این است که چند بار بشدت ثابت شد هیچ گروه سیاسی قابل حذف شدن نیست و الان در تقسیمبندی جناحهای سیاسی که در کشور وجود دارد بر خلاف تصور اصلاحطلبان در دو دهه گذشته که فکر میکردند تاریخ مصرف و عمر اصولگرایان به پایان رسیده و تلاش میکردند که آنها را کاملا حذف کنند، آنها به این جمعبندی رسیدند که اصولگرایان دارای ریشههای قوی و طولانی در کشور هستند و الان هم انتخاب نشدن اصولگرایان در تهران نباید خدای ناکرده، لایههایی از اصلاحطلبان را به این فکر بیندازد که آنچه را پیش از این آزمودهاند، دوباره بیازمایند که خطاست. از آن طرف اصولگرایان هم با توجه به اتفاقاتی که افتاد و در گذشته هم تجربه کرده بودند به این نتیجه باید رسیده باشند که اصلاحطلبان یا تفکر رقیب آنها که در گذشته دورتر، چپ شناخته میشد، قابل حذف نیستند و در نتیجه عقلا و معتدلان دو مجموعه باید قواعدی را برای بازی سیاسی که بتدریج در ایران شکل گرفته به رسمیت بشناسند، میانداری جریان و گروه سیاسی خودشان را به دست تندروها نسپارند و در شکستهایی که میخورند، تمام دلایل اتفاق افتاده را به گردن رقیب یا نوع بازی رقیب نیندازند بلکه از آن درس بگیرند تا بتوانند در نوبت بعد با پر کردن خلأها، شکست را جبران کنند. نکته دیگر اینکه گروههای سیاسی باید بپذیرند این بازی سیاسی در چارچوب قانون اساسی در حال شکل گرفتن است و چارچوبهای قانون اساسی و خطوط قرمز آن را حتما باید رعایت کرده و به رسمیت بشناسند.
با توجه به اینکه از اواسط سال آینده رفته رفته بازار رقابتهای سیاسی درباره انتخابات آینده ریاست جمهوری داغ میشود و وزیر کشور گفته فرآیند انتخابات ریاستجمهوری دوازدهم از مهر 95 شروع میشود، گروههای سیاسی باید چه موضوعاتی را مدنظر قرار دهند تا به آسیبهایی که بعضا در گذشته شاهد آن بودهایم، دچار نشویم؟
گروههای سیاسی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده باید این اصل را قبول کنند که مانند هر کشور دیگری، هنجارشکنی گرچه ممکن است به زعم یک گروهی در کوتاه مدت به نفعش باشد، اما در دراز مدت قطعا به نفع او نخواهد بود و قواعد بازی را به هم میریزد و در یک بازی بیقاعده، همه طرفها و بازیگرها ضرر میکنند، اما در یک بازی باقاعده، این مردم هستند که داورند و سوت در دست مردم است و مردم هم بخوبی تشخیص میدهند قدرت را به چه دلیلی و به چه کسی بدهند. وقتی مردم به گروهی اعتماد میکنند و قدرت را به او میسپارند، اما او نمیتواند انتظارات مردم را برآورده کند به صورت خیلی طبیعی در دوره بعد به گروه دیگری رأی میدهند به این امید که آنها بتوانند مشکلاتشان را رفع کنند و اگر آنها هم به وعدههایی که میدهند عمل نکنند، حافظه ملت بسیار قوی است و در دوره بعد یا دوره بعدتر به سراغ رقیب گروه جدیدی که به قدرت رسیده است، میروند تا بتوانند مشکلاتشان را به دست آنها حل کنند. لذا هر گروهی بهتر و بیشتر در جهت اصول حاکم بر فرهنگ و ارزشهای کشور حرکت کند و هر گروهی که موفقتر در مسیر تحقق و رفع نیازهای مردم عمل کند، طبیعتا مردم برای مدت طولانیتری به او اعتماد میکنند و زمام امور را به او میسپارند.
حسین نیکپور
سیاسی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....