حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دایی عبدالله با بازی پرویز پورحسینی، از آن پدرهای کلیشهای و حاشیهای نیست که گاهی غصه بخورد و فرزندانش را به صلح و صفا و آشتی دعوت کند. دایی عبدالله یکی از فرزندانش را از دست داده و دیگری رخت عصیان و سرکشی به تن کرده است. او در نقش پدر شوهری دلسوز اگر لازم ببیند برای حمایت از عروسهایش به پسران خود میتازد و با حضور پرشور و حرارتش به داستان سریال «میکائیل» حس و حال میدهد.
دایی عبدالله از آن دست نقشهایی است که شاید برای هر بازیگر پا به سن گذشتهای یک اتفاق قابل توجه محسوب شود. بازیگران، بخصوص آنها که دوره جوانی را پشت سر گذاشته و به دوران بازنشستگی رسیدهاند کمتر شانس بازی در یک نقش فرعی جذاب و موثر را پیدا میکنند و دایره انتخاب آنها محدودتر از آن است که فرصت عرض اندام دورباره را برایشان فراهم کند اما پرویز پورحسینی بعد از سریالهایی مانند شیدایی و هفتسنگ یکبار دیگر این شانس را پیدا کرده که دریک نقش متفاوت ظاهر شود و بعد از آن همه سال که او را از جوانی دور کرده در یک نقش خاص ظاهر شود و حتی دست به تیزی ببرد.
درست است که حرفه بازیگری، پیری و بازنشستگی نمیشناسد و بازیگر تا زمانیکه حافظهاش برای بهخاطر سپردن دیالوگها و جسمش برای حضور در مقابل دوربین یاری کند، میتواند به حرفهاش ادامه دهد اما دنیای بازیگران هم به بنبست پیری میرسد و ممکن است تمامی شهرت یک بازیگردر این بن بست به باد فراموشی برود. اگر سینما برای بازیگران پیشکسوت مقامی تشریفاتی قائل باشد و کمتر آنها را به بازی بگیرد در عوض تلویزیون به این بازیگران توجه ویژه داشته و برایشان نقشهای خوب در نظر گرفته است.
در تلویزیون همیشه فرصت ارائه شخصیتهای مسن اما موثر وجود داشته است؛ توجه تلویزیون به اساس خانواده و ساخت سریالهای خانوادگی که پدرها و پدربزرگها، مادرها و مادربزرگها و اصولا بزرگترها جایگاه و شأن قابل احترام خودشان را دارند این فرصت را به بازیگرانی مانند پرویز پورحسینی داده که در دوره بازنشستگی کولهبار تجربههایشان را باز کنند و داشتههایشان را به نمایش بگذارند.
آذر مهاجر / رادیو و تلویزیون
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....