خرمشاهی که با بیش از 30 سال سابقه وکالت و با بر عهده گرفتن مسئولیت دفاع از متهمان مشهور، به چهرهای شناخته شده تبدیل شده است درباره انواع وکالتها نیز توضیح داده است.
در قانون بر حق داشتن وکیل برای متهمان تاکید شده، سوال این است که اصلا ضرورت حضور وکیل چیست و چرا افراد باید وکیل داشته باشند؟
قانونگذار هم در قانون اساسی و هم در دیگر قوانین مرتبط تصریح کرده است که متهم حق داشتن وکیل دارد. در واقع هر فردی میتواند وکیل داشته باشد اما در پارهای از پروندهها حضور وکیل الزامی است، مانند پروندههایی که مجازات آنها قصاص، اعدام یا حبس ابد است.در این پروندهها جلسه محاکمه بدون حضور وکیل برگزار نخواهد شد. به همین دلیل است که در پروندههایی مثل پرونده قتل به متهم تفهیم میکنند که اگر استطاعت گرفتن وکیل را دارد خودش اقدام کند، درغیر این صورت برای او وکیل تسخیری میگیرند. فلسفه حضور وکیل در پروندههای قضایی این است که دادستان یا نماینده او، قضات دادگاه و رئیس دادگاه، وکیل مدعی خصوصی همه حقوقدان هستند و به مواد قانونی آشنایی دارند، در مقابل متهم فردی عامی است که از الفبای حقوق هم شاید چیزی سر در نیاورد، برای اینکه دو کفه ترازوی عدالت تقریبا همسان و مساوی باشند و شاهد انصاف قضایی و حسن اجرای عدالت باشیم متهم هم باید وکیل داشته باشد تا وکیل بتواند با زبان قانون از او دفاع و از امتیازاتی که قانونگذار در اختیار او گذاشته است، استفاده کند.
وکلای تسخیری چگونه وکالت متهمان را برعهده میگیرند؟
در پروندههایی که مجازات متهم یا محکوم اعدام، رجم، صلب و نظایر آنهاست، حضور وکیل مدافع الزامی است و قاعدتا متهم باید وکیل داشته باشد، اما در مواردی که متهم استطاعت گرفتن وکیل را ندارد دادگاه برای معرفی وکیل تسخیری به کانون وکلا اعلام و کانون وکلا هم وکیل تسخیری را معرفی میکند تا از حقوق متهم دفاع کند. وکیل تسخیری پولی از متهم دریافت نمیکند و در نهایت مبلغ ناچیزی توسط کانون وکلا در قبال هر پرونده به او پرداخت میشود. در میان وکلای تسخیری هم عدهای هستند که با حرارت و با احساس مسئولیت کامل دفاع میکنند و پارهای هم کار دفاع از متهم را چندان جدی نمیگیرند.
وکیل معاضدتی در چه مواردی در نظر گرفته میشود؟
وکیل تسخیری در پروندههای کیفری است اما وکیل معاضدتی در پروندههای حقوقی است. مثلا فردی پروندهای دارد و اکنون نمیتواند وکیل اختیار کند، ولی پس از آنکه حکم به نفعش صادر شد و توانست مطالبات یا حقش را وصول کند، میتواند هزینه وکیل را بپردازد، به همین دلیل در کانون وکلا دایرهای به نام معاضدت وجود دارد و در آنجا وکیل معاضدتی تعیین میکنند و وکیل معاضدتی هم بعد از اینکه حکم به نفع موکلش صادر شد، میتواند از فرد محکوم حق الزحمه خودش را بگیرد یا خود موکل از حقش که از محکوم دریافت کرده هزینه وکیل را پرداخت کند.
افراد برای داشتن وکیل معاضدتی فقط باید به کانون وکلا مراجعه کنند یا از طریق دیگری هم میتوانند اقدام کند؟
برای گرفتن وکیل معاضدتی باید به کانون وکلا مراجعه کنند.
یکی از پرسشهای رایج در افکار عمومی این است، فردی که جرم مشخصی را مرتکب شده و خودش هم اتهام را قبول دارد، چه دلیلی وجود دارد که وکیل داشته باشد؟
این سوالی است که عوام میکنند. جواب این سوال خیلی ساده است و همانطور که عرض کردم قانونگذار اولا به همه متهمان این اختیار را داده است که وکیل انتخاب کنند و در پروندههای قتل و پروندههای سنگین حضور وکیل مدافع به لحاظ اینکه ماجرا پیچیده است و به لحاظ اینکه باید حقوق متهم حفظ شود، حضورش الزامی است. موضوع مهم اینجاست که وکیل نمیگوید موکل من قتل انجام نداده است. این اصلا وکالت نیست و نحوه دفاع نیست. بلکه خیلی ایرادات در پروندهها وجود دارد که ممکن است متهم یا موکل در آنها سررشته نداشته باشد. مانند ایراداتی که در رد دادرس یا بر صلاحیت دادگاه میگیرند یا ایراداتی که حین دادرسی پیش میآید. وکیل میتواند روی اینها انگشت بگذارد و این موارد را از پرونده بیرون بکشد و در دادگاه مطرح کند، اما متهم خودش نمیتواند چنین کاری انجام بدهد. در حقیقت وکیل مدافع آن حقوقی را که قانونگذار به متهم داده است زنده و ایفا میکند.
چرا در کشور ما فرهنگ استفاده از وکیل هنوز خیلی جا نیفتاده است؟
متاسفانه این مشکل وجود دارد و اغلب افراد بعد از آنکه ضرر مالی و معنوی میبینند به وکیل مراجعه میکنند، درحالی که در کشورهای توسعهیافته مساله وکیل جا افتاده است و خانوادهها و افراد با توجه به پرونده، از کارهای شهرداری گرفته تا مهریه و کارهای حقوقی تا کارهای خانوادگی در هر کدام از کارها وکیل دارند و با او مشورت میکنند و اگر نیاز باشد خود وکیل اقدام میکند، متاسفانه ما در کشورمان شاهد هستیم که خیلی از افراد با وجود ثروت فراوان و وضع مالی خوبی که دارند به وکیل مراجعه نمیکنند و بعضا قراردادهایی میبندند یا اقداماتی میکنند که چون جنبه قانونی ندارد یا حقوقشان لحاظ نشده است، بعد دچار ضرر و زیان زیادی میشوند. این نتیجه یکسری تبلیغات سوء است که در گذشته صورت گرفته و عملکرد یکسری از همکاران نیز در این ماجرا دخیل است و آنها نیز خواسته یا ناخواسته به این فرهنگ دامن زدهاند و این عوامل باعث شده است رغبت و علاقه و شوری که باید وجود داشته باشد تا افراد جذب وکیل شوند یا وکیل را جذب کنند وجود نداشته باشد. استفاده از وکیل در گذشته خیلی کمتر بوده، اما بتدریج این فرهنگ در حال اصلاح شدن است و اغلب وزارتخانهها، سازمانها و حتی تشکلها و نهادها و کارخانهها، شرکتها و کارگاههای کوچک به ضرورت مشاور حقوقی و وکیل دادگستری پی بردهاند و از حضور آنها در مراکز کاری خودشان استفاده میکنند. اکنون کمتر جایی وجود دارد که نیاز به وکیل و مشاور حقوقی نداشته باشد و کم کم این موضوع به یک اصل انکارناپذیر تبدیل میشود. به دلیل همین اتفاق مراجعه مردم به وکلا هم در حال افزایش است. بتدریج فرهنگ وکیلگریزی از بین میرود و خانوادهها و افراد به نفع خودشان میبینند که مبلغی را برای جلوگیری از خسارتهای بعدی هزینه کنند.
آیا متهمان وقتی دستگیر میشوند، میتوانند بگویند تا وکیلم نباشد صحبت نمیکنم؟
در قانون آیین دادرسی کیفری قدیم این قضیه زیاد جدی گرفته نشده بود، اما در قانون آیین دادرسی کیفری جدید در حقیقت به متهمان کمک و حق سکوت برای متهمان بیشتر در نظر گرفته شده است. هر پروندهای حداکثر بیشتر از یک هفته نمیتواند بدون وکیل باشد و متهم باید ظرف یک هفته حتما بتواند به وکیل خود دسترسی پیدا کند. در غیر اینصورت میتواند بگوید بدون حضور وکیلم صحبت نمیکنم. خوشبختانه این حقوق متهمان در آیین دادرسی کیفری جدید لحاظ و نقش وکلا پررنگتر شده، در حالی که در آیین دادرسی کیفری قدیم نقش وکیل کمرنگ بود و اصولا نقشی نداشت. چون تبصره ماده 128 اصولا این اجازه را به دادگاه میداد که از حضور وکلا در دادسرا و بازپرسی جلوگیری کند که خوشبختانه این روند فرق کرده است. در حقیقت به نفع متهم است که بخواهد در حضور وکیل از او بازجویی شود و وکیل از بدو تا ختم رسیدگی در کنار او باشد.
برخی می گویند یکی از آسیبهایی که در این حوزه وجود دارد حضور افرادی بهعنوان کارچاقکن است. چنین اشخاصی اگر باشند چقدر میتوانند به روند رسیدگی پرونده و حتی فردی که به آنها مراجعه میکند، صدمه بزنند؟
متاسفانه این معضل و آسیب کارچاقکنها، واسطهها و دلالها گاهی دامنگیر برخی شده و هنوز کم و بیش آثار نامطلوب خودش را دارد. این پدیده شوم آنقدر پیش رفته است که مردم دنبال این هستند که به وکیل به چشم دلال و واسطه نگاه میکنند و حتی دانش و سطح شعور حقوقی وکلا برایشان ملاک نیست. اغلب مردم دنبال این هستند با وکلایی ارتباط برقرار کنند که نفوذ داشته باشد. این اصلا درست نیست و اگر این روند ادامه پیدا کند اصل عدالت و اصل احقاق حقوق از بین خواهد رفت و به معضلی تبدیل خواهد شد که دامن تشکیلات دادگستری و جامعه وکالت را خواهد گرفت. من فکر میکنم یکی از مهمترین وظایف دادگستری و قوه قضاییه برخورد با افرادی است که بهعنوان کارچاق کن، دلال، کارگشا و واسطه سعی در اغفال مردم دارند و از این طریق پولهای هنگفتی میگیرند چرا که متاسفانه عملکردشان آثار بسیار شوم و نامطلوبی بر پیکره عدالت میگذارد.
شاهدحلاج
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)