حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خاورمیانه اسلامی، مقاومتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مهمی را در قرن اخیر در برابر مدل اقتصادی و سیاسی غرب از خود بروز داده است. هرچند این مقاومتها عموما پسوند اسلامی را با خود یدک میکشند، اما همگی را نمیتوان براستی از یک جنس دانست. برخی از این مقاومتها، همچون انقلاب اسلامی و مدل سیاسی جمهوری اسلامی، برخاسته از متن و تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی هستند و آرمانشان این است که در عین تعامل سازنده و مسالمتآمیز با جهان، هویت بومی و تاریخی خود را حفظ کنند.
برخی از این مقاومتها، آرمانهایی متفاوت دارند و با اتخاذ نگرشی متشرع، آن هم با ظاهربینانهترین شکل آن، هرگونه نمود فرهنگی و تمدنی جدید را بدعت و کفر میشمارند و با این مبنا، بنای حذف این نمودها و جنگ رودررو و خشونتآمیز با غیرهمکیشان را میگذارند.
در مرام این طیف از اسلامگرایان، افتخارات جهان اسلام نه در آثار فرهنگی فاخری چون مولوی، ابنعربی و ملاصدراست و نه در ظهور هنر ناب در آثار نقاشان و خطاطان و قالیبافهای مسلمان و نه حتی در آزمایشگاهها، دانشگاهها و کارخانههای مولد کشورهای اسلامی، بلکه افتخار و سربلندی جهان اسلام در این است که مردم آمریکا یک روز در قلب شهر نیویورک وحشت زده، شاهد برخورد دو هواپیمای دارای خلبانهای مسلمان، به برجهای تجارت جهانی باشند یا متروهای شهرهای اروپایی با بمبهایی که اسلامگرایان کار گذاشتند، چند روزی تعطیل شوند!
هرچند غرب از چنین حرکتهایی متضرر میشود، اما از آنها منفعت نیز میبرد. حوادثی که به آنها اشاره شد طی چند سال گذشته، ملعبه خوبی برای سیاستمداران غربی شده تا جنگافروزیهای خود را در خاورمیانه و کشت و کشتار زنان و کودکان مسلمان و غیرمسلمان را دستکم برای مردم خودشان، توجیه کنند.
امـــــــروزه غرب بهواسطه افراطیگری، از اسلام تعریفی ارائه میدهد که نه با اسلام پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) همخوانی دارد، نه حتی چندان با تحقق تاریخی اسلام در خاورمیانه و دیگر کشورهای اسلامی سازگار است.
به این وسیله مهمترین طیفی که از افراطگرایی اسلامی متضرر میشود، نه غرب، بلکه خود جهان اسلام است. افراطگرایان دینی به لحاظ جمعیتی، در جهان اسلام اکثریت نیستند، ولی بهواسطه اینکه معمولا دود آتشافروزی و گرد و غبار ماجراجوییهایشان به چشم همگان میرود، نمود و ظهور بیشتری نسبت به دیگر جریانهای اسلامی دارند. به همین خاطر، امروز ناآشنایان با اسلام، بیش از آنکه اسلام را با اسلامخواهان راستین و اعتدالی، چون پیشوایان جمهوری اسلامی بشناسند، آن را با اسلام جاهلی و افراطی القاعده و بن لادن شناختهاند. بنابراین اسلام اعتدالی در دو جبهه دفاع از هویت اسلام است، در جبهه تمامیت خواهی سرمایهداری غربی و در جبهه جهل طالبانی.
اشارات مکرر رهبر معظم انقلاب در ارتباط با برائت از افراطگرایی مذهبی و هشدار ایشان به سیاستمداران کشورهای همسایه ـ از جمله در دیدار اخیر با الهام علی اف ـ نسبت به خطر مجال یافتن افراطگرایان در تضعیف وحدت ملی، تائیدی است بر تقابل جدی اسلام اعتدالی جمهوری اسلامی با افراطیگری دینی. شاید مهمترین راهکار پیروزی در این جبهه، ارائه چهرهای درخشان، قدرتمند ـ هم در عرصه علمی و صنعتی و هم در عرصه اقتصادی و فرهنگی ـ ظلمستیز و در عین حال صلحطلب از اسلام است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....