راموس: یک ماتادور در وجودم دارم

در بیست و هفت سالگی، یکی از باتجربه ترین بازیکنان رئال و تیم ملی اسپانیاست؛ مدافعی که هر مربی آرزوی داشتن آن را دارد. اما راموس تنها به بازی برای همین دو تیم فکر می‌کند و البته علاوه بر کسب افتخار، دوست دارد یک الگوی خوب هم برای کودکان باشد؛ گفت‌وگوی سرخیو راموس در پی می‌آید:
کد خبر: ۶۶۱۶۱۹

تو فقط 27 سال داری، اما سال‌هاست لیدر تیمت محسوب می‌شوی؛ 115 بازی ملی انجام داده‌ای. آیا فکر می‌کنی روزی کاپیتان اسپانیا شوی؟

من معتقدم هر کسی شخصیت خودش را دارد. از این لحاظ فکر می‌کنم شخصیت رهبری مادرزاد است و طی زمان فرد پخته‌تر می‌شود. تجربه، انجام بازی‌های بیشتر و ارتباط با هم‌تیمی‌ها باعث می‌شود به سطح بالاتری برسید. به همین دلیل من نمی‌توانم در مورد خودم صحبت کنم. فکر می‌کنم هم‌تیمی‌ها و هوادارانی که بهتر شما را می‌شناسند، می‌توانند نظر بهتری بدهند. من خوش‌شانس هستم که مدت زیادی در بالاترین سطح بازی می‌کنم؛ چه در باشگاهم و چه در تیم ملی؛ مساله‌ای که بسیار به آن افتخار می‌کنم. امیدوارم در آینده نامم برای سال‌های طولانی در تاریخ فوتبال اسپانیا و دنیا بماند.

زمانی که بین بازیکنان بارسا و رئال اختلاف‌هایی وجود داشت، تو یکی از کسانی بودی که باعث شد این بحران کوچک حل شود. درست است؟

همه نقشی جزئی داشتند. من هرگز با پیکه مشکل شخصی نداشتم و فکر نمی‌کنم هرگز داشته باشم. من زمان زیادی را با او سپری کرده‌ام. او آدم فوق‌العاده‌ای است و قلب بزرگی دارد. همه بازیکنان تیم ملی همین طور هستند. همه ما برای یک هدف مبارزه می‌کنیم و این اشتباه بزرگی خواهد بود اگر بخواهیم جو چنین تیم ملی بزرگ و آینده‌داری را خراب کنیم. شاید اختلاف‌هایی وجود داشت و آن هم به دلیل بازی‌های رئال و بارسا تنها در یک فصل بود. دو تیم در بازی‌های زیادی مقابل هم قرار گرفتند؛ لالیگا، لیگ قهرمانان و کوپا دل ری...کمی تنش به وجود آمد و برای مدتی بیش از اندازه شد، اما در نهایت ما یک راه‌حل پیدا کردیم و به راهمان ادامه دادیم.

فکر می‌کنی هم‌تیمی‌ها و بازیکنان تیم‌های حریف چطور به تو نگاه می‌کنند؟

من چیزهای زیادی شنیده‌ام که نمی‌دانم واقعیت دارد یا نه! این‌که یک فرد سختکوش هستم که برای آنچه می‌خواهد مبارزه می‌کند. آنهایی که من را می‌شناسند، می‌توانند چیزهای بیشتری اضافه کنند. اما مهم‌تر از همه، دوست دارم به عنوان یک فرد خوب شناخته بشوم. به نظر من، این از همه مهم‌تر است.

آوریل 2012 در دیدار مقابل بایرن مونیخ در نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان، پنالتی‌ات را خراب کردی تا رئال حذف شود، اما در نیمه‌نهایی یورو 2012 مقابل پرتغال پشت توپ ایستادی. رفتی و به سرمربی گفتی می‌خواهم یکی از پنالتی‌ها را بزنم. می‌خواستی شجاعتت را نشان بدهی؟

در بعضی لحظات بازیکنانی هستند که خوشبختانه از اعتماد به نفس کافی برخوردارند و می‌توانند با چنین مسئولیت‌هایی روبه‌رو شوند. در تمام طول دوران حرفه‌ای‌ام همیشه توانسته‌ام با چنین شرایطی روبه‌رو شوم و این مسئولیت‌ها را برعهده بگیرم. گاهی اوقات خوش‌شانس‌تر بوده‌ام، اما در آن زمان، بله، از سرمربی بخواهم یکی از ضربه‌های پنالتی را به من بدهد و اگر هزار بار هم آن بازی تکرار شود، همین کار را می‌کردم.

چه شد که تصمیم بگیری یک ضربه پاننکا (چیپ) بزنی؟

باور کنید نمی‌دانم، اما در مورد آن از قبل فکر کرده بودم؛ از همان شبی که مقابل مانوئل نویر پنالتی را خراب کردم، چیزهای زیادی در شبکه‌های اجتماعی نوشته شد. آن پنالتی دیدار مقابل پرتغال، بیشتر برای خانواده‌ام بود تا چیزهایی که روی من تاثیر گذاشته بودند. مشخص است از دست دادن پنالتی ای که باعث شود به فینال لیگ قهرمانان نرسید، بسیار ناامیدکننده است و شما همیشه لحظات سخت و دردناک را به یاد می‌سپارید. آن پنالتی را به خاطر خواهر و مادرم زدم، زیرا آنها بیش از همه به دلیل از دست‌دادن آن پنالتی ناراحت شده بودند. آنها این شایستگی را داشتند که همیشه به یک لحظه از دوران حرفه‌ای من افتخار کنند و فکر می‌کنم آن پنالتی می‌توانست لحظه مناسبی باشد.

سرخیو راموس واقعی چه کسی است؛ یک گاوباز اهل اندلس؟

خب، شاید من بهترین شخص برای توصیف خودم نباشم. گاوبازی شغلی است که من به آن فکر می‌کردم، اما فوتبال بیشتر من را خوشحال می‌کرد. من همیشه با دنیای گاوبازی پیوندی احساس می‌کنم، زیرا خانواده و همه همشهری‌های من، طرفداران پر و پا قرص گاوبازی هستند. این چیزی است که من با آن به دنیا آمده‌ام. وقتی به تماشای گاوبازی می‌روید، چیزهای دیگر را فراموش می‌کنید. احساس می‌کنم بعضی از ویژگی‌های یک ماتادور را دارم.

آیا برایت مهم است یک الگو برای بچه‌ها باشی؟

این مساله خیلی من را خوشحال می‌کند. از سنین پایین من الگوهایی مانند کارلوس پویول، فرناندو ایه‌رو و پائولو مالدینی داشتم؛ بازیکنانی که یک دوره را رقم زدند. در مورد من، بازیکنانی مانند خاوی ناوارو، پابلو آلفارو و شارک پریه تو هم الگوهای مهمی بودند. من خوشحال هستم که می‌توانم یک الگو برای بقیه باشم. معتقدم که بسیار مبارزه کرده‌ام و فداکاری‌های زیادی انجام دادم. وقتی بازنشسته شوم، وجدانم راحت خواهد بود. از این لحاظ، آن کودکانی که من را به عنوان الگو در نظر دارند، همیشه می‌توانند روی من حساب کنند. حاضرم هر کاری که می‌توانم برای کمک به آنها انجام بدهم.

برای ما از سرخیو راموسِ خارج از زمین فوتبال بگو...

یک مرد خانواده و تا اندازه‌ای رمانتیک. فکر می‌کنم در بین برادرها، من از همه رمانتیک‌تر هستم. همیشه ابراز این مساله به بقیه کار دشواری است، اما فکر می‌کنم خانواده‌ام این را می‌دانند. به نظر من، مهم‌ترین مساله در کنار شاد بودن، این است که بتوانید احساسات‌تان را بیان کنید.

البته همیشه هم بین تو و برادرهایت، دوستی و محبت برقرار نبوده، در مورد بازی مقابل برادرت بگو.

وقتی پانزده ساله بودم و برادرم رنه بیست و سه ساله، من برای تیم جوانان سویا بازی می‌کردم و او در یک تیم محلی. ما یک دیدار دوستانه در زمین سویا انجام دادیم. همه اهالی شهر آنجا بودند و این باعث شد بازی حساس شود. ما مقابل هم قرار گرفتیم. او مهاجم نوک بود و من مدافع میانی. دروازه‌بان آنها یک ضربه بلند از زمین خودشان زد و برادرم شروع کرد به کشیدن و هل دادن من. به او گفتم مراقب باش، این یک مسابقه است. او به من نگاه کرد و خندید. من نمی‌خواستم بیش از این ماجرا را ادامه بدهم، اما روی یک صحنه دیگر من برای گرفتن توپ رفتم و آرنجم اشتباهی به صورت او خورد. هرچند لب او دچار یک خونریزی جزئی شد، اما داور خطا نگرفت. 10 دقیقه بعد، مربی آنها دید که من بهتر از رنه بازی می‌کنم. او را از زمین بیرون کشید و گفت: خجالت نمی‌کشی برادر پانزده ساله‌ات تو را به این روز انداخته؟ بعد از آن، او همه جا این داستان را تعریف کرد!

فورفورتو / مترجم: بهنام جعفرزاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها