همچنین قرار میشود اقساط وام را بدهکار پرداخت کند. طلبکار پس از مدتی به بدهکار میگوید برای گرفتن وام، به چند فقره سفته به مبلغ ده میلیون تومان نیاز دارد و از دوست بدهکارش میخواهد سفته را تهیه و امضا کند و برای ارائه به بانک تحویلش بدهد. او نیز چنین میکند، حال مشخص شده فرد طلبکار دروغ گفته و اساسا وامی در کار نبوده و هماکنون طلبکار نسبت به مطالبه وجه سفتهها علیه فرد پرسشگر اقدام کرده است. این خواننده پرسیده راهکار و تکلیف چیست؟ در پاسخ باید روشن شود اولا چنانچه شخص پرسشکننده نتواند ادعای مطرح شده و ماجراهای پیش آمده بین خود و دوستش را در محکمه صالحه و از طریق صحیح حقوقی اثبات کند، مکلف است نسبت به پرداخت وجه سفتهها اقدام کند و قطعا بر همین اساس نیز، حکم محکومیت حقوقی وی صادر خواهد شد، زیرا ویژگی ممتاز اسناد تجاری این است که دلالت بر استحقاق دارنده اسناد مزبور علیه صادرکننده آن دارد، مگر این که استحقاق نداشتن قانونی شخص دارنده سند تجاری، از قبیل چک و سفته، در محکمه صالحه اثبات شود. ثانیا چنانچه فرد پرسشگر بتواند عملیات متقلبانه، فریبکارانه یا خائنانه دوست خود را با هر یک از ادله قانونی در مرجع صالح قضایی ثابت کند، دوست ایشان ممکن است در صورت جمع شرایط کیفری و عناصر لازم قانونی به دلیل مبادرت به یکی از جرایم کلاهبرداری یا خیانت در امانت یا تحصیل مال از طریق نامشروع، به مجازات کیفری محکوم شود.
نفقه همسر
شخص دیگری پرسیده است آیا در صورت تمکین نکردن زن، حق نفقه او ساقط میشود یا خیر؟
پاسخ این است که رابطه بین انفاق زن و تمکین او از شوهرش، یک رابطه متقابل و دو طرفه است.
یعنی اگر مرد از پرداخت نفقه زن خود استنکاف کند، همسرش نیز مجاز به تمکین نکردن عام و خاص از شوهر خود تا زمان دریافت نفقه است و اگر زن بدون وجود دلیل صحیح شرعی یا قانونی یا بدون عذر موجه از تمکین عام و خاص از شوهر خود سر باز زند یا به اصطلاح، ناشزه شود، همسر او تا زمان بقای نشوز زن، تکلیفی به پرداخت نفقه به وی ندارد. البته لازم به ذکر است که هر زنی پس از وقوع عقد نکاح و تا زمانی که تمام مهریهاش پرداخت نشده باشد، میتواند از همسر خود تمکین نکند و این تمکین نکردن به منزله نشوز نبوده و ساقطکننده حق وی برای دریافت نفقه از شوهر نیست، اما در عین حال چنانچه قبل از دریافت مهریه و به میل و رغبت خود از شوهرش تمکین کرد، دیگر نمیتواند به حق مذکور که به آن حق حبس میگویند، استناد کند و در فرض وصول نکردن مهریه نیز مکلف به تمکین از همسرش است. در غیر این صورت حقی بر دریافت نفقه از او ندارد.
ارثیه پدری
شخص دیگری گفته است: «سال 1337 و هنگامی که پنج ساله بودم، پدرم فوت کرد و با این که مادرم زنده بود برادر بزرگم به عنوان سرپرست و قیم من از سوی دادگاه صالح تعیین شد و بعدها حقوق و سهمالارث مرا نداد و تمام آن را تصرف و تملک و به زور و اکراه، اقدام به اخذ دو نامه و دستخط از من کرد که حکایت از تسویهحساب و دریافت حقوق کامل دارد. آیا میتوانم با توجه به گذشت طولانیمدت زمان نسبت به احقاق حق خودم اقدام کنم؟ چگونه و کجا؟» پاسخ این است که اولا مرور زمان و گذشت ایام، تاثیری در حقوق و اموال فرد و استحقاق دریافت آن و لزوم احقاق حق وی ندارد، بنابراین این شخص میتواند در صورت اثبات ادعای خود در مجمع صالح قضایی، اقامه دعوی و مطالبه حق کند، ثانیا ادعای او مبنی بر صحت نداشتن مفاد دو ورقهای که حاکی از تسویهحساب با برادرش است، باید در محکمه صالحه ثابت شود، در غیر این صورت میتواند دلیلی بر برائت ذمه برادر وی و بطلان دعاوی ایشان باشد، ثالثا این مخاطب میتواند با وکالت یا راهنمایی وکلای مجرب دادگستری نسبت به اقامه دعوی حقوقی یا در صورت لزوم شکایت کیفری علیه برادر خود و البته پس از ارائه مدارک و مستندات متقن و محکم و نهایتا اثبات ادعاهای خود، نسبت به محکومیت وی به پرداخت اصل حقوق و تمامی خسارات وارده به خود، اقدام کند.
فرشید رفوگران
وکیل دادگستری