تفاوت این گفتوگوها با دیگر مواردی که پیش از این درباره افزایش اعتماد به نفس توصیه شده، معمولا در زمان برگزاری رویداد و چگونگی مدیریت بر آن است. مثلا فردای روزی که قرار شد کشتی، المپیکی بماند مطرح کردن 400نامه نگاشته شده از مسئولان ایرانی در دفاع از کشتی، نشانههایی از اعتماد به نفس کسانی داشت که از داخل کشور حذف نشدن کشتی را مدیریت کردند. این مساله تا قطعی نشدن رای کمیته بینالمللی المپیک مسکوت ماند تا مبادا طرحهای ابداعی رسیدن به اعتماد به نفس لو برود.
نامهنگاری و مذاکره خصوصی با لالوویچ، رئیس فدراسیون جهانی کشتی برای جابه جایی رقابتهای کشتی آزاد با فرنگی نیز از همین نوع نگاه به ورزش آب میخورد. نگاه از بالا با اعتماد به نفس بالاتر.
یکی دیگر از راههایی که داشتن اعتماد به نفس بالا در ورزش را ثابت میکند و به علاقهمندان افزایش اعتماد بهنفس توصیه میشود، توجه به رویکردی است که کارلوس کرش هنگام هدایت تیم ملی در بازیهای انتخابی جامجهانی داشت. در واقع او با بهرهگیری از جریانات فکری در تیمهای باشگاهی از قبیل ارنج تیم و نحوه استفاده از بازیکنان یکی از تیمهای محبوب در تیم ملی توانست فوتبال ایران را به جام جهانی برزیل ببرد.
تنها ایرادی که میشود از طرحهای ابداعی در ورزش برای افزایش اعتماد به نفس گرفت این است که تمامی رویکردهای چهرههای معروف در پی رویدادهایی است که به نتایج مثبت میانجامد و در زمان شکست همان تعبیر رایج «باخت صاحب ندارد» مصداق پیدا میکند. این اشکال البته ربطی به چهرههای معروف ورزش ایران ندارد، چون آنها براساس آنچه درباره افزایش اعتماد به نفس گفته شده است، آموختهاند؛ هرگز این فکر را به خود راه ندهند که اعتماد به نفس ندارند.
اعتماد به نفس مدیران در هزینه کردن از منابع دولتی، بستن تیم بدون مربی و... به موارد بالا افزودنی است.
محمد رضاپور / گروه ورزش