نگاهی به 3 فیلم تلویزیونی پخش شده از سیما

شخصیت‌هایی که مخاطب را با خود نمی‌برند

هفته‌ای که گذشت به‌دلیل تقارن با ایام سوگواری، فیلم‌ها و تله‌فیلم‌هایی پخش شد که متناسب با این حال و هوا بود. به همین دلیل سهم آثار داخلی به مراتب بیشتر از کارهای خارجی بود.
کد خبر: ۵۹۴۷۹۴

سینمای ایران نیز در این ایام سهم داشتند که از جمله آنها می‌توان به «تیک تاک» ساخته محمدعلی طالبی، «تولد یک پروانه» ساخته مجتبی راعی، «کشتی آنجلیکا» به‌کارگردانی محمد بزرگ‌نیا و «قدمــگاه» به‌کارگردانی محمدمهدی عسگرپور اشاره داشت.

چند فیـــــلم و انیمیشن خارجی هم از جمله «در دنیای بهتر» و «دلفین کوچک» در این میان سهم تعطیلات تلویزیونی هفته گذشته بود و متاسفانه مجدد شاهد پخش نسخه فیلم شده دو سریال بودیم؛ «شب‌های روشن» ساخته مجید مظفری ـ‌ که اتفاقا چند هفته‌ای از پخش آن نمی‌گذرد ـ و «جابربن حیان» به کارگردانی جواد افشار.

اما از این موارد که بگذریم به فیلم‌های تلویزیونی می‌رسیم که اتفاقا سهمی بسزا هم داشتند. حال به بررسی و مرور چند نمونه از آنها خواهیم پرداخت.

***

شاعر قله‌های مه‌آلود: تله‌فیلمی به کارگردانی شهرام باباپور از تولیدات مرکز ایلام که پنجشنبه هفتم شهریور ساعت 23 از شبکه شما روی آنتن رفت. فیلمی در ژانر تاریخی که زندگی و مبارزات غلامرضا خان ارکوازی، شاعر و عارف ایلامی علیه خان حاکم منطقه چوار ایلام در 200 سال قبل را روایت می‌کند.

از نکات قابل ذکر در این فیلم تلویزیونی، استفاده از بازیگران بومی استان‌های ایلام، کرمانشاه و کردستان برای تمام نقش‌هاست که در نوع خود اتفاقی بشدت مثبت به‌شمار می‌رود، اما مشکل فیلم به جایی دیگر باز می‌گردد: فقر تولید و ضعف امکانات موجود برای ساخت فیلم.

پیش از این، یک بار دیگر نیز درباره فقر موجود درباره ساخت تله‌فیلم‌های تاریخی نوشته بودم؛ موضوعی که لطمه فراوانی به آثار شریفی از این دست می‌زند.

واقعیت آن است که در این نوع کارها، نیت و هدف محترمی نهفته است، اما باید قبول کرد فیلمسازی برای سینما و تلویزیون یک صنعت است و باید به کیفیت بخش تولید (پروداکشن) توجه بیشتری کرد. پرواضح است گونه (ژانر) تاریخی یکی از پرهزینه‌ترین گونه‌هاست. حال در نظر بگیرید وقتی قرار است کاری تاریخی درباره یک شخصیت مهم ساخته شود و جان مطلب نیز به‌طوری که در خور شخص مورد نظر است، ادا شود، چگونه می‌توان انتظار داشت با بودجه معمول تله‌فیلم (که عموما گروه‌های تولید برای کارهای معمولی نیز با کسری روبه‌رو هستند) یک فیلم تلویزیونی تاریخی با کیفیت مطلوب ارائه شود؟ نتیجه این می‌شود که محصول به‌دست آمده، نه قادر به جذب مخاطب است و نه می‌تواند شخصیت مورد نظر به یک قهرمان باورپذیر تاریخی بدل شود.

***

ظهر آبی: فیلمــی به کارگردانی سعید عالم‌زاده که ظهر یکشنبه دهــــــم شهریور ساعت 11 از شبکه سه روی آنتن رفت.

این فیلم داستان آذین بهادر، نویسنده‌ای است که همراه دختر و همسرش صبا رستگار به مسافرت رفته است. آذین بر اثر تصادف به کما می‌رود. صبا که از تصادف جان سالم به در برده، بعد از به هوش آمدن متوجه می‌شود دخترش فوت کرده و همسرش نیز دچار مرگ مغزی شده است. حال او با بحرانی گسترده در زندگی روبه‌روست و...

این فیلم تلویزیونی که پژمان بازغی، روناک یونسی، سیدجواد هاشمی و ناصر ممدوح در آن ایفای نقش کرده‌اند، بشدت شخصیت‌محور است و اتفاقا از همین ناحیه نیز، هم در فیلمنامه و هم در اجرا ضربه خورده است.

«ظهر آبی» دستمایه‌ای دارد که از تــــــوان تبدیل شدن به یک فیلم پرکشش برخوردار است، اما به‌دلیل عدم ورود مخاطب به درون شخصیت‌ها، قصه پیش نمی‌رود و الکن می‌ماند.

متاسفانه این مشکل نه فقط در فیلم‌های تلویزیونی که در سینما نیز وجود دارد. ظاهرا پرداخت شخصیت در کارهای تصویری کم‌کم درحال تبدیل شدن به یک بحران است و حال اگر یک کار شخصیت محور باشد، این ضعف بیش از پیش به چشم می‌آید.

ظهر آبی در فیلمنامه ضعف‌های زیادی دارد که از جمله آنها ریتم کند و کسل‌کننده آن است که این مشکل در کارگردانی به جای برطرف شدن، حادتر نیز شده است و به همین دلیل، حاصل کار چندان جذابیتی برای مخاطب ندارد.

شاید از تنها نقاط مثبت این کار بشود به بازی بشدت روان ناصر ممدوح اشاره کرد که دقیقا در راستای کار بوده، اما دیگر دوستان به هیچ وجه کار خود را جدی نگرفته‌اند. این ایراد، در فیلمنامه و کارگردانــی نیز به چشم می‌خورد.

***

اشک انار: فیلمی به کارگردانی فیاض موسوی و تهیه‌کنندگی حسین مروی که یکشنبه دهم شهریور ساعت 20 و 30 دقیقه شب از شبکه چهار روی آنتن رفت و علی دهکردی، کتایون امیرابراهیمی، پاشا رستمی، سیاوش مفیدی، حسن تسعیری، مه‌لقا باقری، فرید قبادی، فریبا طالبی، مهرداد نیک‌نام، کیمیا موسوی، لیلا شوقی، مریم رستمی، حبیب ثامنیه، امیر رحمتی و علی رحمتی در آن ایفای نقش می‌کنند.

قصه «اشک انار»، درباره عابد، دانشجوی هنرهای تجسمی است که در جستجوی تحقیق در آثار یک استاد قلم‌زنی با آخرین شاگرد او آشنا می‌شود و برای ایده‌گرفتن از سبک استاد، به‌عنوان شاگرد به کارگاه او می‌رود و...

اشک انار با وجود سوژه لطیف و خوب خود همانند ظهر آبی، از معضل در شخصیت‌پردازی و ‌جذابیت نداشتن برای مخاطب رنج می‌برد.

باور کنیم امروزه رسانه یعنی ایجاز و سرعت در انتقال اطلاعات. یعنی قصه‌گویی و ایجاد هیجان و با این اوصاف عجیب است که بسیاری از کارگردانان تلویزیون، این نکات را فراموش می‌کنند؟

اشک انار در وهله نخست قادر به خلق شخصیت استاد به عنوان یک هنرمند نیست و بیشتر به مونولوگی رادیویی شباهت دارد که به شکل قطره‌چکانی می‌خواهد مخاطب را با یک هنرمند آشنا کند، اما نمی‌تواند.

نویسنده این فیلم تلویزیونی، ظاهرا فراموش کرده برای سروشکل دادن به روایت چنین کارهایی که بشدت به شخصیت‌پردازی نیاز دارند باید به درون زندگی فرد ورود پیدا کرد. باید بدی‌ها و خوبی‌های شخصیت را با زبان درام در تارو پود قصه جاری کنیم تا شخصیت برای تماشاگر ملموس شود. بعلاوه در فیلم اشک انار اساسا مشخص نیست قصه اصلی چیست و موتور محرک و پیش برنده فیلم قرار است چه چیز باشد و همین موضوع باعث می‌شود ریتم کار به‌طور کلی شکل نگیرد و کار خسته‌کننده شود.

محمدرضا لطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها