مخاطبی نوشته است: در درجه اول اعتیاد باعث میشود شخص با افراد بیخانمان و هنجارشکن معاشرت پیدا کند که این خود زمینهای برای ارتکاب بزه، بیاعتمادی اطرافیان و خشونت میشود. نکته دوم اینکه غافل بودن ازیاد خدا و انجام اعمال غیرشرعی و غیراخلاقی باعث شده داریوش به این نقطه برسد.
خواننده دیگری نوشته است داریوش باید در مواجهه با فرناز بر هوس خود غلبه میکرد تا به این نقطه نمیرسید.
یکی دیگر از خوانندگان اینطور اظهارنظر کرده است: داریوش بهدلیل حمایت نکردن خانواده و همسرش به منجلاب کشیده شد چون دلخوشی نداشت. تنهاراه نجات او میتوانست عشق به زندگی باشد. او باید با اراده زندگی میکرد.
برخی مخاطبان نیز درباره ادعای داریوش مبنی بر بیگناهی اظهارنظر کردهاند و یکی از آنان نوشته است: داریوش دروغ میگوید: قاتل خودش است نه فرناز.
خواننده دیگری نظر داده است: داریوش حالا دروغ میگوید. چیزی این وسط مجهول است. شاید قربان و فرناز میخواستند برای همیشه باهم بمانند و برنامههایی برای آینده داشتند که این مساله حسادت داریوش را تحریک کرد. شاید داریوش به همین دلیل قربان را درمعرض ضربه قرارداد تا هم قربان از بین برود و هم فرناز گرفتار شود. دقت کنیم که داریوش با خصومت و کینه از قربان و فرناز حرف میزند.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)