تغییرات اعمال شده در نظام آموزشی و تلاشهایی که برای ابداع شیوه های جدید ارزیابی دانش آموزان انجام گرفته است ، منجر شده است بینش معلمان درباره نمره بسیار متحول شود. با این حال ، هنوز برخی معلمان ، از نمره به عنوان یک ابزار، استفاده می کنند. یک دانش آموز دوره راهنمایی می گوید: «معلم ما، همیشه براساس نمره درباره ما قضاوت می کند. اگر نمره مان کم شود ، رفتار او هم با ما تغییر می کند. در صورتی که بی انضباطی یا تخلف کنیم هم نمره مان را کم می کند.» شاید به همین دلیل است که دانش آموزان این معلم ، نسبت به نمره ای که از این معلم می گیرند ، حساس و سختگیرند و این حساسیت ، موجب اضطراب و ترس آنها می شود. اضطراب امتحان ، وقتی تبدیل به اضطراب نمره می شود ، مشکل مضاعفی است که فرآیند یادگیری را دچار اختلال می کند. دانش آموزان ، پس از این که جریان اضطراب آور امتحان را از سر می گذرانند، با شرایط دشوارتری مواجه می شوند که نمره ، برایشان به ارمغان می آورد. یک دبیر تاریخ می گوید: «بعد از برگزاری امتحان ، ما تازه با یک مشکل تازه مواجه می شویم ، آن هم شرایط حساس روحی دانش آموزانی است که به خاطر چند نمره ، دچار بحران می شوند. راهروهای مدرسه ، پس از تصحیح اوراق ، پر از بچه هایی است که به هر شکل شده ، می خواهند نیم نمره به نمره شان اضافه شود.»
دانش آموزان ، مهمترین دلیل این حساسیت را برخورد معلمان و خانواده هایشان می دانند. آنها معتقدند خانواده ها و معلمانشان بر مبنای نمره درباره آنها قضاوت می کنند و تغییر دادن نظر آنها ممکن نیست : «من مدام به خاطر نمراتم بازخواست می شوم. نمره های من زیاد کم نیست ، اما مادرم نمره 18 یا 19 را اصلا قبول ندارد.» گاه این شرایط به حدی دشوار می شود ، که دانش آموز را دچار وسواس شدید فکری و بحران های عاطفی می کند. فخاری ، روان شناس می گوید: «برای برطرف کردن این حساسیت در دانش آموزان و کم کردن عوارض آن ، اولین قدم باید از سمت اولیای دانش آموز و معلمان برداشته شود. تا وقتی نمره ، آن هم فقط نمره 20 ، ملاک سنجش توانایی های یک دانش آموز قرار بگیرد ، می توان انتظار هر برخورد نادرست و هر عارضه عاطفی ناگواری را در دانش آموز داشت.» این روان شناس معتقد است در این حالت یادگیری کامل اتفاق نمی افتد: «نمی توان اطمینان داشت نمره بیستی که با این رویکرد به دست می آید، نشاندهنده یادگیری کامل فرد باشد ، همان طور که نمرات کمتر نیز به هیچ وجه نشانگر ضعف یادگیری دانش آموز نیست. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد نمرات بسیار کم است که در این موارد هم باید دنبال ریشه های ضعف دانش آموز گشت و آن را به شیوه ای معقول جبران کرد.»
جور دیگر باید دید
تردیدی نیست که بسیاری از نمره های بالای درسی ، بدون پشتوانه علمی لازم به دست می آیند و بسیاری افراد با نمره های متوسط، از حد مطلوبی از دانش و توانایی برخوردارند. در مقابل ، بسیاری از خانواده ها ریشه این حساسیت خود را به عوامل فرهنگی بیرونی نسبت می دهند. مادر یک دانش آموز که خود تحصیلکرده رشته روان شناسی است ، می گوید: «خود من بسیار نسبت به نمره حساس هستم ، چون فکر می کنم ارزیابی خارجی جامعه ما در مقاطع مختلف در نهایت براساس نمره است. اگر فرزند من بر اثر بی توجهی و بی دقتی ، نمره ای را از دست بدهد، کسی شرایط او را نمی سنجد. در واقع ، این نمره است که به جای دانش او حرف می زند.»
با در نظر گرفتن همه این عوامل و عوارض ، به نظر می رسد تغییر در این نوع نگاه ، باید همه جانبه باشد. از سویی ، نظام آموزشی با ایجاد ملاکهایی موثر و کارآمد در ارزیابی دانش آموزان باید از این فشار کم کند و از سوی دیگر ، فرهنگ عمومی جامعه باید نسبت به این امر ، برخورد مناسب تری در پیش بگیرد. با ایجاد چنین تعادلی می توان انتظار داشت دانش آموزان در شرایطی امن تر و آسوده تر ، به یادگیری بپردازند و این یادگیری موثرتر و مفیدتر صورت بگیرد.