دست هایی که بیکار نمی شوند

اشتغال زنان ، در ایران همواره با 2 لفظ کار رسمی و غیررسمی تعریف می شود. اگر کار غیر رسمی زنان را به معنی کار زنان در مراکز غیردولتی ، خیریه ها و زمین های کشاورزی و باغداری و دامپروری بگیریم
کد خبر: ۵۷۵۰۴
، دسته ای دیگر باقی می مانند که به شغلی در خانه هایشان مشغولند ؛ کارهایی که فقط شامل کارهای خانه داری نمی شود و کارهایی درآمدزاست.
این در حالی است که اشتغال زنان در ایران ، مانند دیگر کشورهای در حال توسعه ، در وضعیت مطلوبی نیست. همواره زنان از موقعیت های شغلی کمتری برخوردارند و اغلب در بخش غیررسمی با دستمزد اندکی مشغول به کار هستند. اگر زنان بتوانند از توانایی ها و امکانات موجود کمک بگیرند تا در فضای خانه شغلی برای خویش تعریف کنند ، هم توانسته اند از مهارت هایشان بهره بگیرند و هم توانسته اند یک فرصت شغلی برای خویش تعریف کنند.
یک روز سرد پاییزی در یک بازارچه خیریه توی غرفه های کوچک و بزرگ ، چشمت به همه جور خدماتی می افتد. غرفه های گل چینی ، ملافه دوزی ، لباس ، غذا و ترشیجات و زنانی که سرگرم فروش محصولات هستند و خودشان هم تولیدکننده اند.
عاطفه ک در غرفه گل چینی محصولات فراوانی را برای فروش گذاشته است. او 24 سال دارد. متاهل است و یک پسر 3 ساله دارد. می گوید: «از سالهای نوجوانی به کارهای دستی ، بخصوص گل چینی علاقه داشتم. این بود که به کلاسهای آموزش گل چینی در یکی از فرهنگسراها رفتم و بعد از گذراندن یک دوره آموزشی و چند ماه کار کردن ، احساس کردم کارهایم در حدی هست که بتوانم آنها را به فروش برسانم. از دوره های دوستانه شروع کردم. بعد همسایه ها و فامیل و کم کم نمایشگاه های خانگی به نمایشگاه های بزرگتر در یکی دو فرهنگسرا و بازارچه ها تبدیل شد و در نهایت ، تشویق اطرافیان و دوستان باعث شد کار به اینجا برسد که می بینید.»
عاطفه روزی 3-4 ساعت سرگرم ساختن گل چینی می شود. کار چندان وقتگیری نیست و در عوض بهره اقتصادی خوبی دارد: «به طور متوسط، روزی 4 ساعت کار می کنم و می توانم بگویم بین 20 تا 40 هزار تومان درآمد دارم. البته روزهای تعطیل و غیرکاری را اگر از آن کم کنید ، 20 روز مفید باقی می ماند. می خواهم پس انداز کنم تا بتوانم کارم را گسترش بدهم.»

OOO



توی بازارچه خوداشتغالی کتابخانه هاشم آباد در منطقه 10تهران می توانی انواع و اقسام کارهای دستی را ببینی ، که روی میزها چیده شده اند. قلم زنی روی سنگ ، عروسک سازی ، منجوق دوزی ، مشبک ، معرق ، گل چینی ، گل پولیشی و... آقای قربانی ، مسوول خوداشتغالی فرهنگسرای کار می گوید: یکی از بزرگترین معضلات جامعه ، بحث اشتغال است. ایجاد یک شغل برای یک آدم بیکار، حدود 20میلیون تومان هزینه دارد. چه بهتر که نیروی کار بدون هیچ هزینه ای برای دولت از طریق این بازارچه ها مشغول کار شوند. اینها زنانی هستند که حتی به یک میز یا یک چادر برای عرضه تولیداتشان ، قانعند و باید لااقل مکانی برایشان فراهم شود.

  • مهمترین مشکل خود اشتغالی زنان نبود مکانی دایمی برای عرضه محصولا تشان است

  • این در حالی است که بیشتر از 90 درصد بانوانی که در این بازارچه ها مشغول کار می شوند، سرپرست خانوارند و از کار کردن ناگزیرند. با این روش ، کار آنها سازماندهی می شود و برای عرضه تولیداتشان دچار سردرگمی نمی شوند. منیره عالی ، یکی از همین زنان سرپرست خانوار است که از طریق فرهنگسرای کار ، به یکی از تولیدی های لباس معرفی شده است. او هر روز نزدیک به 15دست لباس نوزاد را برش می زند و به طور متوسط روزی 7500 تومان درآمد دارد: «هم بالای سر بچه هایم هستم ، هم به کارهای خانه می رسم. درست است که کار پرزحمتی است و خیلی شبها تا دیروقت بیدار می مانم ؛ اما از تمام کارهایی که داشته ام ، باصرفه تر است. اگر کارهای خانه و بچه ها بگذارند، بعضی ماهها درآمدم تا 250 هزار تومان می رسد».
    با این همه خوداشتغالی زنان خانه دار مشکلات خاص خودش را دارد که شاید مهمترینش ، نبودن مکانی دایمی برای عرضه محصولاتشان است. سالومه بخشی ، دختر 27 ساله ای که در نمایشگاه یکی از فرهنگسراها، غرفه فروش روسری دارد، می گوید: « 2 سالی است که روی روسری های ساده با دست کار می کنم. ملیله و منجوق می دوزم و آنها را تقریبا نزدیک به 2 برابر قیمت می فروشم. مدتی است که مردم به کارهای دستی علاقه مند شده اند و از لباسهایی که روی آنها کار دست شده است ، استقبال می کنند.
    از طرفی خودم از نوجوانی به کار دوختن ملیله و منجوق روی لباس و روسری علاقه داشتم ، چون می دیدم با یکی دو ساعت کار، چقدر یک لباس ساده تغییر می کند و مورد توجه قرار می گیرد».
    سالومه لیسانس متالورژی است ، ولی علاقه ای به کار در رشته ای که درس خوانده ، ندارد: «حتی اگر علاقه داشتم ، می دانستم نمی توانم شغلی دلخواه در زمینه رشته تحصیلی ام پیدا کنم. از طرفی علاقه ام به کارهای دستی مرا به این سمت کشاند. از کارم راضی ام و امیدوارم روزی بتوانم جای ثابتی داشته باشم».

    OOO



    عرصه نیروی کار زنان در کشور ، به متغیرهایی مثل میزان سواد و تحصیلات آنها، موضوع تاهل ، تعداد فرزندان و دوره های زندگی زنان بستگی دارد. میزان فعالیت اقتصادی زنان با تحصیلات عالی حدود 4 برابر زنان دارای تحصیلات متوسط و 13 برابر زنان بی سواد است. علاوه بر این ، ازدواج ، بویژه فرزندآوری موجب دست از کار کشیدن بسیاری از زنان می شود. طبق آمار،فعالیت اقتصادی زنان غیرمتاهل بیشتر از 2 برابر زنان متاهل است.
    اشتغال زنان به دوره های زندگی آنان و تحول نقش ها و مسوولیت های خانوادگی آنها نیز ارتباط دارد. با توجه به تمام این عوامل ، زنانی که از موقعیت های شغلی کمتری برخوردارند، می توانند با توجه به حیطه علاقه و توانایی شان ، در فضای خانه به شغلی دلخواه بپردازند.
    سعیده رسولی ، 31 ساله است و بعد از این که فرزند اولش 3 ساله شد ، تصمیم گرفت یک دوره کوتاه آموزش تایپ کامپیوتری را بگذراند و از همان زمان ، با خرید یک دستگاه کامپیوتر قسطی ، کار در خانه را شروع کرد. «از طریق یک شرکت تایپ کامپیوتری ، سفارش کار می گیرم. پایان نامه های تحصیلی ، پروژه های تحقیقاتی و از اینجور کارها. کار باصرفه ای است. درست است که پرزحمت و خسته کننده است ، اما کار تعریف شده ای است. زمان آن دست خودم است و می توانم هر وقت بی حوصله ام یا کارهای خانه ام زیاد است ،کار تایپ را موکول به وقت دیگری کنم.» سعیده باوجود 2 بچه و کارهای زیادی که می تواند تمام وقت یک زن خانه دار را بگیرد، کار تایپ با کامپیوتر را جدی می گیرد، طوری که خودش را موظف می کند روزی 5ساعت کار کند و به طور متوسط بین 8-10 هزار تومان درآمد داشته باشد: «درآمد من بخش قابل توجهی از درآمد خانواده است و می توانیم برای رفع قسمتی از مشکلات اقتصادی خانواده ، روی آن حساب کنیم. علاوه بر این ها، داشتن درآمد برای زن ، یکجور حس استقلال و توانمندی به او می دهد که حتی باعث می شود ، برای کارهای روزمره اش ، برنامه ریزی بهتری داشته باشد و کمتر از سایر زنان ، درگیر مسائل جزئی و ناراحتی های عصبی و روانی بشود. وقتی کار می کنم روحیه شادتری دارم و بهتر می توانم به سایر کارهایم برسم.»
    زنان نیمی از جمعیت کشورند که براساس آمارهای رسمی تنها 11 درصد نیروی کار را تشکیل می دهند. طبق برآوردهای انجام شده دسترسی زنان به منابع اقتصادی اعم از سرمایه مادی ، فرصتهای اشتغال و سرمایه فرهنگی به صورت تخصص و مهارت حرفه ای اندک است و بهره مندی آنها از دستمزد و مزایا، فرصتهای ارتقای شغلی و قدرت تصمیم گیری در اقتصاد بسیار نابرابر است. اشتغال زنان به صورت غیررسمی ، بخصوص در منازل ، به دلیل بیمه نبودن می تواند یکی از دلایل پایین بودن آمار اشتغال زنان باشد ، حال آن که درصد زیادی از نیروی کار زنان به صورت غیررسمی مشغول کارند و سهم قابل توجهی در اقتصاد و بخصوص اقتصاد خانواده دارند.
    چه زنان توانایی که می توانند با برنامه ریزی صحیح به تعریف کاری مشخص و تعریف شده بپردازند و ضمن جهت دهی صحیح به استعدادها و توانایی هایشان ، بهره اقتصادی هم ببرند و چه بسیارترند زنانی که بسیاری از توانایی هایشان را لابلای بقچه های روزمرگی می پیچند و از یاد می برند که دستهایشان می تواند چه تاثیرات شگرفی بر روحشان ، جامعه شان و جهان اطرافشان بگذارد.

    زنانی ، فراتر از روزمرگی



    نه فقط خودش که تعداد زیادی از نیروی کار مستعد را به شغلی گماشته است. به او می گویند «کارآفرین» و این کلمه به عقیده بسیاری یعنی «آدم اثربخش» و این انسان های تاثیرگذار ، آنهایی هستند که در چارچوب و مرزها و قاعده های همیشگی زندگی ، برای خودشان و دیگران کار مشخصی تعریف کرده اند که آنها را از جایگاه همیشگی شان یک قدم فراتر می برد. و زنان کارآفرین کسانی نیستند جز انسان هایی که از وقتهای استراحت و خوابشان می زنند و با یک برنامه ریزی درست ، هدفی معین را دنبال می کنند. زنانی که کار را از خانه هایشان آغاز می کنند و با تدبیر، از هرچه عادت است ، فاصله می گیرند.
    یک بار دیگر اگر سرنوشت زنان کارآفرین را مرور کنیم ، به لحظه های تصمیم و اراده می رسیم ، به لحظه های برنامه ریزی و سختکوشی ، تا آنجا که کار از چارچوب ها فراتر می رود و می رسد به فضای بزرگتری به اسم جامعه.
    مریم نوابی نژاد
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها