فقط میماند ساخت خانههایی محکم و مقاوم روی ویرانههای برجای مانده که قول آن هم تا دو ماه آینده داده شده است؛ خانههایی که دیگر هیچ زلزلهای جرات نکند آنها را بر سر کودکان بیپناه آوار کند.
این را مسئولان میگویند، اما برای او دیگر هیچ پناهگاه امنی وجود ندارد.
او هر شب با امید فراموشی همه چیز خود را زیر سقف پارچهای چادرها به دست خواب میسپارد، اما پاسی از شب نگذشته با غرش زمین و صدای مهیب آوار و فریاد و شیون خواب کودکانهاش آشفته میشود؛ آشفتگیای که روانشناسان از آن به عنوان «استرس پس از سانحه» یاد میکنند و بر ضرورت توجه به آن بویژه در کودکان تاکید دارند.
اغلب کودکان زلزلهدیده از این پس با دیدن مصدومان و جسد فوتشدگان و فکر به این حوادث، دچار این حالت میشوند. این را صادقی، روانشناس بالینی در گفتوگو با مهر میگوید و با بیان این که کابوسهای زلزله میتواند زندگی روزانه کودک را مختل کند، میافزاید: بحران ناشی از حوادث میتواند چند سال در فرد خودنمایی کرده و فرد بعد از چند سال همچنان اضطراب اولیه زمان وقوع زلزله و ترس ناشی از آن را داشته باشد.
مسئولان نیز به اهمیت این موضوع واقفند، چرا که با تشکیل ستاد امدادرسانی برای زلزلهزدگان در سازمانهای بهزیستی و پلیس درصددند با اعزام گروههای روانشناس و مددکار از بروز آسیبهای اجتماعی و فردی در این مناطق جلوگیری شود.
اجرای چنین طرحی گرچه بسیار سنجیده و قابل قدردانی است، اما باید مدنظر داشت که نباید اعزام روانشناس و روانپزشک به مناطق زلزلهزده برای رفع تکلیف سازمانی باشد، چرا که روح و روان آدمی، خانه نیست که طی چند ماه و با مقداری سیمان و آهن و آجر ترمیم شود و روانشناس یا روانپزشک هم در عرض چند دقیقه یا چند ساعت نمیتواند مشکل روحی و روانی افراد را بررسی و رفع کند، بلکه این مساله نیازمند حضور چندماهه با مشاورههای بلندمدت است.
فاطمه مرادزاده / گروه ایران
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....