آتش بحران سوریه دامنگیر مداخله‌گران می‌شود

کشور سوریه که تا یکی دو سال قبل همیشه نام حضرت زینب و زیارت بارگاه او را در ذهن هموطنان ما تداعی می‌کرد بیش از یک سال است که درگیر تحولاتی شده که آینده نامعلومی را برای این کشور رقم زده است.
کد خبر: ۴۹۴۳۱۶

همین مسائل باعث شده تا وقتی در حال حاضر نام سوریه را می‌شنویم علاوه بر زیارت حضرت زینب(س)‌، مسائل زیاد دیگری به ذهن ما برسد که ازجمله کشته شدن مردم بی‌گناه در درگیری‌هایی که به این کشور تحمیل شده است.

نام سوریه در حال حاضر تقابلی را تداعی می‌کند که در جامعه بین‌المللی ایجاد شده و در یک سو کشورهایی چون آمریکا، ترکیه، عربستان و قطر قرار دارند و در سمت دیگر کشورهایی چون روسیه، چین و ایران.

همین تقابل به نوعی شکاف عمیق در شورای امنیت سازمان ملل منجر شده و در همین راستا روسیه تاکنون سه مرتبه از حق وتوی خود برای ناکام گذاشتن آمریکا و متحدانش در صدور قطعنامه علیه سوریه استفاده کرده است.

نام کشور سوریه در حال حاضر نیز تداعی‌کننده موضوع اتباع کشورمان است که در این کشور توسط معارضان مسلح ربوده شده‌اند و متاسفانه با وجود تمام هشدارها، سفرهای انفرادی به این کشور همچنان ادامه دارد و به تبع آن ربوده شدن اتباع ایرانی نیز همچنان ادامه دارد.

نام سوریه در حال حاضر تداعی‌کننده بسیاری مسائل دیگر ازجمله موضعگیری‌های مقامات کشورمان درخصوص ضرورت حمایت از محور مقاومت است در مورد همه این مسائل با سفیر جمهوری اسلامی ایران در سوریه به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر فعلی کشورمان در سوریه، دیپلماتی است که در زمان جنگ‌های 22 روزه و 33 روزه نیز سفیر ایران در لبنان بود و او را می‌توان مرد شرایط حساس دانست.

او در گفت‌وگو با جام‌جم ضمن تحلیل شرایط فعلی سوریه، آینده تحولات این کشور را پیش‌بینی کرده و درخصوص سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات این کشور توضیح داده است.

وی معتقد است، جهان باید تحولات دامنه‌دار و طولانی را در سوریه تجربه کند که این طولانی شدن قطعا دامان عوامل اصلی بحران در این کشور را بیش از دیگران خواهد گرفت و منطقه را وارد گذرگاهی نامعلوم خواهد کرد.

اوضاع سوریه را در حال حاضر چگونه ارزیابی می‌کنید. آیا اوضاع این کشور به همان بدی است که برخی رسانه‌های خارجی تصویر می‌کنند؟

متاسفانه برخی از رسانه‌های خارجی بر اساس سناریوی ترسیم شده از قبل، وضع سوریه را بگونه‌ای منعکس می‌کنند که گویی اوضاع از کنترل و سیطره دولت مرکزی به‌طور کلی خارج شده است، اما واقع امر این‌گونه نیست. در حقیقت این نوع پردازش را می‌توان به‌عنوان بخشی از جنگ روانی و رسانه‌ای علیه سوریه توصیف کرد. هر چند این روند از ابتدای بحران در دستور کار این رسانه‌ها قرار داشت.

این دروغ‌پردازی رسانه‌ای به حدی است که خود دست‌اندرکاران و سناریوپردازان این حوادث را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد بنابراین شاهدیم که تصمیمات سیاسی از سوی برخی کشورها از جمله کشورهای مدعی قدرت بر مبنای اطلاعات و معلومات غلط اتخاذ و پی‌ریزی می‌شود.

واقع امر این‌گونه نیست. مدیریت سیاسی، نظامی و امنیتی سوریه کارآیی خود را همچنان به شکل مناسبی حفظ کرده است. شاخصه اصلی تحولات فعلی سوریه، جایگزین شدن جریان‌های مسلح و گروه‌های تروریستی به جای مردم است.

متاسفانه با دخالت کشورهای غربی و عربی، مسیر مسالمت‌آمیز تحقق خواسته‌های مردمی در سوریه که قرار بود در یک پروسه اصلاحی آرام صورت گیرد، دچار انحراف شده و تحولات را به سمت و سوی نظامی سوق داده است.

آیا کناره‌گیری کوفی عنان از مسئولیتش در خصوص سوریه، تاثیری در تحولات این کشور خواهد داشت؟

کناره‌گیری کوفی‌عنان که در نتیجه کارشکنی غرب و آمریکا و برخی از کشورهای عربی صورت گرفت، به معنای عدم پیشرفت در روند حل و فصل سیاسی بحران و شکل‌گیری گفت‌وگوهاست. هر چند که این اتفاق، پایان راه سیاسی نخواهد بود. طبیعی است نتیجه این ناکامی، نظامی شدن هرچه بیشتر صحنه تحولات خواهد بود که به هیچ‌وجه به مصلحت سوریه و امنیت و ثبات منطقه بویژه همسایگان سوریه نخواهد بود.

چه موضوعی باعث شده است کشور ترکیه، پیشاپیش کشورهایی چون قطر و عربستان، برای ساقط کردن دولت سوریه تلاش کند. این کشورها و بویژه ترکیه، چه منفعتی از سقوط دولت فعلی سوریه می‌برند؟

ترکیه از ابتدا در ارزیابی تحولات سوریه دچار اشتباه استراتژیک شد و به جای آن که سریعا جلو این اشتباه خود را بگیرد و مسیر تصمیم‌سازی‌های خود را در جهت درست هدایت کند، متاسفانه با طناب آمریکا در اشتباهات خود بیشتر فرو رفت به‌گونه‌ای که در شرایط فعلی، سیاستمدار ترک احساس می‌کند چنانچه از روش فعلی خود در قبال تحولات سوریه دست بردارد، تمام منافع و مصالح خود را قربانی کرده است. این فکر نیز خود اشتباه مرکبی است که گریبان دوستان ترکیه را گرفته است. مثال ترکیه همانند فردی است که بر سر شاخه درختی نشسته و در حال بریدن بن شاخه است.

به‌ نظر من ترکیه با ظرفیت‌های تاثیرگذاری که در منطقه دارد می‌تواند به‌جای پیچیده‌تر و عمیق‌تر کردن مشکلات، جزء موثری از راه‌حل سیاسی در سوریه باشد.

در آغاز تحولات سوریه نوعی عدم قطعیت در مواضع آمریکا نسبت به آینده سوریه مشاهده می‌شد. اما در یکی دو ماه اخیر با توجه به تلاش‌های این کشور و متحدانش در شورای امنیت به نظر می‌رسد موضع آمریکا شفاف شده و به دنبال تغییر حکومت در سوریه است. به نظر شما چه عاملی در ایام اخیر باعث رسیدن آمریکا به چنین تصمیمی شده است؟

آمریکا از ابتدا و حتی قبل از حوادث سوریه به‌دنبال تغییر حاکمیت در سوریه بود. تحولات اخیر در سوریه از نظر آمریکایی‌ها فرصت طلایی برای مصادره این تحولات در جهت ساقط کردن حکومت سوریه و وارد کردن ضربه به جبهه مقاومت بود. به نظر بنده واشنگتن و عاملان آمریکا در منطقه به عنوان دشمنان قسم‌‌خورده علیه محور مقاومت و سوریه به عنوان یکی از پایگاه‌های اصلی مقاومت عمل کرده‌اند و هرگاه احساس می‌کنند که عوامل فرعی، قدرت و توان تحقق نقشه‌های آنها را ندارد خود مستقیما وارد صحنه می‌شوند. یکی از دلایل ورود آمریکا بصورت شفاف‌تر در تحولات سوریه را می‌توان ضعف جریان‌های مسلح و حتی بازیگران منطقه‌ای آن در تحقق اهداف از پیش تعیین‌شده در سوریه تفسیر کرد.

در خصوص دلایل تفاوت مواضع جمهوری اسلامی ایران در خصوص اتفاقاتی که در سوریه و برخی دیگر از کشورهای منطقه در حال وقوع است توضیح ‌دهید.

جمهوری اسلامی ایران معتقد است که مطالبات و خواسته‌های به حقی از سوی مردم سوریه مطرح است که دولت موظف است به این خواسته‌ها پاسخ دهد. قطعا از نظر ما جامعه سوریه جامعه مطلوب و بی‌نقصی نیست. لیکن آنچه که مواضع ما را نسبت به برخی کشورها متمایز ساخته است، نگاه عمیق جمهوری اسلامی ایران به تحولات و طرح‌های سیاسی است که مصالح و منافع مردم منطقه را تهدید و در تلاش است آن را به نفع رژیم صهیونیستی مصادره کند.

تناقض رفتاری غرب و برخی از کشورهای عربی در قبال تحولات منطقه بخوبی حاکی از طراحی نظام سلطه علیه منطقه است. رفتار غرب در قبال خواسته‌های بحق مردم بحرین که خواستار حداقل حقوق انسانی خود در جامعه هستند یا رفتار برخی کشورهای عربی در دفاع از دیکتاتورهای مصر و تونس و یمن همه، حکایت از توطئه‌ای دارد که به طور جمعی علیه محور مقاومت طراحی کرده‌اند.

جا دارد اینجا بر این نکته تاکید کنم که یکی از اصول اساسی مورد نظر در سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از امنیت و ثبات منطقه است. لذا با توجه به این‌که حوادث جاری در سوریه در بی‌ثبات ساختن امنیت منطقه تاثیرگذار خواهد بود، پس جمهوری اسلامی ایران به‌منظور جلوگیری و مهار این بحران پیشقدم شده و بر راه‌حل سیاسی برای آن تاکید دارد. هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران، جنگ‌های خلیج فارس، اشغال کابل و بغداد، مصائب و مشکلاتی را برای ملت‌های منطقه و اقتصاد در حال توسعه منطقه ایجاد کرده و منطقه دیگر تحمل بحران فراگیر دیگری را ندارد.

بتازگی وزیر امور خارجه ایران از آمادگی کشورمان برای دعوت از معارضان سوری خبر داده و اعلام کرده است که پیش از این هم جمهوری اسلامی ایران با معارضان سوری ارتباط داشته است. این ارتباطات به چه نحوی و با کدام گروه یا کسانی بوده است و تا کجا می‌تواند کارساز باشد؟

رئوف شیبانی: به نظر می‌رسد جهان باید تحولات دامنه‌دار و طولانی را در سوریه تجربه کند که این طولانی شدن قطعا دامان عوامل اصلی بحران در این کشور را بیش از دیگران خواهد گرفت و منطقه را وارد گذرگاهی نامعلوم خواهد کرد

جمهوری اسلامی ایران بر اساس اعتقاد خود بر ضرورت حل سیاسی بحران از طریق شکل‌گیری گفت‌وگو‌های سازنده میان رهبران معارض و حکومت سوریه، روند رایزنی و مشورت با جهاتی از معارضه را در دستور کار خود قرار داده است. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران با جریان‌هایی که مخالف دخالت خارجی بوده، خواستار حل و فصل سیاسی بحران هستند؛ از نظامی شدن تحولات گریزانند و از جریان‌های تروریستی حمایت نمی‌کنند و قائل به مشارکت سیاسی فعال در سازندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه خود هستند، ارتباط داشته و با آنان وارد گفت‌وگو شده است. اخیرا هم وزیر امور خارجه کشورمان نیز بر آمادگی کشور به برگزاری اجلاسی در تهران تاکید کرد.

قطعا با توجه به جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه بویژه در سوریه و نزد حاکمیت، این کشور می‌تواند بستر اطمینان‌بخشی برای حصول یک توافق پایدار میان معارضه و دولت سوریه باشد. آنچه که ما بر آن تاکید داریم این‌ است که این ظرفیت صرفا برای فراهم‌سازی گفت‌وگوهای سازنده به کار گرفته خواهد شد و تصمیم نهایی را مردم سوریه از طریق این گفت‌وگوها اتخاذ خواهند کرد.

جمهوری اسلامی ایران بارها تاکید کرده که ضرورت ایجاد اصلاحات در سوریه را قبول دارد. منظور از این اصلاحات چیست و آیا در شرایط کنونی هر گونه اصلاحاتی در سوریه امکان‌پذیر است. چرا دولت بشار اسد پیش از این‌که اوضاع تا این حد بحرانی شود دست به اصلاحات لازم نزد؟

جامعه سوریه مستثنا از جوامع عربی دیگر در منطقه خاورمیانه نیست. این جامعه نیز دچار مشکلات اساسی بوده و نیازمند انجام اصلاحات ریشه‌ای است. در این راستا جمهوری اسلامی ایران در گفتمان سیاسی خود با مسئولان سوریه در گذشته و حال بر ضرورت انجام اصلاحات تاکید داشته است. به نظر بنده آنچه به عنوان محور اصلی اصلاحات مورد نظر است مساله مشارکت فعال و گسترده سیاسی تمام طیف‌های جامعه در تصمیم‌سازی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در این کشور است.

خروج سوریه از فضای تک‌حزبی و مشارکت دادن طیف‌های سیاسی جامعه در تصمیم‌سازی سیاسی این کشور نقطه مطلوب اصلاحات مورد نظر است. به ‌نظرم این اصل مورد قبول و اعتراف مقامات سیاسی سوریه در سطح رهبری این کشور قرار دارد؛ به گونه‌ای که از گذشته هم اقدامات اصلاحی صورت گرفته بویژه در دوره اخیر روند تصمیم‌سازی براساس اصلاحات در این کشور در مقایسه با سال‌های قبل حرکت سریع‌تری به خود گرفته است.

مشکل اینجاست که متاسفانه به ‌دلیل مصادره خواسته‌های اصلاحی مردم از سوی غرب و دشمنان محور مقاومت، اصلاحات صورت گرفته هرچند مورد رضایت نسبی مردم سوریه واقع شد، لیکن دخالت خارجی و بسیج نیرو از سوی گروه‌های مسلح و باز شدن صفحه تحولات سوریه به روی همه بازیگران، سیر امور را از مسیر طبیعی و مثبت خود خارج کرد. آنچه که در حال حاضر ما شاهدیم قبل از این‌که صدای مردم سوریه باشد، خواسته‌های کشورهای طماعی است که از لوله تفنگ و مسلسل خارج می‌شود و تنها هدف آن تغییر حاکمیت در سوریه است.

جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده که از حکومت بشار اسد دفاع می‌کند. این دفاع در چه سطوحی انجام می‌شود. آیا اگر آمریکا و برخی دیگر از کشورها، جنگ را به این کشور تحمیل کنند ایران به دفاع خود از سوریه ادامه خواهد داد. در صورت وقوع جنگ، حمایت ما از حکومت سوریه به چه شکلی خواهد بود؟

ارتش سوریه در دوره اخیر نشان داد که توان مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی را داراست. قطعا دخالت نظامی خارجی در امور سوریه به نفع هیچ طرفی نخواهد بود. تجربه افغانستان و عراق برای غرب و آمریکا درس بزرگی است که در مبحث ورود نظامی به سوریه قبل از اقدام، هزاران بار محاسبه کنند. به ‌نظر من آتش بحران سوریه به دلیل موقعیت ژئوپلتیکی آن در منطقه و در عرصه منازعه عربی ـ اسرائیلی، برای مداخله‌گران نظامی سوزنده‌تر از آتش عراق و افغانستان خواهد بود.

بعضی تحلیلگران، فشار بر سوریه و تلاش برای سقوط حکومت بشار اسد را مقدمه‌ای برای جنگ با ایران می‌دانند. آیا چنین تحلیلی را قبول دارید؟

چنانچه ایران و سوریه را به عنوان ارکان اصلی محور مقاومت قبول داشته باشیم، طبیعی است تعرض به هریک از این ارکان به منزله هجوم علیه رکن دیگر است. نظام سلطه در سال 2006 تلاش گسترده‌ای برای وارد آوردن ضربه به این محور در منطقه کرد، ولی ناکام ماند و مقاومت قوی‌تر از قبل از بوته آزمایش بیرون آمد. این‌بار نظام سلطه که از تحولات اسلامی و انسانی در کشورهای منطقه بویژه مصر خسارت بزرگی دیده است، با مصادره تحولات سوریه در صدد آزمون دیگری علیه محور ایستادگی است. باید دید که آیا نظام سلطه قادر به خروج از باتلاق سوریه خواهد بود یا خیر؟ این‌که سقوط بشار مقدمه‌‌ای برای وارد آوردن فشارهای بیشتر به جمهوری اسلامی ایران خواهد بود، در مقام تحلیل، مساله قابل قبولی است ولی این‌که غرب و نظام سلطه توان رویارویی را خواهند داشت مسأله دیگری است...

شما در زمان جنگ حزب‌الله و رژیم صهیونیستی، سفیر کشورمان در لبنان بودید. رهبر معظم انقلاب چندی قبل تاکید کردند که ایران در جنگ‌های 22 روزه و 33 روزه نقش داشته است. آیا می‌توانید درخصوص ابعاد این نقش و میزان کمک‌های ایران توضیح دهید؟

جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه و همچنین تحولات اخیر در منطقه ثابت کرد که تنها حامی واقعی جریان‌های مقاومتی، جمهوری اسلامی ایران است. جمهوری اسلامی ایران براساس مفاد قانون اساسی خود در کنار ملت‌های مظلوم ایستاده است. بر این اساس لبنان به عنوان کشوری که از ظلم صهیونیست‌ها به ستوه آمده، از سوی جمهوری اسلامی ایران مورد حمایت بوده و خواهد بود. ایران حمایت‌های خود را از لبنان در همه زمینه‌ها تعریف کرده است. در دوره مقاومت، ایستادگی در کنار این کشور در تمام ابعاد آن قابل تصور بوده و در دوره بازسازی نیز در تمامی ابعاد نسبت به دیگران پیشرو بوده است.

کشورهایی مثل ایران، روسیه و چین تاکنون نشان داده‌اند که از بقای اسد در قدرت حمایت می‌کنند. این احتمال وجود ندارد که در آخرین مراحل روسیه دست از حمایت اسد بکشد. در این صورت موضع کشور ما چگونه خواهد بود؟

روسیه در سوریه دارای منافع و مصالح استراتژیک است. سوریه همان‌گونه که عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران و مقاومت است، برای روسیه نیز از عمق استراتژیک برخوردار است. هرگونه تغییری که این موازنه استراتژیک را بهم بزند، مورد پذیرش روسیه و ایران نخواهد بود. بر این اساس است که برای اولین بار در تاریخ سازمان ملل شاهد سه بار استفاده پیاپی روسیه از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد بودیم.

آینده تحولات سوریه را چگونه پیش‌بینی می‌کنید. آیا این بحران بزودی خاتمه خواهد یافت یا در نهایت به ایجاد تغییراتی در سوریه منجر خواهد شد. این تغییرات چگونه و در چه ابعادی خواهد بود؟ آیا چنان که گفته می‌شود سوریه به سمت یک جنگ داخلی پیش می‌رود یا آنچه در این کشور رخ داده شبیه یک انقلاب مسلحانه است؟

آنچه که از دخالت‌های خارجی در سوریه بویژه حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و لجستیکی از جریان‌های مسلح، شاهدیم به نظر می‌رسد جهان باید تحولات دامنه‌دار و طولانی را در سوریه تجربه کند که این طولانی شدن قطعا دامان عوامل اصلی بحران در این کشور را بیش از دیگران خواهد گرفت و منطقه را وارد گذرگاهی نامعلوم خواهد کرد.

به عنوان آخرین سوال هم راجع به اتباع ایرانی که در بند معارضان سوری هستند، توضیح دهید؟ در حال حاضر چند ایرانی در اسارت این معارضان هستند، آخرین وضع آنها به چه شکلی است؟ چندی پیش گفته شد زینبیه بسته شده و تعدادی ایرانی هم در سوریه مانده‌اند و قادر به سفر به ایران نیستند. لطفا درمورد آخرین وضعیت اتباع ایرانی در سوریه اطلاع‌رسانی کنید.

تا قبل از حادثه اخیر که منجر به ربایش تعدادی از اتباع و زائران کشورمان در منطقه ریف دمشق بودیم، ما سه راننده کامیون و دو مهندس ایرانی را همچنان در بند گروگانگیران داشتیم.

وضع ایرانیان مقیم در سوریه در حال حاضر با مشکلی مواجه نیست. تاکنون خانواده‌هایی که به دلیل بحران در معرض مشکلاتی قرار گرفته‌اند از سوی بخش کنسولی سفارت مساعدت شده و افرادی که تمایل به سفر به خارج از سوریه را داشتند با کمک و مساعدت سفارت و حمایت‌های وزیر محترم امور خارجه عمل کردیم. در روزهای گذشته موفق شدیم برخی از این عزیزان را با سه فروند هواپیما به میهن اسلامی منتقل کنیم. بخش دیگری که تمایل به سفر به لبنان را داشتند نیز هماهنگ و امکانات اولیه را در اختیار آنها قرار داده‌ایم.

حسین نیک‌پور - گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها