مصادره تاریخ یک ملت

جمهوری آذربایجان با نصب مجسمه بابک خرمدین در یکی از میادین شهر باکو بر آن شد تا از این شخصیت تاریخی به عنوان یک نماد تاریخی آذری بهره برداری نماید.
کد خبر: ۴۴۵۰۲۸

این اقدام اگرچه در پاسداشت گذشتگان و کسانی که افتخارات تاریخی آفریدند و از حیث آب و خاک و دفاع از بیگانگان و دولت های نامشروع به شدت مقابله می کردند. قابل تحسین است .

 اما این موضوع از جهات مختلفی قابل تامل است. زیرا آنچه قبلا اتفاق افتاد و همانند برخی کشورها نظیر ترکیه و یا سایر کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق جهت طولانی نشان دادن هویت ملی خود با تمسک به اشخاص تاریخی و یا اشیاء تاریخی و باستانی نمی تواند هویت یک حکومت نظیر آذربایجان را اثبات نماید. زیرا میراث به ارث رسیده برای آذربایجان از چند دست گذشته، بیست سالی نیست صاحب آن گشته است.

بر این اساس ذکر چند نکته برای کشور آذربایجان ضروری است.

بر همه جهانیان روشن است که جمهوری آذربایجان مدت 20 سال است که از مسکو استقلال پیدا کرده است و در نظام بین المللی جای گرفته است.

این جمهوری تا قبل از فروپاشی شوروی به عنوان یکی از جماهیر 15 گانه آن کشور سابق محسوب می شد. و بر همگان مبرهن است که روس ها در دهه های آغازین قرن 19 این منطقه را در طی جنگ های استعماری از ایران جدا نموده اند. و طی قراداد گلستان و ترکمانچای کل منطقه قفقاز را به خاک ملحق ساختند.

توسط روسها این منطقه در طی 180 سال گذشته کاملا روسی شده و به جز اسم چیزی از تاریخ این بخش باقی نمانده بود و آنچه از آذربایجان واقعی و تاریخ آن مانده بود آذربایجان ایران بود و بس.روسها خط و زبان سریلیک را بر آذربایجان تحمیل کرده و تمامی آثار مکتوب و تاریخی آن را به موزه و کتابخانه های روسیه منتقل کردند. و حتی برخی را به طرز ناجوانمردانه ای از بین برده اند.

سوم اینکه هویت ملتها و احیاء آن بیشتر از همه نشات گرفته از روح تاریخ حاکم بر آن است. ملتی که روحیات ملی و تاریخی خود را حفظ کرده می تواند بر تارک گذشته باقی بماند. در حالی که جمهوری آذربایجان شوروی سابق دیگر چیزی از تاریخ آن باقی نمانده است، تا بتواند روحیه گذشته را حفظ نماید. آن هم نصب مجسمه ای که نشان دهنده تاریخ ایرانی و خروش آنها در برابر حاکمیت اعراب و عباسیان بوده است. نه آذربایجان تازه استقلال یافته.

قیام بابک، قیامی علیه مامون عباسی و مقابله با تزویر و حیله های آنها نسبت به ایرانیان بوده است. و قیام های این چنینی در همه جای ایران در عصر مامون . بعد از آن معتصم بوده است. که از آنها نهضت های ایرانی ضد عباسی یاد می شود. نه حرکت های استقلال خواهی و منطقه ای مختص به قوم خاص، بلکه در سراسر ایران چنین نهضت هایی به شکل بومی وجود داشته است.

برادران آذربایجان کنونی ما (آذربایجان شوروی) خود را جزئی از اقوام ترک و گویش های شرقی آنها می دانند. در حالیکه آن زمان آذربایجان کسی از گویش و سلطه ترکان سخنی به میان نیاورده است. حتی بابک و طرفداران وی خرم دینان هم در شعار زبانی و هم در حرکت سیاسی و ضد عربی فرد، صرفا ماهیت ایرانی داشته و متهم شدن آنها به دین قبل از اسلام ( مزدکیه ) هم مربوط به همین دلیل بوده است.

خرم دینان به رهبری بابک یا خرمیه نام فرقه ایست که پس از قتل ابومسلم خراسانی، بنای مخالفت را با خلفای بنی عباس در بلاد غربی و شمال غربی ایران مخصوصا آذربایجان گذاشته اند. جالب تر آنکه حرکت آنها و آغاز نهضت مربوط به اردبیل و اطراف آنها بود که اکنون در خاک ایران اسلامی قرار دارد.نه خاک جمهوری آذربایجان. برخی خرم دینان را اسم عامی برای پیروان مذهب جدیدی که قرن دوم هجری ایران ظاهر شد می دانند چه بسا بازماندگان ساسانی در دوره اسلامی بدین نام خوانده شده می باشند.

مهمتر اینکه خرم دینان را برخی اسماعیلیه و برخی باطنیه شمرده اند. و عده ای آنها را مزدکیه دانسته اند زیرا اغلب، علت قیام را بی عدالتی های ناشی از تضاد فقیر و غنی ناشی از حاکمیت بیگانگان دانسته اند که هدف اصلی آنها قیام علیه خلفای عباسی بوده است.

تاریخ ایران گواه آنست که در شمال غرب آذربایجان کنونی و بالاتر از رودخانه ارس (ماوراء قفقاز) بیشتر اقوام غیر ایرانی و غیر مسلمان بسر می برده اند. و لذا قیام ها و حرکت های منطقه آذربایجان هم جنبه استقلال خواهی علیه اعراب داشته و هم مقابله با مزاحمت های اقوام شمالی و اتحاد علیه آنها جنبه دو سویه ای داشته است. تلاشهای صفویان در آغاز حرکت خود از ابتدای مقابله با تهاجمات مناطق شمالی و غیر مسلمان قفقازی بوده است که شیخ جنید و شیخ حیدر صفوی سر خود را برای آن فدا نموده اند.

چنانکه گفته شد بابک خرمی یا خرمدین به عنوان عبد الله بابک در جوانی در خدمت دهقانی به نام جاویدان د راردبیل به زراعت مشغول بوده و مبارزه وی از سال 201 شروع و تا 222 هجری قمری ادامه داشته که سال 218 مرک مامون و چهار سال بعد آن در عصر معتصم عباسی تقارن داشته و مهمتر اینکه وی با مازیار از حاکمان شمالی ایران (طبرستان و رویان) همدست شده و بر علیه عباسیان قیام کرده بودند، که نشان دهنده این مطلب بود که این حرکت ها و قیام ها صرفا در آذربایجان نبوده و همه جای ایران نهضت های ضد عباسی بر خاسته بود به طوریکه در سال 205 طاهر ذوالیمینین اولین استقلال ایران را از عباسیان اعلام کرده بود.

در پایان اینکه اگر چه گرامی داشتن چنین شخصیت های تاریخی خود فی نفسه کار مثبت و قابل تقدیر است، ولیکن انحصاری دانستن این نمادهای تاریخی و متعلق دانستن آنها به قومیت خاصی، آنچنان شایسته و مناسب نخواهد بود.

 البته این نقیصه در ایران وجود دارد که به دلیل حساسیت های افراط و تفریطی در مسائل ایرانی بخصوص ایران قبل از اسلام، همواره این فضا را بوجود آورده است که در ایران فرد یا سازمانی نتواند چنین حرکت هایی در جهت بزرگداشت افراد تاریخی انجام دهد.

لذا در برخی مواقع شاهد آن هستیم که هر چند یکبار شخصیت تاریخی ملی ایران را دیگران مصادره نموده و به عنوان نماد ملی خود به جهانیان معرفی کنند. و این موارد در سالهای اخیر رو به فزونی گذاشته است.

سید اسماعیل هاشمی رکاوندی - استاد دانشگاه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها