حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما داستانهای نویسنده آرژانتینیها هم مورد اقبال اهالی ادبیات قرار گرفت. دو رمان «تونل» و «قهرمان و گورها»ی او از جمله مشهورترین آثار این نویسندهاند که در ایران هم ترجمه و منتشر شدهاند. او سال 2007 توانست نامزد جایزه نوبل ادبیات شود اما پیش از آن توانسته بود جایزه معتبر ادبی سروانتس را از آن خود کند، هر چند نه آرژانتینیها و نه دیگر خوانندگان داستانهای او، ساباتو را هیچ گاه با عیار این جوایز نسنجیده و نخواهند سنجید. محور اغلب داستانهای او انسانیت است، اما نگاه او به انسانیت و دیگر مباحث و دغدغههای بشری بهصورت شعار در پس زمینه داستانهایش نمود ندارد و او گاهی بسیار صریح و گاه رندانه این دغدغهها را به رخ خوانندهاش میکشد تا به او تلنگری زده باشد که «انسانیت با فراموش شدن پدرها و مادربزرگها فراموش شده است. باید از کودکی، به بچهها، انساندوستی را آموخت.»
حالا ساباتو در حالی چشم از جهان فروبست که میتوان ردی از اندیشههای او را در جوامع امروز بشری بخوبی دید. نقدهای او به جریان روشنفکری این روزها تعبیر شده است. «با وجود این همه معما و تنش که گرداگرد جامعه بشری را فراگرفته است، روشنفکر میتواند به وظایف خود عمل کند؟ با وجود این همه جنگ و مرگ و گرسنگی که بشر امروزه را اسیر کرده است.» ساباتو چشم از جهان فروبست؛ در حالی که نوشتن را زاییده رنج میدانست و معتقد بود یک انسان خوشبخت و آسوده از رنج، مشکل بتواند آثار بزرگ و نوشتههای فراموش نشدنی خلق کند. خالق آرزوها و امید در آرژانتین در قاموس یک قهرمان درگذشت.
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....