چارهای هم نداریم. باید کار کنیم. باید بتوانیم برای خرید از سوپرمارکت محل دست خالیمان را توی جیب کنیم و دست پر را بیرون بیاوریم. در غیر این صورت اموراتمان نمیگذرد و اگر از بیسرپناهی زنده بمانیم از بیغذایی نمیتوانیم جان سالم به در ببریم. باید به کاری که میتواند حقوق نسبتا مناسبی برایمان دست و پا کند تن بدهیم. حتی اگر ربطی به علایق و رشته تحصیلیمان نداشته باشد و حتی اگر فکر کنیم که این کار ما نیست.
به هر حال اگر شما هم از آن دسته آدمهایی هستید که به کار مورد علاقهتان نرسیدهاید و الان در یکی از آن شرکتهای معمولی مشغول حسابداری هستید، اولین گام موفقیت این است که غر نزنید. غر زدن دردی از شما دوا نمیکند و هیچ بعید نیست که بعد از یکی دو ماه رئیستان شما را به دلیل مزاحمتهای صوتی از کار بیکار کند. در گام بعدی باید تلاش کنید کارتان را به بهترین نحو انجام دهید، حتی اگر دوستش ندارید. وقتی کاری را درست انجام میدهید به یک رضایت نسبی از آن دست پیدا میکنید که میتواند شما را به ادامه کار علاقهمند کند. البته همچنان و در حین ایجاد علاقه در خودتان، به دنبال کار مورد علاقهتان هم بگردید و امیدوار باشید که روزی شتر سعادت در خانهتان اطراق میکند و شما برای همیشه به شغلی که دوستش دارید، مشغول خواهید شد. این همان جهان ایدهآلی است که انسان به امید آن زندگی میکند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....