حالا چند سالی میشود که با آغاز محرم و برپایی مراسم سوگواری حضرت امام حسین(ع) عدهای از دوستداران آن حضرت به برخی از اشعاری که در این مراسم خوانده میشود، اعتراض میکنند.
این اعتراض تنها محدود به محتوای اشعاری نیست که مداحان امروزی به کار میبرند، بلکه نحوه اجرای این اشعار هم انتقادهایی را به دنبال داشته است. استفاده از ملودی موسیقیهای مبتذل همراه اشعاری که از لحاظ هنری فاقد زیبایی هستند، باعث شده تا برخی از نهادهای مذهبی هم به هیاتهای عزاداری تذکر بدهند. این اتفاق در حالی رخ میدهد که مداحان قدیمی به تلفیق زیبا و دلنشینی بین کلام فاخر و ملودیهای خاص مراسم عزا دست یافته بودند. همه اینها در حالی است که مؤسسه فرهنگی و اطلاعرسانی سازمان تبلیغات اسلامی (تبیان) هم در یادداشتی با عنوان «آسیبشناسی عزاداریهای محرم» به برخی از این اشعار و نحوه خواندن آن اعتراض میکند. «اشعار بیمحتوا، عبارات سخیف و شعارهای آزاردهندهای که متاسفانه به نام عزاداری توسط برخی مداحان خوانده میشود، گاهی معجونی را پدید میآورند که به تنهایی میتوانند تیشه به ریشه اندیشه و اعتقادات دینی نسلی بزنند که از هر سو در معرض تهاجمات فرهنگی گوناگون است.» این موسسه پیشنهاد هم ارائه میکند و خواستار نهاد یا سازمانی میشود که نظارت کافی روی این قشر داشته باشد.
شناخت، لازمه مداحی
حسین شمسایی، شاعر و مداحی که افتخار شاگردی زنده یاد استاد حسین صبحدل، موذن انقلاب را در کارنامهاش دارد، در این باره به «جامجم» میگوید: بعد از انقلاب مراسم عزاداری امام حسین(ع) شور و حرارت بیشتری پیدا کرده و تعداد بیشتری در این مراسم شعرخوانی و مداحی میکنند، اما به موازات این رشد کمی، شاهد برخی اشکالات هم در برپایی این مراسم هستیم.
او میافزاید: بعضی از مداحان تنها میخواهند مجلسشان گرم شود و شور و حرارتی پیدا کند. به همین سبب از اشعار ساده و روان استفاده میکنند تا همه متوجه معنی اشعار شوند و ابراز احساسات کنند.
به اعتقاد شمسایی، با وجود این که از لحاظ کمیت به فراوانی قابل توجهی در این عرصه رسیدهایم، اما برای بالا رفتن کیفیت اشعار و نوحهها کار زیادی انجام نشده و به همین سبب کمتر شاهد اجرای کارهای پر مایه هستیم. شمسایی به راهکاری هم برای برونرفت از این وضعیت اشاره میکند: رجوع مداحان به شیوه اجرای مداحان قدیمی که میتواند به بالا رفتن سطح مداحیها کمک کند.
او میافزاید: اشعاری که در مداحی مورد استفاده قرار میگیرند از یک سو باید پیام داشته باشند و از سوی دیگر با فلسفه قیام سالار شهیدان همسو باشند.
جمع این دو کنار هم به گفته او باعث میشود شناخت شنونده در مجالس عزاداری از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و فلسفه قیام ایشان بالا برود و مجالس عزاداری فقط محدود به ماجرای شهید شدن امام حسین(ع) و چند روز قبل و پس از آن نباشد.
وی تاکید میکند: مداحان باید پیام عاشورا را در کسوت شعر و نوحه و مقتل به گوش مخاطبانشان برسانند و شعور فکری مردم را با انتخاب و سرایش این اشعار بالاتر ببرند.
البته اعتراض شمسایی تنها به انتخاب اشعار نیست، بلکه او به شیوه خواندن آن هم انتقاد دارد: نحوه خواندن این اشعار هم باید با استفاده از نغمههای بسیار خوب آیینی باشد نه اینکه مداحان از نواهایی که معمولا در آهنگهای غربی وجود دارد، الگوبرداری کنند.
این مداح اهلبیت(ع) میگوید: مداحان میتوانند از نغمههای همان نوحههای قدیمی استفاده کنند.
او البته منکر نوآوری در این زمینه نیست، اما افزاید: این نوآوریها باید در شان روضه امام حسین(ع) باشد.
پرهیز از افراط
با این حال باید دید اشعار مذهبی که در مراسم خوانده میشود، در حال حاضر چه وضعیتی دارد.
دکتر صابر امامی، شاعر و منتقد پیش از پرداختن به وضعیت امروز، ابتدا اشعاری را که در این مراسم خوانده میشود، به 3 دسته تقسیم میکند. دسته اول از نگاه امامی اشعاری است که بیشتر مبتنی بر موسیقی شعر است و در آن کلمات زیاد مهم نیستند و به همین علت شاعران این شعرها از کلماتی استفاده میکنند که در آن ملودی خوب قرار میگیرند و خوانده میشوند.
دسته دوم تقسیمبندی این شاعر و منتقد را اشعاری تشکیل میدهند که بر عکس قسمت اول بسیار معناگرا هستند و شاعر میخواهد شعرش در خدمت مدح ارزشهای وجودی امام حسین(ع) و علل اجتماعی سیاسی قیام ایشان باشد.
قسمت نهایی این تقسیم بندی را هم اشعاری را در بر میگیرد که میان این دو نوع قرار دارند، هم به موسیقی شعر توجه میکنند و هم فرم و زیبایی کلام را مد نظر قرار میدهند.
او سپس به آسیبشناسی این 3 نوع شعر میپردازد و به «جامجم» میگوید: ما این 3 نوع شعر را پس از انقلاب رسما در جهان شعر عاشورایی میبینیم. به این معنا که شاعران رسمی (آنها که کارشان شعر است و مجموعه کتاب چاپ میکنند ) معمولا به شعرهایی روی آوردند که فرمگرا هستند. آنها میخواهند با مفاهیم زیباشناسی به سراغ ماجرای عاشورا بروند و به این ترتیب اگر فرم غزل اقتضا کند، غزل میسرایند و اگر سپید و نیمایی اقتضا کند، این نوع شعرها را میسرایند. او ادامه میدهد: در این شعرها بیشتر شاهد زیباییشناسی حماسی در شعر عاشورا هستیم.
به گفته امامی، ایراد نوع اول اشعار مورد استفاده در مراسم مذهبی این است که گاهی آنقدر ملودی برجسته میشود که اگر یک واژه سخیفی هم در شعر بیاید و در شان این مراسم نباشد برای خواننده و شنونده مهم نیست، چون به آن واژه اصلا فکر نمیکند. به اعتقاد او، اشکال نوع دوم اشعار مذهبی این است که به فرم زیاد اهمیت میدهند.
پیشنهاد صابر امامی و انتخاب او در میان این سه نوع شعر، نوع سوم است. اشعاری که نه افراط در موسیقی شعر دارند و نه صرفا معناگرا هستند.
فاصله از ادبیات فاخر
با همه این حرفها، مشکل کار کجاست؟ آیا شعرهای خوب مذهبی در کشور ما سروده نمیشوند یا اگر میشوند، چرا مداحان به این اشعار بیتوجه هستند؟
محمدرضا ترکی، شاعر در این زمینه میگوید: دوره ما از لحاظ شعر مذهبی، دوره درخشانی است؛ یعنی ما شاعران زیادی داریم که شعرهای خوب مذهبی و عاشورایی میسرایند. این اشعار، هم از لحاظ قوت زبانی و هم از لحاظ جنبههای عاطفی و تاثیرگذاری، اشعار مقبولیاند.
او ادامه میدهد: به عنوان مثال اشعار آقایان قزوه، محمدسعید میرزایی و امیری اسفندقه نمونههای خوبی برای شعرهای مذهبی ما هستند. این اشعار اگر در اختیار مداحان با فرهنگ، باسواد و خوشذوقی قرار بگیرد که علاوه بر فن مداحی، سواد ادبی خوبی هم داشته باشند، میتواند محتوای مداحیها را لطیف و زیبا کند، ولی متاسفانه این اتفاق کمتر میافتد.
این استاد دانشگاه میگوید: در بیشتر مواقع مداحان به سراغ شعر خوب و فاخر مذهبی نمیروند، حاصلش هم همین اوضاعی است که الان کم و بیش ما شاهدش هستیم.
اما راهکار محمدرضا ترکی برای خروج از این وضعیت چیست؟
او معتقد است مداحان امروزی باید نگاهی به مداحان موفق چند نسل گذشته خود بیندازند. ترکی ادامه میدهد: مداحها باید به یکی دو نسل قبل از خودشان برگردند یعنی دوره مداحانی که با اخلاص فوقالعاده و باسواد خوبی که در زمینه تاریخی و مذهبی داشتند، به ستایش و مدح و حتی سوگواری میپرداختند.
این شاعر و استاد دانشگاه میافزاید: البته وقتی با مداحان خوب هم صحبت میکنیم اینطور توجیه میکنند که مخاطب ما جوانهایی هستند که سلیقه خاصی دارند و ما مجبور هستیم به خاطر پاسخ گفتن به نوع سلیقه آنها به شعرهای سطح پایینتر روی بیاوریم. بدی ماجرا از زمانی آغاز میشود که به گفته ترکی این شعرها در قالب نغمهها و موسیقیهای ضعیف ارائه میشود. او معتقد است این نوع شعرخوانی و مداحی به مخاطبان این عزاداریها ضربه میزند: من فکر میکنم برخی مداحان باید سطح سواد و ذوق مخاطب خودشان را بالا ببرند نه اینکه خودشان را بیاورند پایین و هم تراز کنند با مخاطب احتمالی که آن ذوق و درک لازم را ندارد. هر چقدر محمدرضا ترکی به وجود شاعران خوب عاشورایی معتقد است و وضعیت شعر عاشورایی را در این دهه خوب توصیف میکند، به نوع خواندن مداحان اعتراض دارد: الان متاسفانه برخی مداحان سعی میکنند تنها با استفاده از سر و صدا سخنشان را تحمیل کنند. باید به برخی مداحها بگوییم که مردم را در این محافل شکنجه نکنند.
او برای این گفته مثال هم میآورد: استفاده افراطی از صدا و سیستمهای صوتی خیلی قوی، نتیجه اش این میشود که مخاطب در چنین مجالسی به جای اینکه آرامش حاصل از عزاداری نصیبش بشود، بیشتر ذهن و گوشش خسته میشود و بیش از آنکه به محتوای کلام دقت کند، به موسیقی و ضرباهنگها توجه میکند.
جدای از قوت زبانی وجنبههای عاطفی، نکتهای که محمدرضا ترکی از آن به عنوان ویژگیهای شعر عاشورایی یاد میکند، این است: اولا باید شعر باشد، یعنی چه از لحاظ زبانی و استحکام واژه و چه تخیلی که در شعر هست باید احراز بشود، ولی به شکلی باشد و از قالبهایی استفاده شود که ارزش موسیقایی بیشتری داشته باشد، مثل قالبهایی که شبیه است به زبان محاوره و نزدیک است به شکل تصنیف مذهبی.
این شاعر و استاد دانشگاه به نقش صدا و سیما در ترویج و فرهنگسازی در شیوه سوگواریها اشاره میکند: صدا و سیما در مورد پخش آثاری که به عنوان آثار مذهبی شناخته میشود باید سختگیری بیشتری داشته باشد؛ کاری که در یک محفلی خوانده شده ممکن است در آن محفل خوب باشد، ولی وقتی از رسانه ملی و برای مخاطب میلیونی پخش میشود ممکن است آن تناسب خودش را از دست بدهد.
میثم اسماعیلی