حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
یعنی تمام جماعتی که سالن را پر کرده بودند، برای دیدن آن یکی فیلم آمده بودند تا فیلم مسعود بخشی. ولی وقتی کارش را دیدند، همه بیبروبرگرد معتقد بودند که یک مستند خیلی خاص و منحصربهفرد را دیدهاند و بدون اینکه بقیه فیلمهای بخش مستند را دیده باشند، شک نداشتند که این فیلم از نظر درجه و رتبه یک سر و گردن بالاتر از بقیه میایستد. البته با در نظر گرفتن این تبصره که بیشتر وقتها جایزه لزوما به فیلمی که باید داده نمیشود!
حالا غیر از خبر معرفی این فیلم به آکادمی اسکار، یک اتفاق خیلی مهم و بیسابقه دیگر هم در موردش افتاده و آن هم نمایش عمومی و البته محدودش در چند سالن سینما به صورت تک سئانس سینما آزادی، سپیده و مجتمع فرهنگی اسوه است؛ اتفاقی که میتواند برای هر مستندسازی چیزی باشد در ردیف خواب، خیال و آرزوی محال. یک هفته مانده به اکران فیلم با بخشی قرار میگذارم و بعد از یک نمایش خصوصی تک نفره، مینشینیم به گپ زدن. مهندس کشاورزی است و آنقدر انگیزه دارد که برای خواندن سینما یک ترم کوبیده و رفته ایتالیا. حالا اینکه به جوابی که میخواسته نرسیده، بحث دیگری است و این طور میگوید که تمام 7 - 8 مستندش قبل از «تهران انار ندارد» که البته آنها هم موفق از کار درآمدهاند و او را رساندهاند به مدیریت بخش بینالملل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در واقع یک جور دستگرمی بوده تا شرایط ساخت همین فیلم برایش مهیا بشود. قبل از اینکه فیلمسازی را شروع کند، چند سالی به عنوان منتقد همکار خودمان بوده و هنوز هم به مباحث تئوریک خیلی علاقه دارد. برای همین درباره طنازی فیلم این جور توضیح میدهد که اصلا ساخته شده که همه چیز را ریشخند کند: «چون راجع به شهر و یک چیز مدرن حرف میزند و امر مدرن اصلا بدون طنز نمیشود.»
«تهران انار ندارد» در یک جمله فیلم شوخ و شنگی است. چون وقتی پای چیزی به اسم تاریخ مخصوصا از نوع معاصرش وسط میآید، گریزی از این شوخ و شنگی نیست. «این فیلم را برای تهرانیهای آینده ساختم که به گذشته این شهر فکر کنند و به آیندهاش نگاهی داشته باشند و بفهمند این شهر چی بود و چی شد و قرار است به کجا برود.» فکرش را بکنید اگر تهرانیهای آینده برای ما فیلم بسازند، خواهند توانست تلخی شرنگ حاکم بر زندگی ما را پشت یک ظاهر شوخ و شنگ پنهان کنند؟
جابر تواضعی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....