این روزها دستکم در دو سه سال اخیر، گوشمان از این پرسش پر شده است که چرا کتاب نمیخوانیم؟ این پرسش در وهله نخست چیزی را در ذهن به تحرک وامیدارد که خود مستلزم این پرسش میشود که شهر کتاب خوب هم داریم؟ پرسش دوم، پرسش دیگری در پی دارد که پس این همه کتاب برای چه منتشر میشوند؟ و زنجیرهای از پرسشها که اگر دنبالهاش را بگیریم دیوانی میشود سراسر پرسش که پاسخی هم ندارد. مگر اینکه یکی آستین بالا بزند و گوشهای از پرسشها را بگیرد و پاسخ یابد و بعد پاسخهای دیگر و دیگر ... اما ما چقدر برای پرسشهایمان بسراغ پژوهش میرویم. چند سالی است عدهای بر این موضع اصرار دارند که سرانه مطالعه در ایران 2 دقیقه است، عدهای دیگر آن را شایسته جامعه فرهنگی کتابخوان نمیدانند، عدهای دیگر آن را آماری برای بالا بردن عملکرد مسوولان میدانند و عدهای دیگر و عدهای دیگر ... در این زمینه نمیتوان ما را مورد پرسش قرار داد که چالش نکنیم. بودجههای کلان که هست، گروهی را بگماریم تا پژوهش کنند و خلقی را از پریشانی درآورند.
این درد هنوز کسی را نیازرده است و سخنان هم بوی جدی بودن نمیدهند؛ هرچند گاهی ستاره فردی میدرخشد و نوری میدهد، اما چون دنبالهای ندارد حتی هر 72 سال یکبار هم به دیدگان نوری نمیتاباند. (پژوهشهای پراکندهای که یکبار برای پایاننامههای دانشگاهی انجام میشوند و بس.)
مراکز متولی فرهنگ که بخشهای قابل توجهی از فعالیتهای آنها هم در بخشهای پژوهشی (پژوهشکدهها) متمرکز میشود تاکنون بروندادی نداشتهاند و مسوولان را با این اتهام روبهرو کردهاند که بیاساس حرف میزنند.
نگاهی به فعالیت مراکز پژوهشی دستگاههایی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جهاددانشگاهی، کانون پرورش فکری، سازمان تبلیغات اسلامی و ... نشان میدهد در حوزه فرهنگ تنها بستری که با بیمهری روبهرو بوده و در آخرین ردههای پژوهشی قرار داشته کتاب و کتابخوانی بوده و اگر چیزی هم در این حوزه ارائه شده است آنچنان نظری بوده که در قفسه همان مرکز پژوهشی مانده و هیچ انگیزهای را هم بر نینگیخته است.
یک استثنا
سازمان ملی جوانان به عنوان متولی امر فرهنگ و مسائل اجتماعی جوانان در نمایشگاه کتاب امسال، طلسم چند ساله را شکست و در یک پژوهش وضعیت کتاب و کتابخوانی در میان جوانان را به بررسی گذاشت.
این پژوهش که در بیستمین نمایشگاه کتاب تهران انجام گرفته و نزدیک به 2 سال پس از آن منتشر شده، حاکی از حقایق تلخ و شیرینی است که با واقعیتهای جامعه ما گره خورده و کسی تاکنون برای باز کردن گرههای آن اقدامی نکرده است.
انتشار همین پژوهش که حدود 2 سال پس از نمایشگاه بیستم صورت گرفته است، نشان میدهد جامعه فرهنگی، علمی و مراکز پژوهشی وابسته به دستگاههای اجرایی ما چقدر کتاب و کتابخوانی را در زمره اولویتهای نخستین خود قرار داده و چقدر برای حل سریعتر مشکلات این حوزه تلاش میکنند.
در این پژوهش که از 360 جوان، 120 نفر از اهالی قلم و 120 نفر از ناشران پرسش شده است نکاتی دیده میشود که از یک سو تنها برخی از نظرات پیشین را تایید میکند و از سوی دیگر اطلاعات تازهای میدهد و به دلیل رد نظرات پیشین، این اطلاعات در خور توجه است.
پژوهشگران ابتدا با طرح پرسشها و پاسخهای جوانان و سپس اهل قلم و ناشران به تفاوت معنادار نگاه هر بخش به مسائل و مشکلات این حوزه رسیدهاند. در این پژوهش تنها مساله صرف مطالعه مورد پرسش قرار گرفته و از محتوای مطالعه و چگونگی نگرش جوانان به کتابها پرسشی صورت نگرفته است. جمعیت جوان این پژوهش را جوانان 15 تا 29 سال تشکیل میدهند که بیش از نیمی از آنان مرد، بیش از 30 درصد دانشجو و بیش از 50 درصد تهرانی بودهاند، با توجه به آمار 57 درصدی حضور جوانان 20 تا 24 سال از یکسو و جمعیت 33 درصد دانشجویان میتوان چنین نتیجه گرفت که نمایشگاه(البته اشارهای نشده است که پژوهش در کدام بخش نمایشگاه صورت گرفته است) بیشتر مورد استقبال جوانان قرار دارد.
آمار 38 درصدی مطالعه جوانان از 4 تا 30 دقیقه و آمار 9 درصدی بیش از 2 ساعت نشان میدهد جوانان زمان کمتری به مطالعه اختصاص میدهند و آن میزان که بیشتر از 2 ساعت به مطالعه اختصاص میدهند را اقشار تحصیلکرده، بویژه در مقاطع تحصیلی کارشناسی و بیشتر کارشناسی ارشد شامل میشود. از سوی دیگر بیش از 64 درصد جوانان مطالعه سطحی و گذرا و تنها 7/1 درصد تفکر خلاقانه را به عنوان شیوه مطالعه انتخاب کردهاند و این نشان میدهد که مطالعه جدی در برنامه جوانان وجود ندارد. این امر برای جامعهای که به سمت دانایی محوری در حرکت است نشانه خوبی نیست.
با توجه به گستره انتشار آثار مذهبی و ادبی در آثار منتشر شده در کشور و رواج مطالعه در حوزه تاریخ، جوانان بیشتر وقت خود را صرف این سه حوزه میکنند و در دیگر حوزهها هم آمار مطالعه نسبت خوبی را نشان میدهد. یعنی تفاوت معناداری در حوزه موضوعات مورد مطالعه به چشم نمیخورد.
نبود فرهنگسازی سالم و مشکلات اقتصادی و فرهنگی دیگر از جمله موانع توسعه فرهنگ کتابخوانی از منظر اهل قلم عنوان شده است
تاکید تمام جمعیت مورد مطالعه بر اولویت نخست محل مطالعه یعنی اتاق شخصی نشان میدهد که مکانهای عمومی همچون کتابخانهها و پارکها چندان نتوانستهاند در گرایش جوانان به مطالعه تاثیر داشته باشند.
در سالهای اخیر بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران از گرانی کتاب به عنوان یکی از اصلیترین معضلات کتاب نخواندن مردم یاد کردهاند. این امر بارها از سوی مسوولان و برخی دیگر از کارشناسان مورد تردید واقع و تاکیدها روی مسائل دیگر متمرکز شد. این امر در این پژوهش بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. 120 نفر از جوانان گرانی کتاب را مهمترین مانع توسعه فرهنگ مطالعه عنوان کرده و 95 درصد جوانان مهمترین عامل تسهیلکننده این امر را کاهش و تعدیل قیمت کتاب دانستهاند. نهادینه شدن فرهنگ کتابخوانی، مساله تبلیغات، تشویق و ترغیب والدین و دوستان و توسعه کتابخانهها پس از گرانی کتاب و کاهش قیمت کتاب در پاسخهای جوانان آمده است. به گفته جوانان، فقر درحوزههای علمی بیشترین سهم را دارد و در حوزههای تاریخی و اندیشههای معاصر کمترین فقر مشاهده میشود.
جوانان در بخش پیشنهادها، خود برای توسعه فرهنگ کتابخوانی نیز راهحلهای رفع موانع توسعه فرهنگ کتابخوانی را پیشنهاد کردهاند. مسائلی چون کاهش قیمت کتاب، تبلیغات بیشتر، توسعه کتابخانهها و فرهنگسازی در این بخش مطرح شده است.
براساس گفته جوانان پیش از آن که مسائل فرهنگی و اجتماعی چون نهادینهسازی فرهنگ کتابخوانی مطرح شود، باید ساختار اقتصادی مناسبی برای کتاب فراهم آورد، دیگر شرایط خود به خود فراهم میشود.
در میان اهل قلم که میانگین سنی 25 تا 60 سال به بالا را دارند و 87 درصد آن را مردان شامل میشود، 46 درصد همان 4 تا 30 دقیقه را برای میزان مطالعه در میان جوانان اعلام کردهاند. اهل قلم که میزان دارندگان سطح تحصیلی کارشناسی آنان در این پژوهش 50 درصد است و 71 درصد آنان تهرانی هستند باز هم میزان مطالعه سطحی و گذرا را با بیشترین سهم (یعنی 5/53 درصد) برای نحوه مطالعه جوانان اعلام کردهاند.
ارتباط معنادار این دو پرسش نشان میدهد اهالی قلم و به عنوان آفرینندگان آثار و جوانان به عنوان مصرفکنندگان آثار در این زمینه شناخت دارند و این امر میتواند به تولید آثار عمیقتر از سوی اهالی قلم و رشد سطح مطالعاتی جوانان منجر شود.اما اهالی قلم میزان علاقهمندی جوانان به آثار ادبی و تاریخی را بیشتر از دیگر حوزهها میدانند. آنان نیز اتاق شخصی جوانان را مهمترین مکان مطالعه جوانان اعلام کردهاند.
نبود فرهنگسازی سالم و مشکلات اقتصادی و فرهنگی دیگر از جمله موانع توسعه فرهنگ کتابخوانی از منظر اهل قلم عنوان شده است و فرهنگسازی، کاهش و تعدیل قیمت کتاب و مسائل اجتماعی دیگری چون تشویق والدین و دوستان، افزایش علاقه و ایجاد روحیه اطمینان در جوانان، برنامهریزی مناسب و تبلیغات رسانهها در زمره اولویتهای مهم دیگر آمده است. نکته قابلتوجه در این بخش این است که به باور اهالی قلم مساله مهمی چون توسعه کتابخانهها در آخرین مرحله پیشنهادهای اهالی قلم مطرح شده است.
نویسندگان، مترجمان، مولفان و پدیدآورندگان نیز فقر منابع علمی را مهمترین مشکل این عرصه میدانند و در عوض جوانان، کمبود منابع تاریخی و شناخت علل و اندیشه معاصر را دومین بخش فقر منابع مطالعاتی برای جوانان دانستهاند. در میان 120 ناشر تشکیلدهنده جامعه آماری این پژوهش که بیشتر آنان را جوانان 26 تا 30 سال تشکیل میدهند نیز 35 درصد با میزان مطالعه 4 تا 30دقیقهای موافقت دارند.
جامعه آماری ناشران با 59 درصد دارای تحصیلات کارشناسی، 83 درصد مرد و 73 درصد فعال در شهر تهران نیز میزان 7/37 درصدی مطالعات سطحی و گذرا را برای جوانان دارای اولویت دانستهاند.ناشران میزان علاقهمندی جوانان به کتابهای تاریخی را بسیار زیاد دانستهاند و پس از آن کتابهای درسی قرار دارند.
به باور تولیدکنندگان سختافزاری حوزه نشر، اتاق شخصی جوانان مهمترین محل مطالعه آنان است که در کنار حیاط منزل و محلهای عمومی پاسخ داده شده است. ناشران هم گرانی کتاب را مهمترین مانع توسعه فرهنگ کتابخوانی عنوان کردند و مسائلی چون نهادینه نشدن فرهنگ کتابخوانی، مشکلات مالی، تبلیغات کم و غلط و فرهنگ خانوادگی در پی آن آمده است.
جالب توجه این که ناشران مهمترین عامل تسهیلکننده توسعه فرهنگ کتابخوانی را تبلیغات زیاد رسانهها دانستهاند و مسائل مهمی چون فرهنگسازی و کاهش قیمت کتاب را در ردیفهای میانی آوردهاند.
نکته مهم دیگر این پژوهش این که نه جوانان و نه اهالی قلم هیچ کدام به مساله بسیار مهمی چون توزیع کتاب و در دسترس قرار دادن آن اشاره نکردهاند و ناشران هم در آخرین ردیف به عنوان یکی از عوامل تسهیلکننده (چیزی در حدود 11 درصد ناشران) مطرح کردهاند. مسائلی چون توزیع کتاب و نبود فرهنگسازی پیش از این از سوی بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران به عنوان 2 عامل مهم نبود فرهنگ مطالعه در کشور و بسیاری از ناشران هم گرانی کتاب را یکی از عوامل تاثیرگذار و نهچندان مهم عنوان میکردند. در حالی که در این پژوهش مسائل مهم، اهمیت کمتری یافتهاند و مسائل کمتر مهم (براساس اطلاعات پیشین) اهمیت و اولویت یافتهاند.
آنچه با این پژوهش به شکل برجستهای به چشم آمد، نهتنها یافتههای آن، که توجه به اهمیت و ضرورت پژوهش در حوزه کتاب و کتابخوانی است که به فراموشی مطلق رفته است.
پژوهش مدام در این حیطه میتواند در وهله نخست به رونق نشر و حوزه کتاب و کتابخوانی و در افق بلندتر به تحقق جامعه دانایی محور جامهعمل بپوشاند. در آن صورت میتوان با افتخار سر بلند کرد و گفت: بیش از 60 درصد جوانان ما مطالعات عمیق دارند.
غلامرضا معصومی