گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

درآمد نفت به کجا می‌رود؟

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «خاورمیانه پس از جنگ غزه»،« سازمان ورزش به اختلاف با صدا و سیما خاتمه دهد»،«وظیفه سنگین مجلس در بودجه 88»،« خاتمی، کروبی و میرحسین ‌زحمت را کم کنند!»،«غرض اتحادیه اروپا و ناتوانی سیاست خارجی ما»،«درآمد نفت به کجا می‌رود؟»«حرف جدید شما چیست؟»و... که برخی از آنها درزیر می آید.
کد خبر: ۲۳۲۰۲۱

کیهان

«خاورمیانه پس از جنگ غزه» یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید؛ «در 60 سال گذشته رژیم اسرائیل برای ادامه حیات خود و توسعه آن از یک استراتژی کلی که استفاده از سه عامل موثر است، استفاده کرده است؛ این عوامل عبارتند از نظامیگری قدرتمند، هم پیمانان ژئوپلتیکی و افکارعمومی. در حال حاضر اسرائیل وارد مرحله ای شده که دیگر کارآیی این استراتژی ها به اتمام رسیده است».

«ایمانوئل» در مقاله ای با عنوان «داستان اسرائیل، روایت یک پیش بینی برای خودکشی» در مورد عبور رژیم تل آویو از شرایط دوران موفقیت نکات ارزشمندی را بیان کرده است او می گوید دوره ای که برتری نظامی اسرائیل مخالفان  قدرتمند را به تسلیم وامی دارد و نیز دوره ای که فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا و روسیه برای هم پیمانی با صهیونیست ها سرو دست می شکستند و دوره ای که تل آویو با تکیه بر ماجرای ساختگی هلوکاست برای رفتار توسعه طلبانه خود توجیه داشت به سر آمده است. اینک در مقابل این رژیم ارتش آنچنانی وجود ندارد، کودکان، نوجوانان و جوانانی قرار دارند که با هواپیمای F35 و هلی کوپتر ویژه از میدان به در نمی روند و وقتی در این نبرد یکی بر خاک می افتد 10 نفر بلافاصله برمی خیزد. امروز دیگر  اشتیاقی برای توسعه رابطه با تل آویو  دیده نمی شود و حتی آمریکایی ها صدایشان درآمده است. انرژی هلوکاست به پایان رسیده است و امکان خلق  داستان جدید وجود ندارد و متقابلاً سرگذشت غزه و  قانا که تصاویر آن بارها از تلویزیونها پخش شد و بر صفحات روزنامه ها نقش  بست صحنه عاطفی را معکوس کرده است.

الان کار اسرائیل به اینجا رسیده که «کوفمن» نماینده یهودی مجلس عوام  انگلیس و عضو حزب کارگر با صراحت هرچه تمامتر از جنایات دولت تل آویو اعلام برائت می کند و حتی به دولت  انگلیس فشار می آورد تا قانون ممنوعیت فروش اسلحه به اسرائیل را به اجرا بگذارد. کوفمن -بنا به روایت روزنامه «ورلدپرس دیلی حرالد»- می گوید: پدر تزیپی لیونی، ایتان لیونی است که رئیس عملیات تروریستی گروه ایرگون زاوی لیومی بود که انفجار در هتل کینگ دیوید در اورشلیم را طراحی کرد که طی آن 91 نفر کشته شدند که چهار نفر شان یهودی بودند» وی افزود: «اسرائیل از بطن تروریزم یهود به وجود آمده است. تروریست های یهودی دو افسر انگلیسی را به دار آویختند و بعنوان طعمه از آن ها استفاده کردند. ایرگون در کنار اشترن در سال 1948 در روستای دیریاسین 254 فلسطینی را قتل عام کردند.»

بعد از جنگ 22 روزه غزه رژیم صهیونیستی با حجم انبوهی از سوالات-نه فقط از جانب مسلمین حتی از جانب مهمترین هواداران آن- مواجه گردیده است. این ها طیفی از سوالات حقوقی، سیاسی، امنیتی، نظامی و فرهنگی را شامل می شوند اگر به صفحات روزنامه های اروپا- و حتی آمریکا- نگاه بیاندازیم، امروز بسیار کمتر از سالهای دهه 60، 70 و 80 میلادی دفاع می شود و حجم مقالات و خبرهایی که این روزها در این روزنامه ها درباره آلام و آرمانهای فلسطینی ها درج می شود هزاران بار از حجم آن در دهه 60 و 70 میلادی بیشتر است و این همه در حالی است که در آن دوره اشغال فلسطین در نقطه گرم قرار داشت و سازمان ملل نیز به دلیل تجاوزات پی در پی تل آویو به همسایگان خود قطعنامه های متعددی علیه دولت غاصب داشت ولی با این وجود رسانه های اروپا، آمریکا، روسیه، چین و بسیاری دیگر از کشورها از موجودیت اسرائیل دفاع می کردند و هیچ اهمیتی به سرنوشت فلسطینی ها نمی دادند.

موشه یالون رئیس سابق ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی با گستاخی تمام در سال 2002 گفته بود: «فلسطینی ها باید در عمیق ترین زوایای پنهان ضمیر باطن خود درک کنند که آن ها مردمی شکست خورده اند.» در زمانی که یالون این عبارات را در تریبون عام اعلام می کرد خیلی ها در سرزمین های اشغالی مثل او فکر می کردند ولی امروز حدود 7 سال پس از آن اظهارات، اسرائیل در شرایط عجیبی قرار گرفته است. «لویی لوما» که یک هوادار اسرائیل می باشد در تاریخ 24 دی ماه- در میانه زمان عملیات زمینی اسرائیل علیه غزه- در روزنامه  فرانسوی زبان «لوتان» نوشت: «جنگ غزه یک شکست جدید و عظیم است در درجه اول برای خود اسرائیلی ها و در درجه دوم برای تمام کسانی که خود را متحدین آن ها می دانند.»

رژیم صهیونیستی در جنگ غزه بنا به اعتراف اولمرت همه امکانات را برای پیروزی در اختیار داشته است. به فقراتی از نطق او در اختتامیه جنگ غزه نگاه کنید: «نیروهای ارتش اسرائیل در عملیات هوشمندانه خود از همه تأسیسات زمینی و دریایی استفاده کردند.»، «نیروهای ارتش اسرائیل آموزش خوبی دیدند و به هر چیزی که نیاز داشتند مجهز بودند»، «ما دو سال وقت را صرف آماده کردن مردم اسرائیل کرده ایم»، «همه تصمیمات بعد از بحث های عمیق گرفته شده اند»، «من امروز از روسای انگلیس، ایتالیا، آلمان و فرانسه نامه ای دریافت کردم که حمایت بدون قید و شرط خود را از اسرائیل و بخصوص در مسئله کمک به عدم دستیابی حماس به سلاح اعلام کرده اند» و «من از نقش مهم حسنی مبارک در خاورمیانه و تلاش وی برای رسیدن به آتش بس اعلام می کنم.»

در واقع اولمرت اعتراف می کند که آنچه در مساحت 365 کیلومترمربعی غزه و در مواجهه با نیروهای مقاومت انجام داده است همه ظرفیت داخلی، بین المللی و منطقه ای رژیم صهیونیستی بوده است. مساحت غزه حدود 1.3 درصد از مساحت کل فلسطین و مساحت کل فلسطین به اندازه مساحت نیمی از یک استان متوسط ایران است. وقتی این رژیم در مواجهه با مبارزان حماس شکست می خورد، معلوم است که دیگر نمی تواند یک قدرت در خاورمیانه به حساب آید. به این عبارت ناحوم برنیع تحلیلگر برجسته روزنامه «یدیعوت آحارنوت» چاپ تل آویو نگاه کنید که در روزهای اول جنگ غزه ابراز شده است: «این عملیات نظامی باید پیش از این صورت می گرفت ولی انجام آن بهتر از انجام ندادن آن است، کشوری که نتواند با حماس مقابله کند، چگونه می تواند ایران را تهدید کند و از منافع خود در سوریه، اردن، مصر و تشکیلات خود گردان حمایت نماید.»

اسرائیل از امروز حتی برای محمود عباس و حسنی مبارک و ملک عبدالله که با آن هم پیمان شدند تا موقعیت امنیتی رژیم خود را در مقابل موج انسانی بیداری اسلامی منطقه بهبود ببخشند، رنگ باخته است، آنان امروز به ورطه ای افتاده اند که از یک سو محمود عباس می گوید حماس محور هر تحرک درباره فلسطین است و حسنی مبارک و وزیر خارجه اش پی درپی از مقاومت فلسطینی ها تمجید می کنند و ملک عبدالله خود را پاسدار آرمان فلسطین و آزادی آن معرفی می کند! این ها نشانه های تغییر در ژئوپلتیک منطقه ماست.

آن گونه که یدیعوت آحارنوت به نقل از یک افسر عالیرتبه ارتش و از طراحان عملیات غزه نوشت: «آنچه که در نوار غزه جریان داشت، بزرگترین عملیات  نظامی در  تاریخ ارتش اسرائیل بود». هاآرتص نیز نوشت: باراک در این عملیات از همه ظرفیت خود استفاده کرد. معاون رئیس فدراسیون بین المللی حقوق بشر سازمان ملل سه روز پیش رسماً اعلام کرد: «جنایت های اسرائیل در غزه در 40 سال اخیر در هیچ کجا سابقه نداشته است».

در جنگ 22  روزه، اسرائیل بدون آنکه بداند چه می کند، به تولد خاورمیانه جدیدی کمک کرد. خاورمیانه ای که در آن اتحاد اسرائیل، آمریکا، اروپا، مصر، عربستان و... و توسل به حداکثر جنایت و استفاده حداکثری از قدرت نظامی کارایی نداشته باشد و مقاومت یک گروه کوچک مردمی بیش از همه این ها اثرگذار باشد.

امروز وضع حقوقی تل آویو و به همراه آن وضع حقوقی اشغالگری از چارچوب رسمی آن خارج شده و در چنبره نگرش ملت ها به آن گرفتار آمده است. امروز دهها دادگاه از دهها کشور آمادگی دارند که به جنایات اسرائیل در غزه رسیدگی کنند و علیه اسرائیل حکم صادر نمایند. دور از انتظار نیست که حداقل 50 کشور چنین محکمه ای را برپا کنند و اولمرت را با 50 حکم قضایی مواجه نمایند. این احکام روابط خارجی رژیم صهیونیستی را متاثر می کند و زبان مخالفان فراوان آن را در دنیا باز می کند موج مقالات انتقادی علیه تل آویو بالا می گیرد و همزمان با آن بیش از هر زمانی «کشور فلسطین» در همه 27070 کیلومترمربع سرزمین اشغالی آن جان می گیرد. بد نیست مقاله را با عبارتی از «پاتریک سیل» کارشناس سیاسی اروپایی - در روزنامه الحیات- به پایان برسانیم: «جنگی که اسرائیل علیه نوار غزه شروع کرد یک نوع جنون سیاسی به حساب می آید این جنگ محصول جامعه بی نهایت پراضطراب اسرائیل است.»

ابتکار

«سازمان ورزش به اختلاف با صدا و سیما خاتمه دهد» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه ی ابتکار به قلم علی اکبر جوانفکر است که در آن می‌خوانید؛
اگر بخواهیم رابطه خود را با آحاد جامعه و انسان هایی که در محیط پیرامونی ما زندگی می کنند، به یک رابطه مثبت، سازنده و موثر تبدیل کنیم، راه درستی وجود دارد که با در پیش گرفتن آن، بهترین مناسبات میان ما با دیگران برقرار خواهد شد. امام علی (ع) می فرماید: من اصلح فیما بینه و بین  الله، اصلح الله فیما بینه و بین الناس: هر کس رابطه خود را با خدا اصلاح کند، خدا رابطه او را با مردم اصلاح خواهد کرد. این وعده حقی است که بارها و به تجربه درستی آن به اثبات رسیده است. تامل در زندگی انسان های فاضل و برجسته به روشنی، از عینیت یافتن همین حدیث منسوب به امام علی (ع) حکایت می کند. ارتباط عمیق روحی و معنوی مردم با امام خمینی(رض) یا رابطه قلبی و عاطفی آحاد مردم با رهبر فرزانه انقلاب، تجلی عینی و ملموس همین روایت مستند است.

از سوی دیگر شایسته توجه است که اصلاح رابطه هر فرد با خداوند متعال، مستلزم برخی ویژگی ها، باورها و رفتار خاص است که از آن جمله می توان به اهمیت و ضرورت نهادینه سازی روحیه حق طلبی و حق گرایی اشاره کرد. در واقع، گرایش به جانبداری و حمایت از حقیقت، در وجود و سرشت تک تک انسان ها به ودیعه سپرده شده است و کسانی که شجاعانه وارد عرصه دفاع از حق و حقیقت می شوند و در این راه، همه داشته های خویش را به حراج می گذارند و سر و جانشان را فدای حقیقت می کنند، جز به اصلاح رابطه خویش با خدا نمی اندیشند و به طور طبیعی و بدیهی، این دسته از انسانها، مورد محبت و علاقه غیرقابل کتمان دیگران نیز قرار می گیرند. تجلی چنین رابطه ای را می توان در مناسبات عاطفی میلیون ها انسان اعم از شهری و روستایی با رئیس جمهور احمدی نژاد نیز به تماشا نشست; زیرا مردم، فارغ از جایگاه ممتاز سیاسی و اجتماعی ریاست جمهوری، به او عشق می ورزند و او را از صمیم دل، دوست می دارند.

احمدی نژاد رابطه اش را با خدای خویش اصلاح کرده است و به روشنی می توان دست قدرتمند الهی را در اصلاح رابطه مردم با او احساس کرد; رابطه ای که هزاران دست تخریب گر به کار افتاده اند تا او را از چشم ها بیندازند و محبتش را از دلها بزدایند; اما هر بار بیش از گذشته، خداوند او را در چشم ها عزیز می کند و محبتش را بر دل ها فزون می سازد. با استفاده از این نکته می خواهم به مسئولان سازمان تربیت بدنی متذکر شوم که نگرانی آنها از برخی برنامه های صدا و سیما که این روزها به سرتیتر اخبار رسانه های ارتباط جمعی تبدیل شده است، وجه قابل قبولی ندارد. تردیدی نیست که با روی کار آمدن دولت نهم، بخش ورزش بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است; به گونه ای که با فعالیت های عمرانی صورت گرفته در عرصه ورزش طی سه سال اخیر، سرانه ورزشی کشور به طور متوسط به دو برابر و در برخی از نقاط تا سه برابر افزایش پیدا کرده است. معنی و مفهوم این کار آن است که دولت نهم به اندازه تمام سال های قبل و بعد از انقلاب به ایجاد فضای ورزشی برای جوانان پرداخته است. چنین رویکردی به منزله آن است استعدادهای ورزشی جوانان کشور در جای جای ایران اسلامی، فرصت بروز و ظهور پیدا خواهد کرد و با برنامه ریزی صحیح و مناسبی می توان در میان مدت، در میادین ورزشی بین المللی، به جایگاه و منزلتی که در شان و منزلت ملت بزرگ ایران است، دست یافت.

اختلافات سازمان تربیت بدنی با سازمان صدا و سیما و مجری برنامه 90، متضمن هیچ سود و منفعتی برای مردم و حتی دو طرف تنازع نیست و سبب از دست رفتن فرصت های کار و تلاش برای خادمان واقعی مردم می شود. وقتی رئیس جمهور به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور طی چهل و چند ماه گذشته، متحمل بیشترین توهین ها و رفتارهای خلاف ادب و اخلاق در حوزه رسانه ای کشور بوده و برای احترام به آزادی و آسیب ندیدن این ارزش و آرمان اساسی انقلاب اسلامی، بردباری و متانت را پیشه راه خویش کرده و حتی در روز خبرنگار همه دستگاههای اجرایی را موظف به انصراف از پی گیری شکایات خود از رسانه های ارتباط جمعی می کند، به طریق اولی سایر دستگاههای اجرایی از جمله سازمان تریبت بدنی موظف به تبعیت از این مشی و منش رئیس جمهور هستند. القا» و جنجال تبلیغاتی درباره این سخن که سازمان تربیت بدنی به ایجاد موانع بر سر راه فعالیت یک برنامه تلویزیونی پرداخته است، به هیچوجه زیبنده دستگاه مسئول ورزشی در دولت نهم نیست.

به مسئولان محترم سازمان تربیت بدنی توصیه می کنم که از بابت برخی برنامه های سو» تبلیغاتی، نگرانی به خود راه ندهند. وظایف خود را در خدمت به ورزش کشور صادقانه، دلسوزانه، متعهدانه و جهادگرانه به انجام برسانند و در نهایت، قضاوت را به مردم واگذارند. با اغتنام فرصت، به آقای مهندس ضرغامی رئیس محترم صدا و سیما نیز این نکته را گوشزد می کنم که سازمان تحت مدیریت شما، امانت مردم است و هیچکس حق ندارد از آن به نفع خود یا افرادی خاص یا علیه افراد، مقامات یا یک نهاد رسمی کشور، استفاده سو» نماید. چنین رفتاری شایسته برخورد اصلاح گرانه است و صدالبته برخی از برنامه های صدا و سیما، به گونه ای است که برخورد اصلاحی با آن ضرورت و فوریتی دوچندان پیدا کرده است.

مردم سالاری

«وظیفه سنگین مجلس در بودجه 88» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم سروش ارشاد است که در آن می خوانید؛ امروز براساس آنچه که در اخبار اعلام شده، قرار است محمود احمدی نژاد به مجلس برود، تا در خصوص بودجه 88، گزارشی به نمایندگان بدهد. اگر پیوست های بودجه نیز آماده باشد و همراه رئیس جمهور به مجلس برسد کار بررسی لایحه بودجه 88 از روز چهارشنبه به صورت رسمی در مجلس آغاز می شود.بودجه 88 در حالی به مجلس می رود، که لایحه هدفمند کردن یارانه ها نیز توسط نمایندگان در حال بررسی است. لایحه‌ای که سر و صداهای فراوانی برپا کرد و اینک باید دید که نظر مجلس در این خصوص چه خواهد بود.

بر این اساس، بودجه 88، از چند نظر باید مورد توجه قرار بگیرد:
از یک سو تکلیفش با لایحه هدفمند کردن یارانه ها باید مشخص شود. از سوی دیگر باید در راستای برنامه توسعه و چشم انداز 20 ساله باشد و از طرف دیگر باید آن میزان از وابستگی به نفت خارج شود که تغییرات قیمت جهانی نفت نتواند تاثیر بسزایی بر روی آن بگذارد.
این موارد با نتیجه مطلوب روبرو نخواهد شد، مگر آن که مجلس در زمان بررسی بودجه، با دقت لازم آن را به تصویب برساند. چرا که این اولین لایحه بودجه ای است که مجلس هشتم آن را بررسی می کند.  برای افکار عمومی نیز مهم است که بداند اولین گام مجلس هشتم درتصویب بودجه، چگونه برداشته خواهد شد تا در پایان سال، برای جبران هزینه های جاری، از بودجه عمرانی کشور برداشت نکنیم.

در کنار لایحه بودجه 88، نمایندگان باید در بررسی لایحه هدفمند کردن یارانه ها نیز دقت بسزایی صورت دهند. چرا که عملا نحوه هدفمند کردن یارانه ها تاثیر بسزایی در بودجه 88 خواهد داشت و شتابزدگی، آفت طرح تحول اقتصادی است.  مجلس باید در هنگام بررسی لایحه هدفمند کردن یارانه ها، همه زوایای آن را مورد بررسی قرار دهد و آنالیز کند که آیا بخش های مختلف جامعه، آمادگی لازم را برای اجرای آن دارد؟  دولت در حالی که ادعا می کند، در لایحه هدفمند کردن یارانه ها کار کارشناسی لازم صورت گرفته، اما در همین ابتدای راه، واکنش گسترده نمایندگان را بدون طیف بندی سیاسی در خصوص بند 13 این لایحه به همراه داشته است. ماده ای که برخی نمایندگان معتقدند به ضرر طبقه متوسط و ضعیف جامعه نظیر کارگران و کارمندان خواهد بود.

با این تفاسیر، وقتی طیف زیادی از نمایندگان و بسیاری از کمیسیون ها به صورت صریح به مخالفت جدی با این بند لایحه هدفمند کردن یارانه ها پرداخته اند، چگونه می توان اعلام کرد که کار کارشناسی همه جانبه صورت گرفته است؟  بنابراین، اگر به تجربه اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده - که آن هم به دلیل عدم آمادگی جامعه در حال تبدیل شدن به یک بحران بود - نیز توجه شود، وظیفه نمایندگان بسیار سخت می شود. بررسی بودجه 88 و لایحه هدفمند کردن یارانه ها، دو موضوع مهمی است که نیاز به دقت نظر مجلس دارد.

بنابراین افکار عمومی در آینده نسبت به تصمیم امروز مجلس در خصوص بودجه 88 و هدفمند کردن یارانه ها قضاوت خواهد کرد و چه نیکوست که نمایندگان با بررسی کارشناسی و همه جانبه این دو لایحه، آثار مثبتی پدید آورند.

آفتاب یزد
 
«خاتمی، کروبی و میرحسین ‌زحمت را کم کنند!» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفتاب یزد است که در آن می‌خوانید؛ از چـنـد مـاه قـبل نخستین گام‌های مربوط به دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری برداشته شد و رسانه‌های گوناگون تحلیل‌های متفاوتی در این مورد ارائه نمودند. این موضوع بر بعضی تحولات سیاسی کشور نیز سایه انداخت. از جمله برخی از نمایندگان مجلس در هنگام معرفی محصولی برای تصدی وزارت کشور به سابقه رفاقت نزدیک او با احمدی‌نژاد اشاره کردندو نـگـرانـی خـود در ایـن خصوص را ابراز داشتند.به اعتقاد این گروه از معترضان، نزدیکی بیش از حد مـجری انتخابات به یکی از کاندیداها، می‌توانست شائبه‌هایی پیرامون انتخابات ایجاد نماید. نقدی کردن یارانه‌ها و جنبه‌های تبلیغی آن، موضوع دیگری بود که بعضی از صاحب‌نظران اقتصادی به آن اشاره و توصیه مـی‌کردند که پیگیری این سوژه به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول شود تا هرگونه شائبه تبلیغاتی بودن آن از بین برود. میزان بهره‌مندی کاندیداهای احتمالی و جناح‌های گوناگون کشور از امکانات رسانه‌ای و تـبلـیـغـی از دیـگـر نگرانی‌هایی بود که به خاطر حـمایت‌های بی‌سابقه رسـانه ملی از احمدی‌نژاد و مخالفت علنی بعضی برنامه‌های آن با اصلاح‌طلبان و رقبای احتمالی احمدی نژاد، مورد توجه قرار می‌گرفت. اما در میان نگرانی‌های ابـراز شـده، مـوضوع ورود عناصر نظامی به پروسه انتخابات و نگرانی‌های مرتبط با آن، بـرجـسـتگی ویژه‌ای داشت. این دغدغه‌ها گاه با این پاسخ صحیح مواجه می‌شد که مسئولان نظامی، از معیارها حمایت می‌کنند و سـخـنـان آنـها به مفهوم ورود نظامیان به مصادیق انـتـخـابـاتـی نـیـسـت. اما آنچه که دیروز بعضی از خبرگزاری‌ها به نقل از یک مقام عالیرتبه نظامی بیان کرده‌اند تا حدود زیادی با اظهارات پیشین متفاوت است. بر اساس اظهارات منتسب به این مقام ارشد، پرسابقه و با نفوذ، او دو نکته را مورد اشاره قرار داده است که چنانچه در نقل خبر بی‌دقتی صورت نـگـرفـته باشد شائبه حمایت صریح از یک کاندیدا و توصیه مستقیم به سه کاندیدای اصلاح طلبان برای کناره‌گیری از انتخابات در آن وجود دارد.

نخستین نکته که در میان سخنان مقام عالیرتبه نظامی به چشم می خورد تاکید او بر این نکته است که : ‌«بــعضی‌ها معتقدند این فاصله‌ای که گروه‌هایی از سیاستمداران بین دولت و مردم انداختند، موفق بوده و توانسته‌اند نظر مردم را جلب کنند، بنابراین در این انتخابات ریاست جمهوری، می‌توانند یک کاندیدای ریـاسـت جـمـهـوری جـدیـد مـعرفی کنند و مسئله احـمـدی‌نژاد را تمام کنند ولی این اتفاق نمی‌افتد، اشتباه می کنند. »‌

دومین نکته، سخنی است که می‌توان به نحوی آن را شـــامــل حــال هـر سـه کـانـدیـدای اصـلاح طلـب (خـاتـمـی،‌کروبی و میرحسین موسوی) دانست کهدر زمان انتخابات، سن آنها بین 66 تا 72 سال خواهد بود. شخصیت مورد نظر ، حضور درعرصه انتخابات را وظیفه هرکسی دانسته که قابلیت ریاست جمهوری را در خود می‌بیند اما اظهارات او به گونه‌ای است که جنبه منع آن بسیار پررنگ‌تر از تشویق می باشد. وی اظهار داشته اسـت: »‌... بـاید به این نکته توجه شود که دولت احمدی‌نژاد نشان داد ریاست جمهوری ظرفیت کاری بسیار بالایی دارد و توانمندی و تحرک زیـادی مـی‌طلبد و مناسب افراد بازنشسته و خیلی مسن نمی باشد.«‌‌

البته باید منتظر ماند تا مشخص شود که آیا در نقل خبر، دقت کافی صورت گرفته یا نه؟ اما اگر این خبر دقـیـق و صـحـیح باشد، بهترین گزینه پیشنهادی بـرای خـاتمی، کـروبـی و میـرحسین آن است که زحمت را کم کنند تا »کسانی که به اشتباه فکر کرده‌اند مسئله احمدی نژاد تمام شدنی است مطمئن شوند این اتفاق نخواهد افتاد« .

‌ ‌الـبـتـه سـخـنـان مـقام عالیرتبه نظامی که از قدیمی‌ترین نیروهای نظام و دارای سوابق شناخته شده انقلابی می باشد از جهات دیگر نیز قابل توجه است. وی با اشاره به رمز پیروزی انقلاب اسلامی، از هماهنگی همه نیروها سخن گفته و اظهار داشته است: »ما گروههای مخالف خود را هم تحمل می‌کردیم، در عین حال که با آنها مخالف و علیه آنها تبلیغ و بحث می کردیم و جوابشان را می‌دادیم و علیه آنها کتاب می نوشتیم و سـخـنـرانـی می‌کردیم، اما وقتی به هم می‌رسیدیم مثل رفیق بودیم در برنامه‌ریزی‌هایی که می‌خواستیم علیه شاه انجام دهیم قطعاً کسی در جلسه نمی‌فهمید که این کمونیست است و آن یکی مسلمان و دیگری مرام دیگر دارد...«

اکنون می‌توان این سوال را مطرح کرد که آیا رفتاری که با بعضی جناح‌های درون کشور می شود شباهتی با رفتارهایی دارد که در دوره مبارزه با شاه، نسبت به بعضی کمونیست‌ها انجام می‌شد؟

اعتماد ملی

«غرض اتحادیه اروپا و ناتوانی سیاست خارجی ما» عنوان سرمقاله روزنامه‌ی اعتماد ملی است که در آن می خوانید؛اتحادیه اروپا در اقدامی که بیشتر سیاسی می‌نماید تا حقوقی، نام سازمان منافقین را از لیست گروه‌های تروریستی خارج کرد. این اقدام آنها ظاهرا در پی رای بدوی دادگاهی در لوکزامبورگ صورت گرفته است. هرچند فرانسه به‌عنوان یکی از کشورهای قدرتمند اتحادیه اروپا با آن مخالفت کرده اما می‌توان معیارهای سیاسی و البته دوگانه‌ای را در برخورد با تروریسم مشاهده کرد. اتحادیه اروپا در حالی نام سازمان منافقین را از لیست گروه‌های تروریستی خارج کرده که در این میان حماس را همچنان در لیست گروه‌های تروریستی قرار داده است، این در حالی است که حماس صاحب یک دولت قانونی است و در انتخابات سال با اکثریت آرا موفق به تشکیل دولت در غزه شد.

حماس از حمایت و پشتیبانی اکثریت فلسطینی‌ها برخوردار است و علی‌رغم رفتار سبعانه و تهاجم وحشیانه و تروریستی رژیم غاصب اسرائیل، همچنان تسلط خود را به‌عنوان یک دولت قدرتمند و قانونی بر غزه حفظ کرده است. سازمان منافقین که در کارنامه خود ترور دیپلمات‌های خارجی، جاسوسی، شکنجه اسرای ایرانی، همراهی با صدام حسین، خیانت به کشور در حین جنگ، همکاری با دشمن خارجی متجاوز به ایران، همکاری در سرکوب شیعیان جنوب عراق و مشارکت مستقیم در سرکوب مردم کرد شمال عراق را دارد، از سیاهه ننگینی در داخل عراق و اروپا برخوردار است.

این سازمان بر اساس مطالعاتی که سازمان‌های اطلا‌عاتی آمریکا و دولت‌های اروپایی در دهه نود انجام داده‌اند به گروهکی <فرقه‌ای> تبدیل شده است؛ گروهکی که با تفاسیر خاص ایدئولوژیک از قربانی کردن انسان‌ها حتی عناصر وابسته به خود ابایی ندارد.این سازمان در سال‌های 2001 به بعد پس از احضار مریم رجوی به دادگاه و بازداشت وی، به تعدادی از عناصر خود دستور داد تا در برابر دادگاه حقوق بشر فرانسه خود را آتش زنند. این اقدام با واکنش بسیار شدید سازمان‌های حقوق‌بشری و دولت‌های پیشرفته قرار گرفت.

حال در شرایطی که دولت‌های اروپایی با تکیه بر سیاست دوگانه خود در مقابله با تروریسم به اعمال فشار علیه گروه‌های مدافع آزادی سرزمینی اقدام می‌کنند، منافقین که دستشان به خون مقامات و مردم کوچه و بازار ایران و عراق آغشته است از این لیست خارج می‌شوند. اما اشکال بزرگ‌تر به دستگاه سیاست خارجی و رجال دولت نهم نیز بازمی‌گردد. در حالی که با اقدامات دولت‌های گذشته ایران، منافقین به لیست تروریستی اتحادیه اروپا و آمریکا لحاظ شده بود، در نتیجه فقدان راهبرد، تدبیر و تعامل مناسب با جامعه جهانی، منافقین از لیست سیاه تروریستی اتحادیه اروپا خارج می‌شود.

بدون تردید اگر برای دلا‌یل، مدارک، سخنان و نفوذ رجال دولت نهم و دستگاه سیاست خارجی آن گوش شنوایی وجود داشت، ایران می‌توانست جلوی این ضایعه را بگیرد. مکانیسم رای در اتحادیه اروپا اجماعی است؛ یعنی اگر دستگاه سیاست خارجی ایران تنها می‌توانست نظر 2 دولت اروپایی را جلب کند این اتفاق روی نمی‌داد. دستگاه سیاست خارجی ایران با فقدان شناخت از اولویت‌ها، روابط پیدا و پنهان، استفاده از قدرت دیپلماسی، فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست داده و می‌دهد. از این بابت باید متاسف بود. اما این ضعف‌ها چیزی از گناه اتحادیه اروپا نمی‌کاهد.

صدای عدالت

«درآمد نفت به کجا می‌رود؟» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی صدای عدالت است که در آن می‌خوانید؛در حالی که دولت نهم به ماه‌های پایانی فعالیت خود رسیده است، ‌سرنوشت درآمد نفتی که دکتر احمدی‌نژاد وعده داده بود بر سر سفره‌های مردم خواهد رفت، در ابهام به سر می‌برد.‏

مجموع درآمد نفت و پتروشیمی ایران که مطابق با اعلام اخیر بانک مرکزی در سال گذشته به مرز 90 میلیارد دلار رسیده، در 6 ماهه نخست سال جاری نیز به 62 میلیارد دلار رسیده است . طبق اعلام بانک مرکزی درآمد نفتی 57 میلیارد دلار و مطابق با آمار گمرک درآمد پتروشیمی 5 میلیارد دلار بوده است که مجموع درآمدهای نفتی با این حساب طی 6 ماه، 62 میلیارد دلار می‌شود و برآورد می‌شود این درآمد تا پایان سال جاری به 100 میلیارد دلار برسد.‏اما این درآمد به شیوه‌های گوناگون محاسبه می‌شود و به همین علت مشخص نیست که رقم واقعی درآمدهای نفتی چقدر بوده و دستگاه‌هایی غیر از خزانه چه سهمی از آن می‌برند.‏به طور مثال شرکت ملی نفت 3 درصد از درآمد نفتی را برداشت می‌کند و مبلغ 5 درصد از آن نیز به عنوان مالیات توسط دولت کسر می‌شود، 8 درصد دیگر نیز به عنوان سهم دولت از سود علی‌الحساب برداشت می‌شود. بنابراین تا این‌جا 16 درصد از درآمد نفتی قبل از درج به عنوان درآمد نفتی کشور از محاسبات خارج می‌شود.‏

‏ ‏از مبلغ باقی‌مانده نیز، بخش قابل توجهی از نفت که ارزش آن در سال جاری به بیش از 6 میلیارد دلار بالغ می‌شود، خارج از ردیف بودجه با فرآورده‌های نفتی معاوضه می‌گردد.‏

‏ ‏جالب آن که با وجود درآمد 100 میلیارد دلاری، تنها رقم حدود 35 میلیارد دلار به صورت شفاف در بودجه درج شده که به نظر می رسد بخشی از درآمد مذکور علاوه بر 24 میلیارد دلار برشمرده شده، یا به صورت متمم‌ها برداشت شده و یا در چارچوب برداشت بخش خصوصی از صندوق ذخیره ارزی مصرف می‌گردد.‏

‏ ‏به نظر می‌رسد دولت نهم با توجه به شعارهای خود درباره مبارزه با مافیای نفتی و مانور چندین ساله سردبیر روزنامه رسالت که به عنوان منتقد نمونه از دولت نهم،‌ پاداش دریافت کرد بر شفاف‌سازی واریزی درآمد نفتی به خزانه، این دولت باید در ماه‌های باقی‌مانده این موضوع را به نتیجه رسانده و وضعیت درآمد نفتی کشور را روشن کند.‏

‏ ‏گفتنی است طی 3 ساله نخست دولت نهم (شهریور 1384- شهریور 1387) مجموع درآمدهای نفتی و پتروشیمی، ‌از مرز 260 میلیارد دلار عبور کرده است. در حالی که مجموع درآمد نفت و پتروشیمی کشور در طول 8 سال دولت سازندگی کمتر از 130 میلیارد دلار و در طول 8 سال دولت اصلاحات کمتر از 200 میلیارد دلار بوده است، این به معنای آن است که متوسط درآمد نفتی کشور در دولت نهم بیش از 5 برابر دولت سازندگی و بیش از 3 برابر دولت اصلاحات بوده است.‏‏ ‏بدیهی است برای توجیه این شکاف شدید با توجه به آن که تورم جهانی به طور متوسط حدود سالانه 2 درصد بوده، منفی شدن تورم در چند ماه اخیر جبران تورم بالای سال گذشته اقتصاد جهانی را کرده است و استناد به تورم جهانی منطقی به نظر نمی‌رسد.‏

دنیای اقتصاد

«عقب‌ماندگی بورس از اقتصاد» عنوان سیرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم علیرضا کدیور است که در آن می‌خوانید؛شاخص بورس تهران با وجود تایید و تکذیب‌های فراوان مدیران اقتصادی و مسوولان بازار سرمایه در خصوص تاثیرپذیری از بحران مالی جهان، طی سه‌ماه گذشته بیش از 30درصد افت کرد.حال به نظر می‌رسد پس از گذر از این بحران دردناک، اقتصاد ایران در حال سازگار کردن خود با شرایط جدید است که بارزترین نتیجه آن در تصمیمات دولت برای تدوین بودجه 88 تجلی پیدا کرده است.

به بیان دیگر دولتمردان ایران با پذیرش شرایط جدید حاکم بر اقتصاد جهان، درپی تدوین بودجه‌ای بهینه برای گذر از بحران هستند که طرح تحول اقتصادی و آزادسازی یارانه انرژی اصلی‌ترین نقش را در این میان بازی می‌کند. اگر تا پیش از این، آزادسازی قیمت سیمان، حذف تعرفه صادرات سیمان، رساندن قیمت بنزین به سطح جهانی و حذف یارانه انرژی دست‌کم از سوی دولتی که به مبانی اقتصاد آزاد اعتقاد چندانی ندارد، دور از ذهن بود، اما اکنون دولت از سر اجبار (به واسطه کاهش قیمت جهانی نفت و افزایش کسری بودجه) یا از سر اختیار(به واسطه شناخت ضرورت اجرای سیاست‌های فوق) اقدام به آزادسازی‌های فوق‌الذکر کرده است.

اما در این میان به نظر می‌رسد بورس اوراق بهادار به عنوان مکانی که اقتصاد آزاد باید در آن به نحو اکمل اجرا شود، از اقتصاد عقب افتاده است. یکی از شاخص‌ترین موارد نقض اقتصاد آزاد در بورس، عدم تعیین قیمت سهام از طریق مکانیزم عرضه و تقاضا است. در حقیقت تعبیه دو سیاست محدودکننده نوسان قیمت روزانه و حجم مبنا (که برای اولین بار توسط ایرانیان ابداع شده است) روند تصحیح قیمت سهام شرکت‌ها را طولانی‌مدت کرده و از سرعت به تعادل رسیدن بازار به میزان زیادی کاسته است. سیاستی که علاوه بر اثرات ظاهری خود در باطن نیز کاهش نقدشوندگی سهام را برای بورس تهران به ارمغان آورده است.

به بیان دیگر به دلیل قفل‌شدن قیمت سهام در مرزهای نوسان روزانه و تشکیل صف‌های خرید و فروش، در عمل سهامداران با کاهش چشمگیر درجه نقدشوندگی سهام روبه‌رو هستند که همین موضوع یکی از دلایل عدم استقبال عامه مردم از سرمایه‌گذاری در بورس است. اکثر سرمایه‌گذاران با بیان اینکه درجه نقدشوندگی سهام در بورس از سایر گزینه‌های سرمایه‌گذاری از جمله سکه، طلا، ارز و حتی سرمایه‌گذاری در املاک کمتر است، بورس را مکان مناسبی برای سرمایه‌گذاری نمی‌دانند. حال اگر ریسک مترتب بر بورس نیز به این نقدشوندگی پایین افزوده شود، دلیل جذاب نبودن بورس بیش از پیش آشکار می‌شود؛ وضعیتی که در نهایت منجر به غلبه صف‌ها و جو بازار بر تحلیل در معاملات سهام می‌شود.

در کنار این مشکلات، نباید از رانت‌های موجود در بورس تهران به واسطه وجود این محدودیت‌ها در کنار امکان خرید بی‌نام سهام نیز گذشت. حال با توجه به اینکه دولت با شناخت صحیح شرایط به سمت آزادسازی اقتصادی پیش می‌رود، شایسته است بازار سرمایه نیز فرصت فعلی را مغتنم شمرده و آزادسازی قیمت‌ها را در دستور کار قرار دهد. اگرچه تا پیش از این مدیران بورس با توجه به اینکه در صورت آزادسازی قیمت‌ها، سهامداران متحمل زیان سنگین می‌شوند، از این کار اجتناب می کردند، اما به نظر می‌رسد با برقراری تعادل نسبی در بازار، فرصت ارزشمندی در اختیار مدیران بورس است تا با آزادسازی قیمت‌ها، بورس تهران را به سمت حرفه‌ای شدن سوق دهند. بورسی که در حال حاضر از فقدان تصمیم‌گیر‌ی‌های کارشناسی برای خرید و فروش سهام حتی از سوی حقوقی‌ها، بسیار رنج می‌برد.

رسالت

«حرف جدید شما چیست؟» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید؛ گذار از تعارضات هویتی و فلسفی به اختلاف نظر درباره سیاستگذاری ها محصول افزایش کیفیت  مردمسالاری در یک جامعه است. تا زمانی که بر سر هویت نظامهای سیاسی یک اجماع نخبگی پدید نیاید نمی توان  انتظار پیشرفت و بهبود شاخصهای مادی و معنوی زندگی مردم را داشت.

ارزشها به عنوان  موضوعات مورد پذیرش همگان و مقولاتی که مورد اعتنای جامعه قرار دارد و هسته کانونی یک جامعه را تشکیل می دهد نیز بخش مهمی از هویت یک جامعه را تشکیل می دهد که آحاد مردم به تناسب مرتبه اجتماعی خود نسبت به صیانت و پاسداری از آن احساس مسئولیت می کنند.

سید محمد خاتمی نامزد احتمالی سازمان مجاهدین و حزب مشارکت که این روزها به شدت در تدارک مقدمات فعالیتهای انتخاباتی و تبلیغاتی خود است در سخنانی در جمع عده ای از هواداران خود در استان گلستان ضمن تکرار و تاکید بر ارزش و ارزش مداری در جامعه اصلاحات را مظهر ارزش، صداقت و اجرای عدالت در ارگانهای نظام عنوان کرد و در جای جای سخنرانی خود کارمایه را ارزش و لزوم توجه به ارزشها قرارداد که به عنوان نمونه چند گزاره انتخابی از اظهارات ایشان در ذیل از نظرتان می گذرد:
-ما از ارزش ها دفاع می کنیم.
-دلمان برای خون هایی که برای کشور ریخته شد و برای ارزشها می سوزد.
-بد مصرف کردن ارزش ها دفاع از ارزش ها نیست بلکه بزرگترین ضربه به ارزشها است.

استارت ماشین انتخاباتی آقای خاتمی با التفات به جایگاه ارزشها در جامعه اسلامی- ایرانی و اهتمام به دفاع از ایستارها و آرمانهای انقلاب و مردم  اگرچه خوش یمن و امیدوارکننده است اما در عین حال خاطره بی تفاوتی ایشان و دولتشان نسبت به اهانتهایی که در یک دوره هشت ساله حاکمیت دوم خردادی ها بر ارکان اجرایی و تقنینی کشور صورت گرفت، را در افکار عمومی زنده  می کند.

در هشت سال حضور ایشان در راس قوه اجرایی کشوربی سابقه ترین اهانت ها و توهین ها به مقدسات و ارزشها، از قلم و لسان نزدیکان آقای خاتمی و سایر استراتژیستهای دوم خردادی صورت گرفت اما در عمل عزمی از جانب ایشان برای دفاع از ارزشها وجود نداشت و صحنه سیاسی و اجتماعی کشور به آوردگاه تعارضات فلسفی و هویتی بر سر مسائلی مورد پذیرش عموم مردم تبدیل شده بود.عبدالکریم سروش در همین دوران ادعا کرد: “حکومت دینی جلوی رشد علمی مردم را می گیرد”، سعید حجاریان نوشت:” قدرت با دین در آمیخته و نقد قدرت نیز از معبر نقد دین رسمی می گذرد”اکبر گنجی بی شرمانه مدعی شد: “خشونت های روز عاشورا معلول تعارض های قومی و بالاخص نتیجه خشونت پیامبر در جنگ بدر، احد، خندق و... بود”، روزنامه ایران ارگان دولت به نقل از مراد ثقفی نوشت:” سکولاریسم مقدمه، مبنا و زیرساخت دموکراسی است. ما حکومت غیر سکولار دموکراتیک نداریم.”حمیدرضا جلایی پور هدف از انقلاب اسلامی را تنها در تحقق “جمهوریت” منحصر نمود و سالار بهزادی تفکر “شیعه” را موجب انحطاط مملکت دانست، چون معتقد بود تفکر شیعه مانع تحقق “دموکراسی” است. و...
اما امروز ژست دفاع از ارزشها توسط آقای خاتمی حداقل حکایت از عبور ایشان  از تعارضات هویت گذشته و تلاش برای تجمیع منابع ارزشی برای اداره و پیشرفت کشور دارد که همین دستاورد بزرگی است اما باید به وضوح از آقای خاتمی و عقبه تدارکاتچی ایشان پرسید که حرف و برنامه جدید شما برای اداره کشور چیست؟ مردم سالهاست که از این موضوعات عبور کرده اند و طالب حرفهای نو مبتنی بر گفتمان پیشرفت و عدالت هستند.

فلشهای سیاسی در تابلوهای راهنمای مردمسالاری دینی و تجربه سه دهه گذشته، نخبگان سیاسی را به دفاع مومنانه از مردمسالاری و احترام به حقوق شهروندی هدایت می کند. نخبگان سیاسی باید بسترهای مشارکت عمومی را به طور کامل فراهم کنند و مانع از مشکلات ساختاری و کارکردی در مسیر مردمسالاری دینی شوند. یکی از اقداماتی که الیت سیاسی در ایران می توانند برای خدمت به فرهنگ سیاسی کشور و افزایش کیفیت مردمسالاری دینی انجام دهند هنجار سازی های درونی و ایستاربندی های اجتماعی حول برنامه محوری در انتخابات مختلف اعم از ریاست جمهوری، مجلس و شوراها است که در نهایت به رفتارهای انتخاباتی عقلانی شهروندان منجر می شود.
باید در روزهای آینده منتظر ماند تا حرفها و برنامه های جدید آقای خاتمی و سایر دوم خردادی ها برای اداره کشور را به طور شفاف و فارغ از کلی گویی های متداول شنید البته اگر حرف جدیدی برای گفتن باقی مانده باشد!

اعتماد
 
«حمایت رسمی از تروریسم» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی اعتماد به قلم الیاس حضرتی که در آن می‌خوانید؛ وزرای خارجه اتحادیه اروپا در اقدامی قابل تامل نام گروهک منافقین را از فهرست سازمان های تروریستی خارج کرد. این اقدام که جنبه های پررنگ سیاسی اش کاملاً هویدا است، در حالی صورت می گیرد که گروهک مزبور همچنان به طور رسمی بر مشی مسلحانه و خصمانه خود علیه جمهوری اسلامی تاکید می کند و در این راه از آسیب رساندن به افراد غیرنظامی و بی گناهان در بمب گذاری های متعدد و حملات مکرر اجتناب نکرده، در سال های آخرین عمر حکومت صدام عملاً به بازویی نظامی برای آن رژیم مبدل شده بود که این عمل حمایت رسمی اتحادیه اروپا از تروریسم است.

تایید ضمنی یک گروه مسلح و برانداز نسبت به حاکمیتی که در طول عمر 30 ساله خود بیش از 20 انتخابات سراسری برگزار کرده است، از معیارهای دوگانه یی خبر می دهد که غربیان هنگام اقتضای منافع خویش بدان متوسل می شوند و عملاً برای رسیدن به اهداف سیاسی، ارزش های بشری چون دموکراسی و حقوق بشر را چون ابزاری مورد استفاده قرار داده، احترام به حاکمیت ها را نادیده می گیرند.اتفاقاً همین برخوردهای سیاسی و منفعت طلبانه غربیان خود معضل بزرگی است که طی آن نظم معقول جهانی و عدالت نسبی موجود در آن به شدت به مخاطره می افتد. اگر بنا باشد که دولت ها به طور رسمی از محکوم و مطرود کردن اقدامات شبه نظامی و مسلحانه در جای جای دنیا دست بردارند، به جرات می توان گفت سنگ روی سنگ بند نمی شود و جهان به سوی هرج و مرجی فاجعه آمیز پیش خواهد رفت. در همان اروپایی که یک سازمان شناخته شده تروریستی از محدودیت های قانونی خارج می شود،

جدایی طلبان متعددی وجود دارند که از راه بمب گذاری ،ترور و خشونت سعی در رسیدن به اهداف خویش دارند. آیا غربیان مدعی می پذیرند که دولتی به طور رسمی و تلویحی به حمایت از آنها بپردازد و در مرزهای داخلی خود آنان را آزاد بگذارد و امکان استفاده از امتیازات قانونی و حقوقی را فراهم کند؟ چرا باید مال دیگری را ببریم و چون مال خویش در معرض خطر قرار گرفت، فریاد برآوریم که عدالت و حقوق بشر لطمه دیده است؟ حمایت ایران از گروه هایی چون حزب الله و حماس به هیچ وجه کمترین تشابهی با اقدام اتحادیه اروپا ندارد و به هیچ وجه نمی تواند مستمسکی برای این اقدام غیرمسوولانه باشد.

هر دو گروه یاد شده اولاً اقدامات شان تدافعی و درثانی ضداشغالگری است. حماس و حزب الله تا زمانی که مورد حمله قرار نگیرند گروه هایی کاملاً سیاسی هستند و عملکردشان هم در قبال مسائل داخلی و خارجی متفاوت است. حماس با رای مردم به قدرت رسیده است و حزب الله هم با داشتن پایگاه قوی اجتماعی تنها در برابر تهاجم نظامی خارجی است که دست به سلاح می برد و از کشور خویش دفاع می کند. گروهک رجوی نه می تواند و نه ادعایی برای مبارزه با اشغالگری دارد. اتفاقاً آنها درست در نقطه مقابل دفاع از کشور قرار دارند و رسماً همراه و همداستان متجاوزی شدند که سازمان ملل هم بر تجاوزگری او صحه گذاشت.

از قبح عمل اروپاییان که بگذریم، باید دستگاه دیپلماسی خارجی را مورد انتقاد شدید قرار دهیم که چگونه اجازه بروز این اتفاق نامبارک را داده اند. گروهک مطرود از طرف مردم ایران خطر چندانی به حساب نمی آید ولی در شأن ملت ایران نیست که فرقه یی مسلح با دستانی به خون آغشته که هنگام لزوم به اعضای خویش هم رحم نمی کند، در دنیا برای خود آبرویی کاذب دست و پا کند. دولت خاتمی با درک درست اوضاع جهانی و استفاده از فن دیپلماسی و عزت آبرومندانه، دولت های امریکا و اروپا را مجاب به فاصله گرفتن از این گروه منحرف ساخت و برای همین هم آنان شدیدترین حملات را متوجه دولت اصلاحات کردند و دانستند که با سیادت چنین دولتی به انزوایی گیج کننده دچار خواهند شد. اکنون که فشار دولت عراق بر این گروهک شدت گرفته است و می رفت تا پرونده سازمانی آنها برای همیشه بسته شود و به پراکندگی و اضمحلال دچار شوند، روزنه یی از دیار غرب برایشان باز شد تا در قالب و چهره و مکانی دیگر گرد آیند و اظهار وجود رهبر قدرت پرست خویش را تماشا کنند.

به جز اعضای اصلی و کادر مرکزی این سازمان و کسانی که به جنایتی دست زده اند، امکان بازگشت اعضا و هواداران دیگری که فریب شعارهای پرطمطراق رهبران خود را خورده بودند، وجود داشته و دارد. دیپلماسی و اقتدار معنوی ملت ایران می تواند ظرفیت های مخرب انحراف جوانان این مرز و بوم را برای همیشه بلاموضوع سازد. چرا باید جوانی برومند که می تواند برای کشور خویش خدمتی ارائه کند و خانواده یی داشته باشد و زندگی آبرومندانه یی تشکیل دهد، در خدمت شهوت پرستی و اقتدارگرایی و خشونت طلبی فردی چون رجوی قرار گیرد و بمب بگذارد و تیر مرگ به سوی هموطنان خود شلیک کند؟

ملت ایران به خواست خداوند پاسخ این اقدام غیرمسوولانه و سیاسی و خصمانه اروپا را در انتخابات ریاست جمهوری خواهند داد و به غربیان مدعی فرهنگ و تمدن ، هویت و سرزندگی و اقتدار خویش را به اثبات خواهند رساند. در آن روز سیاست پیشگان و منفعت پرستان اروپایی شرمنده مردمی خواهند شد که این گونه مورد جفا قرار گرفته اند؛ مردمی که از خشونت متنفرند و به صلح عادلانه و همزیستی محترمانه می اندیشند.
 
سرمایه

«مسیرهای جبران کسری بودجه» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی سرمایه به قلم کاظم دلخوش است که در آن می‌خوانید؛ تدوین سنتی بودجه طی سنوات اخیر و پیش بینی غیرواقعی درآمدها و هزینه ها باعث شده در میانه هر سال، دولت مجبور به ارائه لایحه متمم یا اصلاحیه شود.ساختار اقتصاد کشور به راحتی از مولفه های اقتصاد جهانی و داخلی در حوزه نفت، مالیات و... در قالب افزایش نقدینگی، تورم و... تاثیر می پذیرد.

بنابراین راهی نیست جز اینکه، تدوین بودجه به سمتی سوق پیدا کند که بازتاب دهنده واقعی درآمدها و هزینه های کشور باشد که البته این مساله مستلزم ایجاد تحولات اساسی در اقتصاد کشور است. سوای این مساله، در شرایط کنونی حاکم بر آینده درآمدهای کشور، بدیهی است جبران کسری بودجه 20 تا 30 هزار میلیارد تومانی بسیار مشکل است.این در حالی است که مجلس بر اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری و در نتیجه افزایش حقوق کارکنان دولت اصرار دارد. بنابراین افزایش 18 درصدی بودجه جاری کشور نیز ممکن است هزینه های مورد نظر را پوشش ندهد.

در این شرایط برای جبران کسری بودجه، دو راه پیش روی دولت قرار دارد. در صورتی که طرح تحول اقتصادی در مجلس رای نیاورد، باید روی لایحه ای که هم اکنون با توجه به طرح تحول تدوین شده در کمیسیون تلفیق و برنامه و بودجه به کمک دولت اصلاحات اساسی صورت گیرد و برای ایجاد تعادل میان درآمدها و هزینه ها راهی جز اتخاذ سیاست های انضباطی مالی و انقباضی شدید در بودجه از طریق کاهش بودجه عمرانی و صرفه جویی در هزینه ها نیست. اما اگر لایحه هدفمندکردن یارانه ها مورد تصویب مجلس قرار گیرد با توجه به سناریویی که دولت با قیمت بنزین 400 تومانی و... پیش بینی کرده بودجه احتمالاً با کسری پایین تری مواجه خواهد شد.

اما نکته اساسی آن است که از یک سو ممکن است مجلس با سناریوی دولت موافقت نکند و قیمت های دیگری را برای حامل های انرژی تصویب کند و از سوی دیگر، حتی با سناریوی فعلی مورد نظر دولت، اگرچه بخشی از هزینه ها تامین می شود اما با توجه به اینکه پیش بینی می شود تورمی بالغ بر 57 تا 58 درصد در جامعه ایجاد شود، بنابراین دولت باید علاوه بر توزیع نقدی، درخصوص توسعه تامین اجتماعی، ارائه خدمات بهداشتی رایگان و تهیه مایحتاج مردم پیش بینی های لازم را انجام دهد.در غیر این صورت جامعه به خصوص دهک های کم درآمد جامعه شدیداً آسیب خواهند دید و چشم انداز اقتصادی نیز با ابهامات مختلفی
مواجه خواهد شد. *

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها