سینا علی‌محمدی

انفجار

برای «غزه» که تاریخ از او شرمسار است
کد خبر: ۲۲۷۰۴۵

هر صبح
با نخستین انفجار
پاهایت از خواب بیدار می‌شوند
آن‌سوتر
پدر
دست‌ها و پاهایش را
انفجار برده است
و دیوارها
دیگر خانه تو نیستند
دیوارها خاک شده‌اند
تا مادرت را
به آغوش بگیرند
همان طور که برادرانت را
حالا تو مانده‌ای
و بغضی که باید منفجر شود
دیگر هیچ فرقی نیست
میان انگشتانی که ماشه را می‌کشند
با دستانی که بغضت را
در قطعنامه‌ها وتو می‌کنند
امروز نه این خاک
و نه آن آسمان
امروز      
تاریخ از تو شرمسار است
سرت را به آسمان بده
و بغضت را
بر این خاک ببار
فردا
زیتون‌زارها
از بغض‌های تو شکوفه می‌دهند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها