دوباره باید شد

کد خبر: ۲۲۵۲۷۲

 «سکوتم را می‌نویسم... » تا حرفم را ، «با چشم بشنوند!»‌

شاید «تقدیر قابل تغییر» نباشد... ولی‌«تغییر قابل تقدیر» است.

در آینه... «به خود» آمدم... .

وقتی مرد ... صدای پایش «شنیده نشد» ولی رد پایش «دیده شد.»

پرنده وقتی بر اثر تیر خوردن «نپرید...» شکارچی از شادی «پرید!»

«دیدن قبر» خود را «به گور» نبرد... آن ‌را پیش خرید کرده بود... .

با «چشم باز... » می‌توان «گره کور» را باز کرد.

بالاخره تصمیم گرفت... مقداری از عمر «بی‌مصرف»  خود را «مصرف» کند!‌

حرف «درست و حسابی« ...»درست و حسابی»‌ شنیده نمی‌شود!

وقتی «کار» مناسبی پیدا کرد ... از خوشحالی «اشک شغل» ریخت!

«زیر خط فقر« ... »بی‌همه چیز» به سر شود!

چرا همیشه باید گفت «زنده یاد ... » یک بار هم «بگوییم زنده باد!»

امروزه روز، هر کس یک «تخته‌اش» کم است... خیالش «تخت» است!

چون «اهل معاشرت»‌ نبود... پس از مرگ «زود گورش» را کم کردند!

بالاخره تصمیم گرفت، در بازی زندگی ... «شوت» نباشد و «شوت» بزند!

«تحت تشویق» وجدان هستیم یا ... «تحت تعقیب» آن؟!

گفت «پدرت رو در می‌آورم« ...»حرفش با سند» بود، پدر را از زندان درآورد!

آنقدر برای همه «شاخ و شونه» کشید... که گاو «پیشونی سفید» شد!

در «دور مانده» از زندگی ... «دور مانده» از برازندگی نباشیم.

«پررو» وقتی روش کم شد ... «نیمرو» شد!

«بلا نسبیت» اینشتین نمی‌فهمید «بمب اتم» سلاح کشتار جمعی است...!

وقتی کار این یکی «تخته» شد ... خیال آن یکی «تخت» شد!

افراد «بی‌ نظر« ... »بی‌نظیر» به نظر می‌رسند!

پس از کلی دوندگی، برای «پیدا کردن کار... » پرونده‌ام عاقبت، به «خیر» شد و رد شد!

دستانم با «هم ‌دستی» سعی می‌کنند... «همدست» مشکلاتم نباشند.

اگر به «گیرنده» خود ... «گیر، نده» درست نمی‌بیند.

«شب جرات آفتابی شدن ... در «روز» را ندارد!

وقتی دست‌هایش در خلافکاری‌ها  یک «دستند... » لایق «دستبندند.»

از همان رفتاری که در دیگران «هوار» می‌زنیم... در خود «هورا» می‌کشیم!

نویسنده وقتی «پاس فکری» می‌گیرد... «طبعش گل» می‌کند.

برای «روبراه» شدن ... کافی است «رو به، راه» باشی.

به چه چیزی «چشم می دوزی... » و از چه چیزی «چشم می‌دزدی»؟

افسوس که «افیون» اعتیاد ... معتاد را «افسون» می‌کند!

وقتی «نقص» امروز را دید ... «نقش» فردا را بهتر کشید.

«عمر» را بیهوده خرج می‌کنیم ... و «عمرا» عوض نمی‌شویم!

نوشته «بی‌درد« ... »بدرد» نمی‌‌خورد.

علی درویش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها