مردی که با جعل عنوان طعمههایش را فریب میداد و از آنان سرقت میکرد، سرانجام دستگیر شد و به جرایمش اعتراف کرد.
به گزارش خبرنگار ما، نخستین شکایت علیه این متهم از سوی مردی به نام عباس در دادسرای شهرری مطرح شد و مالباخته طی توضیحاتی گفت: در خانه نشسته بودم که زنگ در به صدا درآمد. مردی که خودش را کارمند بیمه معرفی میکرد پشت در بود. وقتی با او صحبت کردم گفت: از طرف بیمه، مشمول دریافت مبلغ 350 هزار تومان پاداش شدهام. از حرف او بسیار خوشحال شدم و در همان لحظه پیش خودم فکر کردم میتوانم با این مبلغ مقداری خرید کنم. به همین خاطر اصلا فراموش کردم از آن مرد کارت شناسایی بخواهم. وقتی آن مرد به من گفت فقط تراول چک 500 هزار تومانی دارد و من باید مبلغ 150 هزار تومان به او بازگردانم. بیمعطلی به داخل خانه رفتم و آن مبلغ را از کشوی میزم برداشتم و به مامور بیمه دادم. او پس از گرفتن 150 هزار تومان بدون این که چک پولش را به من تحویل بدهد با عذرخواهی گفت باید حتی شناسنامهام را هم ببیند تا مطمئن شود برنده پاداش خود من هستم. از آنجا که درخواست کارت شناسایی به نظرم کاری عادی بود، دوباره به داخل منزل رفتم ولی اینبار وقتی برگشتم اثری از آن مرد نبود و تازه آن زمان بود که فهمیدم چه کلاهی سرم رفته است.
کد خبر: ۱۷۸۵۶۴
پس از طرح این شکایت به دستور بازپرس پرونده، ماموران تحقیقات خود را برای شناسایی و ردیابی متهم آغاز کردند و در حالی که در همان استعلامهای اولیه پی بردند جوان سارق، مامور بیمه نیست، از مالباخته خواستند به چهرهنگاری از جاعل عنوان بپردازد.
در همان حال که بررسی برای دستگیری سارق فراری ادامه داشت، مرد دیگری به دادسرای شهرری مراجعه و علیه یک کارمند بانک شکایت کرد. او گفت: دیروز مردی که خودش را کارمند بانک معرفی میکرد به در خانه من آمد و گفت: در قرعهکشی بانک برنده شدهام که از شنیدن این حرف به وجد آمدم و هیچ شکی درباره صحت ادعا و هویت مرد غریبه به خودم راه ندادم.
آن مرد که از لابه لای حرفهای خودم فهمیده بود من از بانک حقوق میگیرم از من خواست تراول چک 500 هزار تومانی را که همان روز به عنوان حقوق از بانک گرفته بودم به وی نشان بدهم تا او با کنترل کردن شماره سریال چک اطمینان پیدا کند که من همان برنده هستم. هرچند ارتباط بین شماره سریال تراول چک و برنده شدن در قرعهکشی پیدا نکردم، اما چون میخواستم جایزه را تصاحب کنم به حرف آن مرد گوش کردم و حقوقم را به وی دادم اما چند لحظه بعد آن مرد از غفلت من سوءاستفاده و فرار کرد.
پس از طرح این شکایت، مالباخته به چهرهنگاری از متهم پرداخت و ماموران متوجه شباهت این سارق با مامور قلابی بیمه شدند. پس از افشای این نکته که متهم هر دو پرونده یک نفر میباشد، کارآگاهان احتمال دادند وی در تدارک جرایم دیگری باشد و به همین خاطر تلاش خود را برای دستگیری او بیشتر کردند؛ با گستردهتر کردن دامنه تحقیقات توانستند ردپایی از متهم که امیر نام دارد به دست آورند.
چند روز بعد مرد خواربارفروشی با پلیس 110 تماس گرفت و از دستگیری یک دزد خبر داد. ماموران پس از آن که به مغازه این مرد رفتند به پرس و جو از او پرداختند. وی گفت: سرگرم انجام کارهایم بودم که یکدفعه متوجه شدم مردی یک گونی برنج 10 کیلویی را برداشته است و قصد دارد فرار کند. با داد و فریاد و کمک همسایهها توانستم این سارق را دستگیر کنم.
پس از انتقال دزد گونی برنج به پلیس آگاهی مشخص شد این مرد همان امیر متهم تحت تعقیب است، به همین خاطر بازجوییهای ویژه از وی آغاز شد. امیر با پذیرفتن اتهاماتش گفت: به خاطر مشکلات مالی که داشتم تصمیم گرفتم از راه دزدی مخارجم را تامین کنم. من هر دو طعمهام را از قبل شناسایی کردم. میدانستم که آنها مردان مسنی هستند که در صورت لو رفتن نقشهام توان مقابله با من را ندارند و براحتی میتوانم از دستشان فرار کنم.
متهم ادامه داد: من قصد داشتم با همین شگرد از چند نفر دیگر نیز کلاهبرداری کنم و برای رسیدن به این هدف درصدد بودم علاوه بر جعل عنوان کارمند بیمه و بانک، در برخی موارد خودم را مامور پست نیز معرفی و به بهانه تحویل دادن بستههای پستی ارزشمند، طعمههایم را اغفال کنم ولی موفق به پیشبرد نقشههایم نشدم.
بنابر این گزارش، پس از اعترافات متهم، رسیدگی قضایی به پرونده وی آغاز شد و این در حالی است که امیر هماکنون در بازداشت به سر میبرد.