در ایران نیز لذت نقاشی هواداران بسیاری پیدا کرد که حتی در پخش مجدد آن نیز با ریزش مخاطب مواجه نشده است. به طورحتم یکی از عوامل جذابیت این برنامه برای بیننده ایرانی، نقشگویی با تسلط یکی از دوبلورهای نام آشنا به جای باب راس میباشد. کیکاووس یاکیده (متولد 1347 در تهران) نحوه نقشگوییاش در لذت نقاشی به گونهای است که کاملا مخاطب را با خود همراه میکند. در ابتدا ممکن است صدای مخملین و با طراوت یاکیده به چهره میانسال باب راس ننشیند، اما یاکیده طوری با انعطاف به جای وی صحبت میکند که کاملا باورپذیر شده و گویی که سالهاست با این نقش زندگی کرده است. یادآوری صدای یاکیده در صحنههای کشیدن امواج دریا و کشیدن ابرها (که با درآوردن خرده اصواتی همراه بود) هنوز نیز لذت بخش است.
وی درباره این که دوبلاژ مقولهای است هنری یا تکنیکی میگوید: «هم هنر و هم فن است چون بهشخصه این دو را جدا از هم نمیبینم. هیچ هنری را پیدا نمیکنید که با فن و تکنیک همراه نباشد مثل موسیقی، شعر و ... در واقع هنر پیروی از یکسری قواعد تخصصی بعلاوه حالات خاص شماست که در گستره روحتان پرسه میزند که البته در نوع خود منحصر به فرد است. با فراگیری فن هر هنر، زمینهای را برای رشد آنچه که ناآگاهانه است فراهم کردهایم و آن هم الهام است. گویندگی هم مثل نقاشی است، تا زمانی که فنون نقاشی را به کار نبرید، اثری هنری خلق نمیشود یا حتی در نوازندگی؛ نوازندهای که نتها را میزند در حقیقت کاری کاملا تکراری و اصولی انجام میدهد ولی از آن لحظهای که پنجه او چیزی به آن نوا اضافه میکند که خاص آن نوازنده است و از جایی شروع میشود که هیچکس اطلاع کاملی از آن ندارد و میشود همان «سویدای دل» و آنگاه هنر اتفاق میافتد. گویندگی دوبلاژ هم همینطور است، یک بخشی از آن تکنیک است. بعلاوه آنچه که از جایی ریشه در باورهای گذشتگان، نگاه در آینده و بسیاری عوامل دیگر حتی قدرتمان در تجربه نقشی که میخواهیم بگوییم نشأت میگیرد و این به ظاهر ساده است، ولی در حقیقت بسیار پیچیده. شاید بعضی فکر کنند که گویندگی یعنی قسمتی که ما دیالوگ را ادا میکنیم فقط همین، پس زیاد کار سختی نیست چون واژهها قدرت این را دارند که عاری از هرگونه رنگی خود تفسیرکننده خود باشند اما گویندگی دوبله مثل ادای دیالوگ در نمایش است. نمایش سکوتی است که یکسری دیالوگ آن را میشکند، گویندگی نیز از این قانون پیروی میکند. دیالوگها را میگوییم تا آنچه که گفته نمیشود القا شود چون آدم ها حرف میزنند که رازهایشان را نگویند و چهره واقعی خود را پنهان کنند. در حقیقت هر کدام مثل کودکی که سعی میکند خطایی را که برای دیگران کاملا آشکار است پنهان کند، رفتار کنند و آهنگ این پنهانکاری مثل بازی خط کش و میز (دورتر، نزدیکتر) است که شنونده و بیننده را به چیزی راهنمایی میکند که قرار است او کشفش کند.»
وی در میانههای دهه 60 به حرفه دوبلاژ وارد میشود و اولین جملهاش را به جای یک سرباز رومی در سریال عربی راه قدس (به مدیر دوبلاژی بهرام زند) با این مضمون میگوید: «قربان این مرد اظهار میکنه فرمانده بزرگیه»، «آن موقع تئاتر کار میکردم. به خاطر صدای خاصی که داشتم خیلیها به من میگفتند صدای تو برای گویندگی دوبلاژ مناسب است، برو تست بده! موفق میشوی من هم رفتم سازمان صدا و سیما، تست گویندگی دادم. آن زمان تست به این صورت بود که متون مختلفی را پشت میکروفن میخواندی و بعد چند نفر از گویندگان قدیمی و پیشکسوت آن را گوش میدادند و انتخاب میکردند. بالاخره در یک روز برفی دوبلور شدم.»
یاکیده با استعدادی که از خود نشان داد، کمکم توانست نقشگوییهای شاخصی انجام دهد و تبدیل به جوان اول دوبلاژ شود. حضور در آثاری چون ارتش سری، کارتون بابا لنگدراز (به جای پرسوناژ جان اسمیت)، خانم مارپل، سرای ابریشم و ... منجر شد که یاکیده نقشهای به یاد ماندنی خود را در سریالهای کمیسر و رکس، شهر مرزی (به جای گروهبان بنت) و مظنونین را اجرا کند تا به اوج قله کاریاش در دوبله لذت نقاشی برسد.
«ما برای گویندگی به جای یک شخصیت لازم است اطلاعات زیادی را از او بدانیم که از مهمترین آنها مذهب، میزان وابستگی او به اعتقادات، ملیت، طبقه اجتماعی، جنسیت، موقعیت کلیاش و بسیاری چیزهای دیگر، شاید حتی تا اینجا که او بچه چندم خانواده است و در چه خانوادهای رشد کرده و با چه فرهنگی و تا چه حد به این خانواده وابسته است و تمام این قطعات کوچک در کنار هم نت موسیقی را تشکیل میدهند که گوینده باید آن را بنویسد و بنوازد، ضمن این که زبان مردم خویش را روی آن پیاده کند. این اتفاق خیلی بزرگی است. چون گویندگان جدا از ارتباطی که بین مردم و سرزمینشان با دیگر مردم دنیا و فرهنگهای خاصشان ایجاد میکنند، به نوعی پاسداران زبان مادریاند و به عقیده من دشمنی با دوبله، دشمنی با زبان مادری است. ممکن است برخی بگویند ضعف دارد، چنین و چنان است ولی با وجود تمام ضعفهایش پسندیده است.
صدای یاکیده یکی از بهترین گزینهها برای نقشگویی به جای ستارگان سینما از سوی مدیران دوبلاژ است، تاکنون صدای وی را به جای بازیگرانی چون جودلا (کوهستان سرد)، جانی دپ (پنجره مخفی، چارلی و کارخانه شکلاتسازی) و هیو جکمن (پرستیژ) شنیدهایم.
یاکیده در کارنامهاش حضور در مقابل دوربین سینما و تلویزیون را نیز دارد بویژه در فیلمهای تهمینه میلانی مانند زن زیادی و آتش بس و آثار تلویزیونی محمدرضا ورزی مثل قائممقام (در نقش محمدشاه قاجار)، کریم خان (در نقش آغامحمدخان قاجار)، کاخ تنهایی و همچنین تلهتئاترهایی چون روزهای زرد، پابلو نروادا، تیغ کهنه، اوراق شناسایی، در رستوران، نکراسوف، همه پسران من، ریچارد سوم.
کیکاووس یاکیده هم اکنون در بخش آگهیهای بازرگانی تلویزیون نیز حضور فعالی دارد ولی همگان او را بواسطه صدایش به عنوان یک دوبلور میشناسند. «کسی که بواسطه هنرش مورد توجه مردم است از خود گذشتگیهایی در این راه نشان میدهد و خیلی مواقع زندگی هنریاش را به زندگی شخصیاش ترجیح میدهد و سرخوشیها و لحظات درخشانی راکه میتواند برای خودش و خانوادهاش فراهم کند با لبخند و شادی مردم معاوضه میکند.»
نیروان غنیپور