حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حتی با اطمینان میشود گفت بعید به نظر میآید منتقدانی که 50 سال پیش در ارزیابی کلیشان به قطار 10/3 به یوما سه ستاره داده بودند اینک به نسخه بازسازی شدهاش بیش از یک ستاره بدهند. در حالی که قطار 10/3 به یوما ساخته دلمر دیوز وسترنی سنگین، باوقار، خوش ساخت و یکدست بود، ساخته جدید جیمز مانگو در بسیاری موارد شلختگی وسترنهای ایتالیایی را پیدا میکند و در کل نامتعادل و ناموزون به نظر میآید. شروع خوبی دارد، اما در ادامه ضعیف و سطحی میشود. با پایانی بشدت ناامیدکننده.
قطار 10/3 به یوما ساخته دلمر دیوز خوشبختانه سیاه و سفید بود با فضاسازی فوقالعاده، نورپردازی حساب شده و سایه روشنهایی که بسیاری مفاهیم و منظورها را به تماشاگر منتقل میکردند. گلن فورد، وان هفلین و فیلیشیا فار را داشت. موسیقیای مسحور کننده جورج دانینگ را داشت و ترانه عنوانبندی پرشوری که فرانکی لین محکم و قوی حرارت خوانده بودش. قطعههای میانی فیلم هم که با گیتار نواخته شده بودند مثل موسیقی فیلم جانی گیتار گیرا و روحنواز بودند. سکانس پایانیاش نفسگیر و پراضطراب و در عین حال بدون هرگونه خشونتی بود. در بردارنده چند نمای فوقالعاده دیدنی. لانگشاتهایی از قطاری که دور میشد و چارلی که میان ریلها ایستاده بود و رئیساش را صدا میزد و ... و اینها همه در حالی است که قطار 10/3 به یوما ساخته جیمز مانگو جذابیت و ویژگیهای قابل توجهی در حد آنچه که ذکرشان رفت، ندارد. در ضمن سکانس پایانیاش با برخی فیلمهای سرجیو لئونه مو نمیزند.
بخصوص رفاقت غیرمنتظره دو کاراکتر اصلی آن یادآور دوستی کلنیتایستوود و لی وان کلیف در همان نوع فیلمها بود، در حالی که در نسخه قدیمی بن وید (گلن فورد) در تمام مدت سعی داشت با لبخندهایش کلانتر را به تمسخر بگیرد و او را عصبی کند و در حالی که کلانتر (وان هفلین) تا پایان ماجرا همچنان جدی و تودار باقی ماند، 2کاراکتر اصلی نسخه جدید در صحنههای پایانی کارشان به شوخی و تعریف خاطره میکشد. سکانس پایانی فیلم هم به شکل غمانگیزی مضحک و خندهدار میشود.
بن وید (راسل کرو) پس از کشتن بهترین و وفادارترین دوستش چارلی و بقیه افرادش، به میل و اراده خودش سوار قطار میشود و در گوشه سلولی که برایش در نظر گرفته شده است، مینشیند. آخر سر هم به شیوه زورو سوتی میزند و اسب باوفایش هم با شنیدن صدای سوت او دنبال قطار راه میافتد. از این بهتر نمیشود. از آن نوع پایانها که احتمالا در زمان نمایش یا با کف زدن و هورای تماشاگر آمریکایی مواجه میشوند یا با هو کردنش جیمز مانگو فیلمش را مطابق با پسند و انتظار تماشاگر آمریکایی این دوره و زمانه ساخته است. به همین علت فیلمش پر است از صحنههای خشونتباری که نظیرشان را فقط در وسترنهای ایتالیایی دیدهایم، صحنههایی که در قطار ... 50 سال پیش حتی شبیه معمولیترین آنها را هم ندیده بودیم که این تضاد پیش از هر چیز بیانگر این واقعیت است که میل به خشونتگرایی و خشونتنگری در تماشاگر امروزی تا چه حد شدت یافته است.
فیلم قطار 10/3 به یوما ساخته جیمز مانگو را در برنامه سینما یک نشان دادند و گرچه مجری و کارشناس محترم این برنامه میکوشید با تمرکز بیش از حد بر فاکتور شخصیتپردازی فیلم مورد بحث آن را بزرگتر از قد و قواره واقعیاش جلوه دهد، اما صحبتهای ایشان نتوانست واقعیت این فیلم را دگرگون کند. این که قطار 10/3 به یوما ساخته جیمز مانگو یا جیمز منگو چیزی بیشتر از یک وسترن نسبتا خوب نبود.
در خاتمه این مقایسه نگارنده به سهم خودش آرزو میکند که وسترنهای متفاوت و باارزشی مانند شجاعان تنها هستند، آخرین غروب، سربازهای یک چشم، باغ شیطان و ... هرگز بازسازی نشوند، هر چند با این گونه بازسازیها ارزش و اعتبار آثار قدیمی و مأخذ بیشتر نمایان میشود.
محمودرضا جغتایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....