حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به اعتقاد این منتقدان آنچه پاریس در آفریقا بهدنبالش بود همگرا با منافع لابیهای قدرتمند بود و به هیچ وجه با رویکردهای سایر کشورهای اروپایی منطبق نبود. اصرار پاریس برای رایج کردن پول واحد آفریقایی در مستعرات پیشین فرانسه توام با اعمال فشار سیاسی بود و شیراک همیشه با نوعی رویکرد سیاسی آمرانه توام با تهدید با آفریقاییها سخن میگفت.
سیاست آفریقایی فرانسه همیشه پس از دوران شارل دوگل با نوعی پیوستگی همراه بوده است. دوگل با تمام قدرت برای حفظ نفوذ پاریس بر مستعمرات سابق فرانسه جنگید تا نه تنها آفریقاییها را به حمایت از سیاستهای فرانسه در عرصه جهانی وادارد که حق دسترسی انحصاری به منابع طبیعی این کشورها و بازار کلیدیشان را برای فرانسویها تضمین کند.
این رویکرد همیشه با منافع شرکتهای عمده فرانسوی همگرا بوده است. ماهیت نظامی سیاست آفریقایی فرانسه از همان ابتدا عنصری مهم در تعیین خط مشی پاریس در قبال آفریقاییها بوده است. فرانسه با بیست کشور زیر صحرای آفریقا توافقنامههای امنیتی و نظامی دارد. در چارچوب همین توافقنامهها، فرانسه شبکهای از پایگاههای نظامی را در مناطق مختلف قاره سیاه دایر کرده که به این کشور اجازه میدهد در زمانی کوتاه نیروهای خود را به نقاط بحرانزده اعزام کند.
با ایجاد منطقه پول مشترک آفریقایی موسوم به فرانک سیفا در مناطق مرکزی و غربی قاره سیاه، فرانسه توانسته نفوذ اقتصادی و مالی خود را بر مستعمرات سابقش در این منطقه حفظ کند. این بدان معناست که این کشورها قادر به ساماندهی بازار پول خود نیستند و در عمل استقلال مالی و پولی خود را از دست دادهاند.
با وجود اصلاحات به عمل آمده در سیاستهای آفریقایی پاریس در دهه 1990 میلادی ماهیت مداخلهگرایانه این سیاست تغییر چندانی نکرد. پاریس همیشه پرچمدار حضور اروپاییها در قاره سیاه بود و با برگزاری کنفرانسهایی که به طور معمول کشورهای غیرفرانسویزبان را هم دربر میگرفتند و همچنین ایجاد شبکهای از مراکز فرهنگی در کشورهای مختلف آفریقایی تلاش شده جایگاه فرانسه در بین روشنفکران و طبقه حاکمان قاره سیاه حفظ شود.
میراث مستعمراتی
به دلیل حفظ کانالهای رسمی و غیررسمی نفوذ فرانسه بر مستعمرات سابقش پاریس همچنان مستعمرهداری سابق تلقی میشود که سعی دارد مانع از کسب استقلال واقعی مستعمرات به رغم گذشت دهههای از استقلال حقوقی آنها شود.
با این حال به نظر میرسد سارکوزی خواستار تغییر ماهیت اعمال نفوذ پاریس بر کشورهای آفریقایی فرانسوی زبان است. این که فرانسه باید چه رویکردی در قبال مستعمرات سابق در پیش گیرد هنوز هم در پاریس موضوعی داغ است.
سارکوزی به عنوان وزیر کشور دولت شیراک موضعی سرسختانهتر در قبال مهاجران قاره سیاه اتخاذ کرد. او اکنون مترصد اصلاح قانون مهاجرت فرانسه به گونهای است که دولت از حق انتخاب مهاجران به جای الزام به اعطای حق اقامت به مهاجرانی که وارد خاک فرانسه میشوند، برخوردار شود.
از هر 10 فرد بالغ در فرانسه یکی در خارج این کشور متولد شده است. این رقم در مقایسه با نرخ 5/12 درصدی آلمان و 4/22 درصدی سوئیس خیلی زیاد به نظر نمیرسد اما برای درک اهمیت این مساله باید مولفههای دیگری را هم مدنظر قرار داد.
اولین مساله این است که نزدیک به 500 هزار مهاجر غیرقانونی در فرانسه زندگی میکنند که اکثرشان از اتباع کشورهای آفریقایی هستند. علاوه بر آن مهاجران آفریقایی عامل شکلگیری زاغهنشینهای اطراف شهرهای بزرگ فرانسه و رشد بزهکاری هستند.
ژنرالهای فرانسه
خطمشی فرانسه در قبال آفریقا در دوران جنگ سرد شکل گرفت و موجب شکلگیری سیستمی شد که از حمایت سرویس مخفی فرانسه، ارتش، احزاب سیاسی و صنایع این کشور برخوردار بود. اغلب به اشتباه از این سیستم تحت عنوان بلوک تکبافتی یاد میشود.
به ندرت به نقش ارتش در این سیستم اشاره میشود. پس از یک دوره انفعال سیاسی فرانسه در آفریقا طی دهه 90 میلادی این کشور باری دیگر با مداخله نظامی سال 2002 خود در ساحلعاج به صحنه سیاسی قاره سیاه بازگشت.
اگرچه پاریس سعی کرد در آن زمان نظر شورای امنیت را در تایید این اقدام جلب کند لیکن وقتی دولتهای چاد و جمهوری آفریقای مرکزی تحت فشار حملات گروههای شورشی در معرض خطر سقوط قرار گرفتند پاریش ترجیح داد خود را درگیر نکند. پاریس در این کشورها از جتهای جنگنده میراژ برای کمک به دولتهای دوست کمک کرد بیآن که درصدد جلب موافقت پارلمان برآید یا در این رابطه با اتحادیه اروپایی یا سازمان ملل مشورت کند.
این مداخلات نظامی یکجانبه پرهزینه و مناقشهانگیز است اما پاریس به دلیل پیوندهای عمیقاش با دولتهای دوست نمیتواند از کنار تحولات قاره سیاه بیتفاوت بگذرد. پاریس در سال 2005 تصمیم گرفت تعداد پایگاههای خود در آفریقا را به 4 کاهش دهد و هماکنون تنها در جیبوتی، ساحلعاج، سنگال و گابن پایگاه نظامی دارد. هدف از اتخاذ این تصمیم فراهم آورده زمینه مشارکت نهادهای بینالمللی در بحرانهای قاره سیاه بود اما این طرح در راستای منافع کدام طرف است؟ ناتو، سازمان ملل یا سیاستهای آفریقایی فرانسه؟
آنچه بیش از سایر موارد موجبات ناخرسندی متحدان اروپایی فرانسه را فراهم میآورد بازی پاریس با کارت این اتحادیه البته به نفع منافع یکجانبهگرایانه این کشور است.
منبع: اشپیگل
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....