علی درویش‌

دوباره باید شد

کد خبر: ۱۶۸۷۴۳
در روز، «حاضر نیستم» با بستن چشم، شب را «ظاهر کنم».

«پیام» زندگی ما، چه بوده است «پیامد» آن چطور؟

برای این «خسته» بود، که چشم و گوش‌«بسته» به دنبال دیگران بود!

«روزانه» چند بار با «روزنه امیدمان» قرار ملاقات داریم؟

چون «قادر به دوست داشتن» نبود، «قابل دوست داشتن» نبود.

خشم... همه را «دعوت» به «دعوا» می‌کند.

بزرگان وقتی هستند «برازندگی» می‌کنند وقتی نیستند، میان مردم «زندگی» می‌کنند.

«نبض بودن»، نزد کسی است که «زندگی را با برازندگی» پیونده داده است.

چون در بازی زندگی، «گل زیاد خورد»، «توپش همیشه پر بود»!

از دوستان نابابی که «دورت» هستند، «دوری» کن.

با «روی خوش» مخالفت کردن، بهتر از با «روی ترش موافقت» کردن است.

«چشم باز» کن تا بر «چشم بد» لعنت نفرستی!

«تنها بودن» با «تنها ماندن» تفاوت اساسی دارد.

دشوارترین «قدم» برای نوشتن «قلم» اول است.

اگر می‌خواهی بدانی تا چه حد به خود «علاقه» داری ببین تا چه حد کارهایت «عاقلانه» است.

فقط با «وقار»... «وقاحت» پشت پا می‌خورد.

گاهی لازم است «فراموشی» را «فرا گرفت».

این «شخص» است که سازنده «شخصیت‌» است.

چون «خوشایند» رفتار می‌کرد در استقبال و بدرقه «خوش آمدید» را می‌شنید.

«خود بزرگ‌بینی»، «مجلس ختم با شکوهی» است برای موفقیت.

«بلوغ و نبوغ»... از «ابراز نیاز» آغاز می‌شوند.

تنهایی... این «تنها دوستی» که مرا «به‌فکر وادار» کرد.

زن «جیره‌خوار» مرد نیست که به «زنجیر» کشیده شود!

چون هر روز، به «راهی» می‌رویم، نمی‌دانیم «راهی» کجا هستیم.

«چمدان» کسی که خود را «همدان» می‌داند خالی است!

با خط و نشان کشیدن ... نه «خطی از نشان» باقی می‌ماند نه «نشانی از خط»!

وقتی «بدهی» خود را، «بدهی»... اعتبار خود را دریافت می‌کنی.

قطره باران... وقتی دریا را «یافت»، کوچکی خود را «دریافت».

چون دائم از خود «فراریم» ... مدام «بی‌قراریم»!

«زودجوش» ... و «سخت‌کوش» باش.

«سهل گوش»‌ دهیم و «سخت‌کوش‌» باشیم.

«شخص قانع»، از «شخصیت قابلی» برخوردار است.

اگر «حسود» خود نخواهد با «شیمی درمانی» هم خوب نمی‌شود!

علاوه بر «علاقه» ... «عاقلانه» انتخاب کن.

احتیاج به «بلند مرتبه‌سازی» در خود داریم.

«اجازه دهیم» یک مقدار هم «کله‌مان کار کند»!

گفتار «نا راست» ... «نارساست».

جوان می‌خواهد «قاطی مرغ‌ها» شود (ازدواج کند) ولی مشکلات او را «کیش می‌‌کند».

اگر «افتادیم»، به خاطر این است که از اصل خود «دور افتادیم».
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها