به گزارش خبرنگار جامجم، اوایل شهریور امسال زنی با حضور در پلیس آگاهی تهران شکایت کرد، شوهرش فوت کرده و بابت مرگش از مردی به اتهام قتل عمد شکایت کرد. او گفت: شوهرم صاحب نمایشگاه خودرو بود. مدتی قبل مردی یک خودروی کوئیک به او فروخت، اما نمیدانست خودرو متعلق بهفرد دیگری است. بعد از چند ماه صاحب قبلی خودرو سراغ شوهرم آمد و مدعی شد خودرو متعلق به اوست و فروشنده (فرشید) آن را از او امانت گرفته و حق فروشش را نداشته است. همین مسأله باعث درگیری آنها شد. روز حادثه شوهرم در نمایشگاه بود، مردی که ادعای مالکیت خودرو را داشت، همراه مرد دیگری به آنجا آمدند تا آن را تحویل بگیرند، اما شوهرم هرچه گفت خودرو را معامله کرده و نمیتواند آن را پس بدهد، بیفایده بود.
وی افزود: آن دو مرد با شوهرم درگیر شده و به زور سوار خودرو شدند. شوهرم برای ممانعت از فرار آنها از کاپوت خودرو آویزان شد و راننده او را با همان حال با خودش برد. شوهرم بعد از طی مسافتی خودرو را رها کرد و بهشدت مصدوم شد. یک شبانه روز بستری بود و بعد فوت کرد. چون اول ماجرا را تصادف در نظر گرفته بودند، متهم با وثیقه آزاد شد، اما وقتی کارشناسان تصادفات بررسیهای لازم را انجام دادند و معلوم شد او به عمد شوهرم را زیر گرفته و باعث مرگ وی شده، فرار کرد. حالا از متهم فراری بابت قتل عمد شکایت دارم.
مأموران برای دستگیری متهم به خانهاش مراجعه کردند، اما خانوادهاش خبری از او نداشتند. متهم به قتل با دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران تحت تعقیب پلیس جنایی بود و دو روز پیش در مخفیگاهش شناسایی و بازداشت شد. وی با انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران باز جویی شد و در تشریح ماجرا گفت: خودروی کوئیک متعلق به همسرم بود. سه ماهی بود آن را خریده بودم، اما در اختیار خودم بود و با آن به نمایشگاه میرفتم. مردی با من مراوده مالی داشت. یک روز خودرو را امانت گرفت و دیگر آن را بازنگرداند. بعداز آن فهمیدم فریبم داده و با سندسازی کوئیک را به نمایشگاهدار دیگری در محلهای از تهران فروخته است. مرد شیاد نه خودرو را پس داد و نه پول فروش آن را به من پرداخت کرد.
وی افزود: به مغازه خریدار خودرو رفتم و با دیدن خودرو روز بعد با برادرم به نمایشگاه خودرو رفتیم تا با صاحب آنجا که خودرو را از واسطه شیاد خریده بود حرف بزنیم و کوئیک را پس بگیریم. خودرو را دیدم و پلاک آن را برای اطمینان بررسی کردم. سپس به پلیس زنگ زدم و کمک خواستم.
متهم به قتل ادامه داد: منتظر ماندیم تا پلیس بیاید. کنار کوئیک ایستادم تا این که دقایقی بعد چند نفر از حاضران نمایشگاه خودرو به سمت ما آمدند و با ما درگیر شدند. مرا زیر مشت و لگد گرفتند. سوار کوئیک شدم تا آن را با خودم ببرم که خریدار متوجه شد. کاپوت آن را گرفت و سعی کرد مانع حرکتم شود. ترسیده بودم و نمیدانستم چه میکنم. کمی از نمایشگاه که دور شدم، دنده عقب گرفتم تا او کاپوت را رها کند، اما تعادلش را از دست داد و به سمتی پرت شد.
فرارکردم، اما روز بعد که او فوت شد، دستگیر شدم. چون تصادف بود با سپردن وثیقه موقتی آزاد شدم، اما مدتی بعد خانواده او به اتهام قتل عمد از من شکایت کردند. از ترسم فرار کردم و بعداز چند ماه زندگی مخفیانه بازداشت شدم.
با این اعتراف، متهم به اتهام قتل در بازداشت بهسر میبرد و تحقیقات از او ادامه دارد.
حجتالاسلام ذوعلم:
شاهرخ بیانی، پیشکسوت استقلال در گفتوگو با جامجم: