
برای فهم این وضعیت، باید یک بازخوانی از نیت آمریکاییها و بهطور کلی غرب در این ماجرا داشته باشیم.
در بررسی تقابل آمریکا و غرب با انقلاب اسلامی ایران، دو نگاه وجود دارد. برخی، دلایل این خصومت را موضوعی میدانند و معتقدند اگر موضوعات مورد اختلاف با غرب حلوفصل شود، میتوان با غرب و سایر کشورها زندگی مسالمتآمیزی داشت. موضوعاتی مانند حقوقبشر، تروریسم، مسائل موشکی و در سالهای اخیر مسأله هستهای، از جمله مواردی هستند که در این چارچوب مطرح شدهاند اما برخی دیگر، ازجمله این نگارنده، معتقدند دلیل اصلی تخاصم غرب با ایران، بحث هویتی، ایدئولوژیک و تفکر انقلاب اسلامی است، نه این موضوعات. این موضوعات درواقع بهانههایی برای مشروع جلوه دادن خصومت، دشمنی و اقدامات غیرقانونیای بوده که غرب در طول این ۴۸ سال علیه ایران انجام داده است.
امروز عدهای با این ادعا که ترامپ بر مسأله هستهای ایران متمرکز شده، میگویند ایران باید پرونده هستهای خود را شفاف کند، میگویند که چیزی را که آنها میخواهند، انجام دهید تا دست از خشونت بردارند و این غائله خاتمه پیدا کند.
اما اگر به عقب برگردیم، چند سال قبل مسأله موشکی ایران و پیش از آن، بحث تروریسم ایران مطرح بود. اگر باز هم عقبتر برویم، بحث حقوقبشر ایران مطرح بود و حتی در آن مقطع اروپاییها گفتوگوهای حقوق بشری با ایران راه انداختند. از ابتدای انقلاب نیز بحث صدور انقلاب مطرح بوده است.
یعنی غرب همیشه یک موضوع را بهعنوان بهانه مطرح کرده و آن را پایه و اساس خصومت و دشمنی خود با ایران قرار داده است؛ اما در طول این ۴۸ سال هیچکدام از این موضوعات پروندهاش بسته نشده و علاوهبر آن، موضوعات جدیدی نیز به آنها اضافه شده است.
در بحث هستهای، بهعنوان مثال، دولت اصلاحات هرچه طرف اروپایی خواست، پذیرفت؛ تعطیل کردن برنامه هستهای که تا حد تعطیلی کامل رفت اما باز هم پرونده هستهای ما بسته نشد و درنهایت، ناعادلانه به شورای امنیت ارجاع داده شد و همینطور در موضوع برجام که ایران نهایت همکاری را انجام داد و درنهایت اروپا مکانیسم ماشه را فعال کرد.
درواقع نگاه غرب به جمهوری اسلامی ایران به این شکل است: کشوری که تحت شدیدترین تحریمهای سیاسی و اقتصادی بوده و سه جنگ بسیار بزرگ را پشتسر گذاشته، امروز در بسیاری از زمینهها در حوزههای تنوع محصولات صنعتی شرکتهای دانشبنیان و صنایع راهبردی چون هستهای، هوافضا، بیوتکنولوژی و ... در رده کشورهای پیشرفته دنیا قرار دارد و درواقع نوزدهمین اقتصاد بزرگ دنیاست .این ایران، با این شیوه کار، با این شیوه مدیریت و با این تفکر استقلالطلبانه، به دنیا نشان داده که بدون وابستگی به غرب و بدون تبعیت از سیاستهای دیکتهشده آنها، یک ملت و دولت میتواند پیشرفت کند. این، مهلکترین سم برای هژمونی غرب است.
غرب با این تفکر ایران و با این ایدئولوژی ایران سر دشمنی دارد و کنار نخواهد آمد. آنها یا میخواهند ایران استحاله شود و دقیقا به چیزی تبدیل شود که آنها میخواهند و تمام شعارهای استقلالطلبی خود را کنار بگذارد یا اینکه از طریق زور، اجبار و تهدید نظامی خواستهاند نظام را ساقط کنند. به شکلی بنیادین آنها اساسا با هر نوع ایران قوی مخالف هستند. این مخاصمه بنیادین تمدنی با ایران را مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا در آتن بهروشنی اظهار کرد.
به لطف الهی شاهدیم که در هیچکدام از این دو مورد نیز به موفقیت نرسیدهاند و آنچه امروز شاهدیم، این است که ایران امروز بسیار قویتر و توانمندتر از ایران چند سال قبل است.
در این میان، تحولات اخیر اروپا و اعتراضات گسترده ناشی از قیمتها در آن نیز قابلتوجه است. اتحادیه اروپا به یک موجود مفلوک و ناتوان تبدیل شده که حتی در دفاع از منافع خودش نیز عاجز است.
اگر به صحنه روابط بینالملل برگردیم، در دوران معاصر مدتهاست که هیچ کشوری اروپا را بهعنوان یک بازیگر جدی مورد توجه قرار نداده است. این ایران بود که برای دورهای یک ارزش و جایگاه غیرواقعی به اتحادیه اروپا داد؛ اتحادیهای که نشان داد هیچ استقلال سیاسی از خود نداشت و در بحث برجام نیز خفت، درماندگی و دنبالهروی از آمریکا را بهوضوح نشان داد. همین اروپاییها که امروز به دستوپا افتادهاند و به دنبال مذاکره با ایران هستند تا مسأله از طریق مسالمتآمیز حلوفصل شود، همانهایی بودند که با فعال کردن مکانیزم ماشه و همچنین با خاموش ماندن در برابر تمام حرکات و اقدامات غیرقانونی رژیم صهیونیستی و آمریکا، عملا این دو دولت جنایتکار را به حمله نظامی به ایران تشویق کردند.
همین اروپا بود که علیرغم تمام ادعاهای حقوقبشری، در برابر جنایتها سکوت کرد و حتی از یک محکومیت کلامی نیز اجتناب کرد.
اگر اروپا امروز از مذاکره و راههای مسالمتآمیز دم میزند، به این دلیل است که شرایط برای خودش سخت شده است. زمستان نیز در راه است، ذخایر گازشان پر نشده، دورنمای مصالحه با روسیه در موضوع اوکراین نیز کاملا تیره و تار است و شرایط پیش روی اروپاییها بسیار سختتر از قبل دیده میشود.
در اینسو ایران قویتر از قبل ایستاده است. طرف مقابل در صحنه نظامی در جنگ ۱۲ روزه و بعد از آن در دوره ۴۰ روزه و آنچه در چنته داشت از بمبافکنهای بی-۲ و اف-۳۵ گرفته تا موشکهای تامهاوک، به میدان آورد و چیزی جز شکست راهبردی نصیبش نشد اما در سمت ایران، هنوز به هر حال تجهیزات و ابزارهای ناشناختهای وجود دارد و ایران تمام توانمندی خود را به میدان نیاورده است. این چیزی است اروپاییها و آمریکاییها از آن وحشت دارند؛ اینکه اگر درگیری جدیدی شروع شود، ایران چه واکنش و عکسالعملی میتواند نسبت به گذشته نشان دهد.
بهخصوص که ارتش آمریکا اکنون نسبت به قبل خسته شده و از نظر تجهیزات نظامی راهبردی، بهویژه موشکهای رهگیر، بهشدت در مضیقه هستند و طبیعی است که غرب برخلاف ژست قلدری، خود را در نقطه ضعف میبینند.
به طور قطع اگر آمریکاییها درگیری جدیدی را شروع کنند، این بار ضربات سنگینتر و مؤثرتر را، انشاءالله، از جمهوری اسلامی ایران دریافت خواهند کرد و همانگونه که مسئولان نظامی ما گفتند، به حول و قوه الهی، پیروزی از آن ملت ایران خواهد بود و در این میان یکی بزرگترین بازندهها اروپاییها خواهد بود که برای تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران زمینهسازی کردند و با این سابقه امروز در جایگاه میانجیگری صادق نمیتواند عمل کند.
«جامجم» در گفتوگو با رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوای سازمان هواشناسی، آخرین پیشبینیها از وضعیت بارش کشور و پیامدهای النینو را بررسی میکند
کمال تبریزی در گفتگوی اختصاصی با «جامجم»:
ابراهیم قاسمپور در گفتوگو با روزنامه «جامجم»: