بازطراحی گردشگری؛ وقتی هوش مصنوعی باید «همه» را ببیند

محسنی بندپی
گردشگری را نمی‌توان با تعداد گردشگران، میزان اقامت یا درآمد حاصل از سفر تعریف کرد. پشت هر عدد، انسانی قرار دارد که تصمیم گرفته است از زندگی روزمره فاصله بگیرد، جایی را ببیند، فرهنگی را لمس کند، خاطره‌ای بسازد و برای مدتی جهان خود را بزرگ‌تر کند. از همین منظر، کیفیت گردشگری را باید در کیفیت تجربه انسان سنجید و این تجربه، زمانی کامل است که برای همه امکان‌پذیر باشد.
کد خبر: ۱۵۶۸۷۶۹
نویسنده دکتر انوشیروان محسنی‌بندپی / معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی

امروز در آستانه تحولی ایستاده‌ایم که شاید در چند دهه آینده، چهره گردشگری را بیش از هر تحول دیگری تغییر دهد. هوش مصنوعی در حال ورود به تصمیم‌گیری، بازاریابی، طراحی محصول، مدیریت مقصد، حمل‌ونقل، اقامت و تجربه گردشگر است. شعار روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ با تأکید بر «دستور کار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری»، از همین ضرورت سخن می‌گوید؛ ضرورت بازاندیشی در شیوه‌ای که گردشگری را می‌شناسیم، برنامه‌ریزی می‌کنیم و توسعه می‌دهیم.

اما در کنار این پرسش که «هوش مصنوعی چه چیزی را در گردشگری تغییر خواهد داد؟»، پرسش مهم‌تری وجود دارد: چه کسانی در گردشگری آینده دیده خواهند شد؟ پاسخ به این پرسش، ما را به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست‌گذاری گردشگری، یعنی دسترس‌پذیری، می‌رساند.

دسترس‌پذیری را نباید به یک رمپ، آسانسور یا سرویس بهداشتی مناسب تقلیل داد. اینها اجزای ضروری یک مقصد دسترس‌پذیرند، اما تمام ماجرا نیستند. گردشگری دسترس‌پذیر یعنی فرد بتواند از لحظه‌ای که درباره سفر تصمیم می‌گیرد تا زمانی که به خانه بازمی‌گردد، در تمامی حلقه‌های زنجیره سفر، امکان انتخاب، دریافت اطلاعات، جابه‌جایی، اقامت، بازدید و بهره‌مندی از خدمات را داشته باشد.

سالمندی که نمی‌تواند اطلاعات یک مقصد را به‌راحتی دریافت کند، فرد نابینا یا کم‌بینایی که به اطلاعات مناسب دسترسی ندارد، فرد ناشنوا یا کم‌شنوایی که امکان ارتباط مؤثر با ارائه‌دهنده خدمت را ندارد، یا فرد دارای معلولیت حرکتی که میان هتل و جاذبه گردشگری با مانع مواجه می‌شود، تنها با یک «مشکل فردی» روبه‌رو نیست؛ اینجا مسئله، طراحی مقصد و کیفیت نظام گردشگری است.

این نگاه، ما را از «درمان فرد» به «اصلاح محیط» هدایت می‌کند؛ از اینکه از انسان بخواهیم خود را با محیط نامناسب تطبیق دهد، به اینکه محیط را برای حضور انسان‌ها متنوع و آماده کنیم و درست در همین نقطه، هوش مصنوعی می‌تواند معنای تازه‌ای پیدا کند.

 

ارزش واقعی هوش مصنوعی در گردشگری

هوش مصنوعی اگر صرفاً ابزاری برای افزایش سرعت فروش، تبلیغات هدفمند یا پیش‌بینی رفتار مشتری باشد، بخشی از ظرفیت آن در گردشگری نادیده گرفته شده است. ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که بتواند بخشی از موانع سفر را شناسایی و برطرف کند؛ اطلاعات را متناسب با نیاز هر گردشگر ارائه دهد؛ مسیرهای مناسب‌تر را پیشنهاد کند؛ محتوای مقصد را برای افراد با نیازهای متفاوت قابل استفاده‌تر سازد و به مدیران کمک کند تا نقاط ضعف یک مقصد را پیش از آنکه به تجربه نامطلوب گردشگر تبدیل شود، شناسایی کنند.

تصور کنیم یک گردشگر پیش از حرکت، فقط با وارد کردن نیازهای خود بتواند تصویری واقعی از میزان دسترس‌پذیری مقصد دریافت کند؛ بداند کدام مسیر برای او مناسب‌تر است، کدام وسیله حمل‌ونقل قابلیت استفاده دارد، کدام اقامتگاه امکانات مورد نیاز او را فراهم کرده و کدام جاذبه امکان بازدید مناسب‌تری دارد. اینجا هوش مصنوعی دیگر یک فناوری نمایشی نیست؛ به بخشی از حق انتخاب انسان در سفر تبدیل شده است. از همین رو، آینده گردشگری هوشمند را نمی‌توان جدا از مفهوم گردشگری فراگیر تصور کرد.

اگر در گذشته، دسترس‌پذیری عمدتاً پس از ساخت یک بنا یا ایجاد یک خدمت مورد توجه قرار می‌گرفت، اکنون باید از ابتدا در طراحی محصول و مقصد لحاظ شود. همان‌گونه که امنیت، پایداری و کیفیت را نمی‌توان پس از طراحی به یک مقصد افزود، دسترس‌پذیری نیز باید از نخستین مرحله سیاست‌گذاری و طراحی در متن پروژه حضور داشته باشد. این تغییر نگاه، نیازمند تغییر در حکمرانی گردشگری است.

وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در کنار دستگاه‌های مسئول در حوزه مناسب‌سازی، مدیریت شهری، حمل‌ونقل، فناوری و بخش خصوصی، می‌تواند زمینه‌ای فراهم کند که دسترس‌پذیری از یک مطالبه تخصصی به یک استاندارد قابل سنجش در زنجیره خدمات گردشگری تبدیل شود.

در این مسیر، تدوین استانداردهای روشن، آموزش نیروی انسانی، طراحی نظام ارزیابی تأسیسات گردشگری، استفاده از نشانه‌ها و گواهی‌های معتبر دسترس‌پذیری و ایجاد مشوق برای فعالان این حوزه، اهمیت ویژه‌ای دارد. تجربه‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهد که می‌توان با طراحی سازوکارهای ارزیابی و اعطای نشان دسترس‌پذیری، این موضوع را از یک توصیه اخلاقی به یک معیار مشخص در ارائه خدمات گردشگری تبدیل کرد.

از سوی دیگر، هوش مصنوعی نیز نیازمند حکمرانی است. داده‌های گردشگران، الگوریتم‌های پیشنهاددهنده و خدمات هوشمند نباید صرفاً با معیار کارآمدی اقتصادی سنجیده شوند. حفظ حریم خصوصی، جلوگیری از تبعیض الگوریتمی، دسترسی برابر به خدمات دیجیتال و امکان استفاده گروه‌های مختلف جامعه از فناوری، بخشی از مسئولیت ما در مسیر تحول دیجیتال است.

در واقع، بازطراحی گردشگری دو وجه دارد: بازطراحی فناوری و بازطراحی نگاه ما به انسان. اگر یکی را بدون دیگری پیش ببریم، ممکن است به مقصدهایی برسیم که از نظر فناوری بسیار پیشرفته‌اند، اما هنوز برای بخشی از شهروندان قابل تجربه نیستند.

ایران با تنوع کم‌نظیر فرهنگی، تاریخی و طبیعی خود، ظرفیت آن را دارد که در مسیر توسعه گردشگری دسترس‌پذیر، رویکردی متناسب با ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی خود شکل دهد. این ظرفیت البته زمانی بالفعل خواهد شد که دسترس‌پذیری را نه یک پروژه مقطعی، بلکه بخشی از سیاست توسعه گردشگری بدانیم.

از این منظر، توجه به سالمندان و افراد دارای معلولیت تنها به معنای پاسخ به نیاز یک گروه خاص نیست. هر اقدامی که گردشگری را برای این گروه‌ها قابل استفاده‌تر کند، در نهایت گردشگری را برای همه بهتر می‌کند. مسیر هموارتر، اطلاعات روشن‌تر، خدمات دقیق‌تر، حمل‌ونقل مناسب‌تر و کارکنان آموزش‌دیده، محدود به یک گروه نیست و کیفیت تجربه همه گردشگران را ارتقا می‌دهد. این همان جایی است که مفهوم «فراگیری» از یک شعار به یک منطق توسعه تبدیل می‌شود.

 

گردشگری آینده، گردشگری هوشمند

گردشگری آینده باید بتواند میان فناوری و انسان تعادل برقرار کند؛ از یک سو از ظرفیت هوش مصنوعی برای تصمیم‌گیری دقیق‌تر، خدمات شخصی‌سازی‌شده‌تر و مدیریت هوشمند مقصد بهره ببرد و از سوی دیگر، مراقب باشد که انسان در میان انبوه داده‌ها و الگوریتم‌ها گم نشود.

ما به مقصدهایی نیاز داریم که هوشمند باشند، اما سرد و بی‌روح نباشند. دیجیتال باشند، اما انسان را حذف نکنند. کارآمد باشند، اما گروهی را پشت در نگذارند. شاید معنای عمیق «بازطراحی گردشگری» نیز همین باشد: بازطراحی برای فناوری نیست؛ بازطراحی برای انسان است و فناوری باید در خدمت این بازطراحی قرار گیرد.

در چنین نگاهی، هوش مصنوعی می‌تواند نه فقط موتور تحول دیجیتال، بلکه یکی از ابزارهای تحقق گردشگری فراگیر باشد؛ ابزاری برای کاهش موانع، افزایش انتخاب، گسترش فرصت و نزدیک‌تر کردن تجربه سفر به نیازهای واقعی انسان‌ها.

و در نهایت، آینده گردشگری را نه صرفاً با تعداد سامانه‌های هوشمند، بلکه با تعداد انسان‌هایی خواهیم سنجید که به واسطه این تحول، امکان سفر پیدا می‌کنند، مقصدی را تجربه می‌کنند، با فرهنگی تازه ارتباط می‌گیرند و سهم خود را از لذت کشف جهان به دست می‌آورند.

گردشگری هوشمند، اگر برای همه نباشد، هنوز به هوشمندی کامل نرسیده است. این شاید مهم‌ترین معنایی باشد که می‌توان از بازطراحی گردشگری در سال ۲۰۲۶ دریافت: آینده‌ای که فناوری آن را می‌سازد، باید برای همه انسان‌ها قابل تجربه باشد.

newsQrCode

نیازمندی ها